<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مهردل</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/</link>
<description>بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Nov 2009 10:14:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آرزوی رویش سبز مدرنیسم بر خاک سنت و آرمان </title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باز هم مطلب طولانی شد اما راه گریزی نداشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;محمد قوچانی&quot; &quot;مجموعه مقالاتی در جامعه شناسی نهادهای مدنی در ایران امروز&quot;را که پیشتر در روزنامه خرداد چاپ شده بود را تدوین و در کتاب &quot;یقه سفیدها&quot; جمع آوری و در سال 79 منتشر کرده است . در فصل دوی این کتاب در پی واکاوی جریان های سیاسی موجود در جامعه به بررسی فعالان سیاسی و نگاه آنها به موضوع سنت و مدرنیسم  پرداخته و آن را مورد ارزیابی و داوری قرار داده است و ضمن ارائه تعریفی از این دو حوزه، گروهها و احزاب و شخصیتها را در قالبهایی که تعریف کرده ،طبقه بندی نموده و هرکس را در این طبقات قرار داده است . او در تعریف جریان سنتی چنین می نویسد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«در تعریف جریان سنتی مهمترین عنصر مورد تکیه عنصر زمان است. نیروهای سنتی طیفی از مدافعان تاریخ را تشکیل می دهند که اصالت هر پدیده را با قدمت آن می سنجد. از نظر این جریان ما میراث دار گذشتگانی هستیم که به ما ارزشها و باورهای مطمئنی را عرضه داشته اند- مطمئن از این جهت که با گذشت زمان ، آزمون خود را در ایجاد آرامش پس داده است ، و ایجاد آرامش مهم ترین کارکردی است که یک اندیشه می تواند برای انسان داشته باشد . انسان سنتی اهل ریسک نیست و از تجربه های نو در هراس است؛ هراس از هزینه هایی که باید برای یک آزمون- خطای جدید بپردازد.....»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا به همین نکته در انتها خواهم پرداخت که این تعریف تا چه حد با واقعیت منطبق بوده و درست است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در باره مدرنیسم می نویسد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«در مقابل جریان سنتی جریان دیگری قرار دارد که تاریخ را ملاک خوبی برای سنجش اصالت پدیده ها نمی داند . انسان مدرن محصول تجربه های جدید بشری است و ریسک ( پروسه آزمون و خطا ) برای او لازمه تجربه اندوزی است.از این رو جسارت به جای ترس می نشیند و انسان نوین آماده ورود به عرصه های جدید تجربه اندوزی است. از این رو جسارت به جای ترس می نشیند و انسان نوین آماده ورود به عرصه های جدید تاریخی می شود.به همان اندازه که انسان سنتی از شک در هراس است ، انسان مدرن به سوی شک می شتابد و از خطوط قرمز سنتی و عرفی گذر می کند....» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در شک دانستن سنت گرایان و ترسو خواندن آنها برای کشف ، اولین و مهمترین سنگ بنای خطای قوچانی در ساخت و بنای مقاله اش است که در نتیجه گیری خواهم گفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در خصوص جریان پست مدرن ( فرانوگرایان) چنین می نویسد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«قصه پست مدرنیسم ایرانی شگفت انگیزترین قصه تفکر در این سرزمین [ایران]است، چه ، در شرایطی که هنوز جامعه ایران ورود به عرصه تجدد را تجربه نکرده و یا به تجربه ای ناقص از آن بسنده کرده ، قدم در راه پساتجدد گذارده است!فرانوگرایان ایرانی به فرو تجدد بسنده می کنند و نشانی سنت را به هواداران خود می دهند. سرحلقه ایرانی پست مدرنیستها در حوزه تفکر ، مرحوم دکتر فردید بود. اما اینک بیش از چند دهه از ظهور این گرایش فرهنگی – فکری چهره شاخصی از آن برنخاسته است. نزدیکترین چهره این منظومه به قلمرو قدرت دکتر سید حسین نصر بوده است که از حلقه «[هانری] کُربنی» هوادران حکمت معنوی (نام ایرانی پست مدرنیسم) پای به انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفه گذارد و به دستگاه فرح دیبا راه یافت و پس از انقلاب اسلامی از کشور خارج شد....»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او در ادامه ،جریان ذکر شده را به دو شاخه مذهبی و غیر مذهبی تقسیم می کند و دکتر رضا داوری و داریوش شایگان را شاخص هر یک از گروهها نام می برد که هر دو از مریدان هایدگر و فردید و کُربن بوده اند. و در ادامه مقابله دکتررضا داوری با دکتر سروش را در بحث مربوط به جامعه باز پوپر به عنوان مقابله فرانو گرایان با نو گرایان دینی می خواند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر داوری همان زمان طی مقاله ای ضمن احترام فوق العاده به قوچانی  نوشت که اولا پیرو پست مدرن نیست و همچنین تعریف قوچانی را از پست مدرن سوتفاهم خواند و نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« پست مدرن دورانی نیست که پس از تجدد آمده باشد؛ بلکه مرحله ای از تجدد است که در آن علم به اطلاعات مبدل شده باشد و اصول و مبانی عالم تجدد مورد چون و چرا و شک و تردید قرار گرفته است. شاید هنوز برای ما مشکل باشد که در اصول تجدد تحقیق و چون و چرا کنیم، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم به عالم اطلاعات پیوسته ایم. درست است که ما تولید کننده اطلاعات نیستیم ولی خریدار آنیم و به جای علم، اطلاعات مصرف می کنیم....»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دو سه سال پیش من به تعدادی از شعرا و اهالی حوزه ادبیات که خود را مدرن و پست مدرن می خواندند شدیدا حمله کرده و با ایشان وارد بحث شدم و از شعرای کلاسیک و سنتی به شدت دفاع کردم زیرا آنها به قدمای شعر و ادب ایران توهین روا می داشتند . بعد که فهمیدم دعوای آنها با سنت گرایان، صورت دعوایی قومی و قبیله ای پیدا کرده است از آن بحث به طرفة العینی خارج شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز نیز بحث ما اینجا همین بحث قدیمی است &lt;A href=&quot;http://imayan.blogsky.com/1388/09/07/post-989&quot;&gt;ایماگر&lt;/A&gt; مطلبی در مورد &lt;A href=&quot;http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=92518&quot; target=_blank&gt;کناره گیری آیت الله جوادی آملی از اقامه نماز جمعه قم&lt;/A&gt; نوشته است و آن را نوعی اعتراض به وضعیت موجود خوانده است و &lt;A href=&quot;http://sarband.ir/?p=1751&quot;&gt; دوستی&lt;/A&gt; ضمن مخالفت با این نظر با ارجاع به نوشته او ، ایماگر را ضد انقلاب خوانده است! اولا من همه مواضع ایماگر را تایید نمی کنم و اختلاف نظرهایی با هم داریم ثانیا این دوست محترم که سبزها را جلبک خوانده اگر از سوی سبزها متقابلا شپش خوانده شود مطمئنا خوشش نخواهد آمد پس به جای توهین و تحقیر یکدیگر، بهتر است دلیل اقامه شود که همه عقول مستعد پذیرش حقیقتند و در پی آن. ثالثا سبزها طیفی گسترده را شامل می شوند و اکثرا مدافع قانونند و مضاف بر اینکه &lt;A href=&quot;http://imayan.blogsky.com/1388/09/07/post-987&quot;&gt;ایماگر&lt;/A&gt; در مقابل حقوقدانانی که در پی رفع بن بست  کنونی موجود در قانون ، و در &lt;A href=&quot;http://greenlawyers.wordpress.com/&quot;&gt;حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt; می نویسند و به نوشتن قانون اساسی پیشنهادی خود اقدام کرده اند؛ گوشزد کرده است که عدم توجه به باورهای مذهبی مردم و نوشتن قانونی خلاف آموزهای دینی و اسلامی دیر یا زود انقلابی دیگر را برای براندازی رزیمی بی اعتقاد به اسلام یا کمرنگ نسبت به اعتقاد مردم را رقم خواهد زد. حالا ایماگر را با این نوشته چطور می توان ضد انقلاب نامید؟  با این وصف امروز تمام کسانی که اجرای قانون اساسی را خواهانند و تعدادشان هم از قضا فراوانند، که همه از دم ضد انقلابند! . بگذریم از اینکه قسمت حیرت اور موضوع این است که ما در مقابل کسانی قرار داریم که خود قانون اساسی را دور می زنند و علنا و رسما از آن عدول می کنندو قوانین را زیر پای منویات و خواسته های جناحی خود که معطوف به حفظ قدرت ، آنهم از نوع لجام گسیخته اش است، له می کنند و با حیرت تمام خود را طرفدار قانون و متخلق به قانون می دانند واز طرف همکیشان خود طرفدار انقلاب و انقلابی هم خوانده می شوند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بگذریم ! من خود را طرفدار مدرنیسم می دانم اما در عین حال از سنت دفاع می کنم زیرا معتقدم تا وقتی کسانی مانند دکتر شایگان و افکاری مانند افکار او موجود است باید چنین کرد. نظر او را بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« همه متدهای عالم باید تابع مدرنیته شوند و خود را با آن تطبیق دهند و از آن الهام بگیرند ، در غیر این صورت از مسیر حرکت جهان کنار خواهند ماند ، زیرا ارزش دیگری وجود ندارد که بتوان آن را جانشین ارزشهای مدرنیته کرد. می توان از حقوق مذهبی حقوق هندو، اسلامی ، مسیحی و ... سخن گفت اما همه اینها به حیطه گنگ و نا مشخص آرمان و آرزو تعلق دارد...» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;داریوش شایگان .افسون زدگی جدید هویت چهل تکه و سیار. ترجمه ناظم ولیانی . 1380  ص 42 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه سنت گرایان را نمی توان سنت گرای طبق تعریف قوچانی خواند. چون بعضی از ایشان از غلطیدن به هویت غربی واهمه دارند و به همین جهت در مقابل آن صف می بندند . بله تا زمانی که  حقوق مذهبی و آرمان گنگ خوانده شود من و امثال من با چنین مدرنیسمی مخالفت خواهیم کرد، هر چند این مخالفت ما را در صف سنت گرایان قرار دهدو تا زمانی که دعوت و فراخوان به سوی ناکجاآبادهایی مانند مدینه فاضله افلاطون باشد که امتحانش را با فلسفه نیچه و ظهور نظم نوین جهانی هیتلر و کشتار پنجاه و پنج میلیون انسان در جنگ جهانی دوم داد و تا زمانی که همین مدینه فاضله به سان مادر، مارکسیسم و لنینیسم را زائید و استالینی که این دو را تا حد خدا می پرستید را به دنیا معرفی کرد ؛ و تا زمانی که نظم نوین جهانی ،استحاله فرهنگها را در فرهنگ منحط غرب خواهان است و هضم هر فرهنگی را مقابل فرهنگ غربی نشانه گرفته است ، من با چنین مدینه فاضله ای مخالفم .من از چنین مدرنیسمی متنفرم ،زیرا  دست از هویت خود نخواهم کشید تا به مدرنیسمی برسم که تنها نسخه شفا بخش عالم خوانده می شودو حال انکه سابقه اش بسیار تاریک و خونریز است. مباهات به تاریخ گذشته نه به خاطر خود این تاریخ پر افتخار ست بلکه بدلیل کتمان و نادیده انگاشتن تاریخ ما از سوی غرب است که متاسفانه از فزط تکرار این ادعا، از سوی اکثریتی از جامعه نیز مورد پذیرش قرار گرفته است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله امروز با وجود بعضی هم فکری ها من در مقابل دوستانی که چشم بر روی تاریخ سراسرعداوت و دشمنی غرب با ما بسته اند و ما را به سوی در آغوش گرفتن چنین غربی فرا می خوانند می ایستم و آنها را به گشودن چشم وعبرت گرفتن از تاریخ فرامی خوانم بگذار مرا با چنین دیدی &quot;حافظ سنت&quot; و &quot;مخالف تجدد&quot; بخوانند . بله من با اقبال به این سنت به آن تجدد می تازم و آرزوی مرگ مدرنیته ای را دارم که امثال دکترشایگان برای ما می خواهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این مطلب بحث مستقلی است اما در ارتباط با مطلب دوست تازه ام &lt;A href=&quot;http://www.hasanasadi.blogfa.com/post-20.aspx&quot;&gt;آقای اسدی&lt;/A&gt; است که کامنت مربوط را بسته اند و دوست دیگرم &lt;A href=&quot;http://mamrizzio.blogspot.com/&quot;&gt;آقا محمد رضا&lt;/A&gt; که گاهی کامنتشان و گاهی اصلا وبلاگشان باز نمی شود و امکان ارسال کامنت برایش طی دو روز گذشته ممکن نشد و&lt;A href=&quot;http://imayan.blogsky.com/&quot;&gt; ایماگری&lt;/A&gt; که کامنتهایش باز می شود اما ارسال نظر برایش از سوی من ممکن نمی شود! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 10:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هارپ ( HAARP ) سلاح جدید آمریکا </title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از دوستانم که کارشناس فیزیک است در جستجوی خود درباره نیکلا تسلا از طریق موبایل به &lt;A href=&quot;http://iran-eng.com/showthread.php?t=77766&quot; target=_blank&gt;این لینک&lt;/A&gt; برخورده بود و چون از بحث ما در مورد غرب مطلع بوده و پی گیری می کند و از طرفی به خاطر محدویت های موبایل نتوانسته بود بررسی کامل و جامعی بکند از من خواست مطلب را در اینحا نقل کنم من هم بنا به ماهیت و اهمیت مطلب اطاعت امر ایشان کردم . با خواندن موضوع چنین به نظر می رسد که چیزی که اصلا ارزش ندارد جان انسانهاست! مطلب جای تامل و احیانا بررسی بیشتر را از طرف دوستان دارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;هارپ چیست؟&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;FONT color=blue&gt;به صدای&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://www.zoodi.com/121/soraya.blog/h-sound.mp3&quot; target=_blank&gt;هارپ&lt;/A&gt; &lt;FONT color=blue&gt;گوش دهيد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=blue&gt;هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی &lt;FONT color=red&gt;&lt;A href=&quot;http://www.vlf.it/frequency/bands.html&quot; target=_blank&gt;ELF/ULF/VLF&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;) تاسيس شده است. ولی در واقع &quot;پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگان&quot; به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.&lt;BR&gt;( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج &quot;راديويی&quot;، &quot;ليزر&quot; و &quot;نيروی مغناطيس&quot; برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=red&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;آیونوسفر چيست و کجاست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=blue&gt;لایه ی آیونوسفر در بالاترین لایه ی اتمسفر (Atmosphere) قرار دارد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=blue&gt;بقیه در ادامه مطلب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 05:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرق از نگاه غرب و نقش انکار شده دین</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در غرب گفته می شود تمدنها همانگونه که زاده می شوند روزی نیز می میرند. تمدن غرب هرگز نمرد و از یونان به روم و سپس به غرب فعلی منتقل شد اما تمدن شرقی مرد! این حرف کاملا غلط است ظهور تمدن و افول آن در نقطه ای خاص به معنای زایش و مرگ تمدن در همان نقطه نیست ، بلکه تمدن ماحصل علم انسان است که از جایی به جای دیگر منتقل می شود  تفکر یونانی از یونان و تسلط اسکندر به مصر و بعد از ساخت شهری به نام اسکندریه به آنجا منتقل شد که همانزمان هم دارای نظامی برای تفکر بود و در  اسکندریه ماند تا حمله روم  در زمان ژولیوس سزاربه مصر و خودکش کلئوپاترا و چیره گی مجدد روم به مصر و سپس اگوست که دیکتاتوری را به سان احمدی نژاد  آرام آرام ولی پیوسته و با عوامفریبی جایگزین نظام جمهوری در روم کرد. تفکر در اسکندریه بود تا اینکه اسلام ظهور کرد و عمر وعاص به نمایندگی از معاویه که در شام بود به مصر رفت و اسلام را در این خطه گسترش داد .مراودات جهان اسلام با مصر باعث آشنایی با فلسفه یونانی شد رویش تفکر فلسفی در تمدن اسلامی بعد از سرنگونی خلفای بنی امیه و روی کار آمدن خلفای بنی العباس و انتخاب بغداد به مرکز دارالخلافه آغاز شد بغداد مرکز امپراطوری اسلامی بود و از اکناف عالم به آنجا رفت و آمد می شد و خلفا تمایل داشتند دانشمندان را در دارالخلافه خود به نمایش بگذارند به همین خاطر دارالخلافه به مرکز علم تبدل شد و فلسفه نیز جزو علوم بود و بدین ترتیب فلسفه از اسکندریه به بغداد منتقل شد و با افول تمدن اسلامی و شروع رنسانس ، غرب به همان شیوه ای که مسلمانان به کار برده بودند (ترجمه آثار تمدنهای پیشین و استفاده از آن و پیش بردن قافله علمی ) به ترجمه آثار تمدن اسلامی که در آن عصر از تمدنهای درخشان عالم بود اقدام کرد و به این ترتیب همزمان با فروغ تمدن اسلامی ، تمدن غربی چراغش را روشن ساخت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با نگاه به این سیر می بینیم که انتقال تمدن از نقطه ای به نقطه دیگر صورت گرفته است پس چرا از سوی کسانی در غرب مورد مناقشه قرار گرفته است؟ چند دلیل می توان برای آن برشمرد مهمترینش این است که: در ابتدا دلیلی جز لجاجت و عناد ناشی از غرور و جهل نداشتند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تمدن غربی به طور ذاتی از دین شرقی بی بهره بوده و هرگز به دینی اعتقاد نداشته است . همواره خدایان بسیاری در قلمرو یونان و روم مورد پرستش قرار می گرفته و حکومت مرکزی نسبت به این خدایان حساسیتی نداشته و حتا توانسته از آن بهره لازم را برده تا آنجا که خود امپراطور روم را معادل خدایان روی زمین معرفی کند. اساطیر در این میان نقش زیادی بازی کرده اند. پس از ظهور مسیح(ع) و بیش از سیصد سال مسیحیت آزاری روم که به تعقیب بزرگ معروف است . گسترش مسیحیت به طور پنهانی پادشاهان رومی را ناچار کرد به جای انکار و مقابله وجود مسیحیت را بپذیرند و به این ترتیب کنستانتین به مسیجیت گرایش پیدا کرد و آن را دین رسمی روم قرار داد و البته خود کنستانتین تا آخر عمر هم مسیحی نشد! اما توانست در پیروی از روش ساسانیان و پس از صد سال دینی واحد را در روم پایه گذاری کند به این وسیله اگر سابق براین مردم امپراطور را مانند خدا می پرستیدند؛ جایگاه خدا بودن به نماینده خدا در روی زمین بودن تنزل پیدا کرد  و به این ترتیب توانست همان حاکمیت قبلی خود را البته به شکلی دیگر ادامه دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استبداد کلیسا و علم ستیزی کلیسای مسیحی طی قرون وسطا یکی دیگر از دلایل بود غربیها تصور می کردند ادیان به طور کلی علم ستیزند و پذیرش دین منجر به تعطیلی علم می شود از همینجا بحث تقابل علم و دین برایشان بسیار جلوه کرد و بر آن پافشاری کردند و پس از رهایی از یوغ کلیسا مدام به دنبال این مقابله علم و دین که ذاتی می پنداشتند ،رفتند این دیدگاه غرب هنوز هم دیدگاه رایج و حاکم در غرب است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بحث تعامل یا تقابل علم و دین یا عقل و دین از دیر باز فکر انسان را به خود مشغول کرده است . امروز شرق را معرف دین و غرب را منادی علم می خوانند!  وبا مقابله هم قرار دادن شرق و غرب خط حائلی میان علم و دین و یا عقل و دین می کشند. این همان نقطه آغازینی است که صف بندی موجود فعلی را بین شرق و غرب را در ابتدا موجب شده بود و از سوی استراتژیستهای غربی کماکان دنبال می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طی چند قرن اخیر یعنی از قرن هفدهم به بعد در غرب مدام &quot;خطر اسلام&quot; در بوق دمیده شده است آیا &quot;شرق&quot; یعنی &quot; اسلام&quot;؟ می دانیم که اینطور نیست چین و هند هم جزو شرق است اما دوری هند و چین از اروپا باعث شد آنها از این ناحیه احساس خطر نکنند و همجواری با دنیای اسلام ؛ همواره آنان را به مقابله با این قسمت از شرق فراخوانده است.بررسی این سوال که چه چیز اسلام برای آنها ایجاد خوف و خطر می کرده؟  مهم است و البته جواب روشنی نیز دارد که اشاره ای کردم و در جای خود و در بحث دین به آن خواهم پرداخت. اما به هر حال انتخاب دشمن  از سوی غرب صورت گرفته و پس از جنگ سرد تنها هدفش را اسلام انتخاب کرده است. ادوارد سعید در کتاب &quot;غرب و اسلام - برخورد تمدنها&quot;  نوشته است : «... و از قرن هیجدهم تا به امروز تفکر شرق شناسانه نوعی جغرافیای تخیلی و با وجود این به نحو وحشتناکی قطب بندی شده است که جهان را به دو بخش غیر مساوی تقسیم می کند بخش بزرگتر و &quot; متفاوت&quot; آن به نام &quot; مشرق زمین&quot; خوانده می شود و آن دیگری که همچنین تحت عنوان جهان &quot;ما&quot; نیز خوانده می شود نام مغرب زمین یا غرب را بر روی خود دارد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا انسانها را به غربی و شرقی تقسیم می کنند و همواره سعی بر سیطره بر شرق کرده اند؟ با نگاه به تاریخ ، رقابت درونی موجود در غرب را می بینیم که گاهی بسیار هم خونین است اما در مقابل شرق همواره متحد عمل کرده اند. مثلا در زمان جنگ ایران و روس ، دولت قاجار حساب ویژه ای بر روی فرانسه برای دراختیار گرفتن سلاح فرانسوی باز کرد ، اما این سلاحها در بحبوحه جنگ به ایران تحویل داده نشد و  نتیجه اش تصرف بخشهای وسیعی از سرزمین ما توسط روسیه بود . گرجستان و ترکمنستان و آذربایجان و نخجوان و ارمنستان به مرور از کشور ما جدا و به قلمرو روسیه ملحق شد. آیا می توان این خیانت تاریخی فرانسه را نادیده گرفت ؟ پیش از این بر سر ارمنستان جنگهای بسیاری میان روم و ایران در گرفته بود .یا در جنگ عراق علیه ایران کمکهای همه جانبه غرب به عراق در مقابل انقلاب مردمی ایران که بعد از انقلاب اکتبر 1917 روسیه ، مردمی ترین انقلاب تاریخ لقب گرفته است و گفتمانش بازشناسی هویت ملی و ایستادن بر سر این هویت بود ، قابل انکار که نیست . در انقلاب مشروطه روسیه از استبداد حمایت می کرد و انگلیس از مشروطه! این دخالت آشکار غرب در کشور ما چه سرنوشت شومی را برای ما رغم زد؟ اخیرا مدام گفته می شود اشغال سفارت امریکا کار غلطی بود! شاید امروز با جوی که براه افتاده است و همه تصور می کنند که ما همواره در پی دشمن تراشی بوده ایم و اکنون باید دنبال دوست یابی باشیم! حرف درستی باشد ؛ اما چگونه فراموش کنیم که پس از کودتای امریکایی 28 مرداد ملت ما در سرزمین خود گروگان امریکا شد ؛ آیا نباید گروگانگیری اعضای سفارت امریکا را جوابی برمبنای بغض فروخفته طی بیست و پنج سال گروگان بودن ملت ایران دانست که از سوی سیاستهای امریکا در ایران اعمال می شد؟ گفته می شود حفظ منافع و یا به دست آوردن منافع بیشتر اساس سیاست است. این البته در دنیای امروز حرف درستی به نظر می رسد ، اگر با این گزاره موافق باشیم باید بپذیریم که منفعت طلبی جزو سرشت انسان است و همه انسانها در پی منافع خود هستند. اما انسان به معنای واقعی اینگونه نیست و این تعریف از انسان منحصر به غرب است که به گفتمان رایج دنیای امروز تبدیل شده است و همه را در مقابل هم تعریف می کند و صف بندی ها را موجب شده و جنگها را به وجود آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در شرق از دیر باز اعتقاد و گفتمانی دیگر رواج داشته به دلیل دینی بودن ، ملل این خطه خود را برابر خدا مسئول می دیده و نمی توانسته به هر اقدام ناجوانمردانه ای در مقابل انسانهای دیگر دست بزند و هر گاه که از خط منحرف می شدند پیامبران جدید می آمدند و آنها را به سوی خدا باز می خواندند این نگاه با نگاه غرب تفاوت ماهوی می کرده است در یونان و پس از آن در روم اعتقاد به خدای یگانه هیچگاه مرسوم نبوده ، بلکه خدایان بسیاری بر سرنوشت بشر دخیل بوده اند که اتفاقا دارای جنسیت نرینه و مادینه هم بوده است . در غرب هرکسی مجاز بوده به هر خدایی اعتقاد داشته باشد بحث دین در شرق و غرب بحث مجزایی است که فرصت دیگری را طلب می کند &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 16:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشروطه - آزادی فدای امنیت </title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شهید مطهری در مجموعه سخنرانیهای اسلام و مقتضیات زمان بحثی درمورد مشروطه دارد که نقل به مضمون کرده و خلاصه ای از آن را نقل می کنم و به بحث امروزمان در جامعه ربطش می دهم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در زمان مشروطه روسیه از استبداد جانبداری می کرد و انگلستان از مشروطه . در آن زمان هم مثل امروز جامعه ایران دچار شکافی بزرگ شده بود این شکاغ همه طبقات اجتماعی را در بر می گرفت حتا میان علمای بزرگ اسلام دو دستگی پیدا شد. مرحوم آخوند خراسانی که از مفاخر علمای شیعه است و در حلقه درسش نزدیک به هزار و دویست سیصد نفر شرکت می کردند از طرفداران مشروطه و از سوی دیگر آیت الله بهبهانی مرحوم که شان و مرتبت علمی بسیاری داشته و دارد از مخالفین مشروطه و به قولی موافقین استبداد محسوب می شد. ریشه این اختلاف چه بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طرفداران مشروطه می گفتند اینکه قانون را همان عده ای بنویسند که مجری آن هستند کاری غلط است و باید عده ای منتخب مردم قانون را نوشته و دولتی که آن هم باید منتخب مردم باشد؛ این قانون را اجرا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مقابل استبداد طلبها می گفتند اینکه وضع قانون از حیطه اختیار دولت خارج شود حرف خوبی است و ما هم موافقیم اما اینکه شما به مردم این اختیار را بدهید که از میان خود نمایندگانی را انتخاب و به مجلس بفرستند تا قانون وضع کنند را ما مخالفیم چون وضع قانون تنها در حیطه کار خداوند است و ما موظفیم مطیع قوانین خدا باشیم و از قانون خدا تبعیت کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوابی که مشروطه خواهان می دادند قانع کننده بود . آنها می گفتند بله صدور احکام از جانب خداست اما خدا احکام کلی را فرستاده است و در جزئیات حرفی نگفته است. مثلا خدا گفته است رئیس خانواده پدر است و همه خانواده موظف به تبعیت از پدرند . به پسرها گفته است از پدرتان اطاعت کنید و به پدر گفته است عدالت را میان فرزندان رعایت کن. اما دیگر نگفته است چگونه و چطور . این چکونگی را نمایندگان مجلس روشن خواهند کرد و قانونی عرفی خواهند نوشت که با شرع مخالفتی نداشته باشد و تکمیل کننده آن باشد و نمایندگان مردم قانونی وضع خواهند کرد که قوانین اصلی صادر شده از سوی خدا را نقض نکند و در تعارض با آن قوانین نباشد و ضمانت اینکار با نظارت پنج مجتهدی که ناظر بر تهیه قانون از سوی مجلس هستند تامین خواهد شد . هر گاه مجتهدین اعلام کردند فلان قانون با فلان دستور خدا مغایر است آن قانون بی اثر است و اجرا نخواهد شد. واین را همه علما موافق بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما در بین مردم هم اختلاف بروز کرده بود مطهری می گوید به درخانه مردم می رفتند و می گفتند که اگر مشروطه بیابد هر روز از در خانه شما یک نان سنگگ بزرگ و کباب به شما داده خواهد شد. یک مرد عامی گفته بود: مشروطه! عجب پس قرار است بعد از این مشروطه خانم سلطان شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این طرز فکر و این عدم شناخت از گفتمان مربوط به بحث مشروطه در جامعه به شدت وجود داشته است و بعضی از منورالفکرهایی هم که وامدار خارج از کشور بوده اند و بیش از منافع داخلی به فکر منافع خارجی بوده اند فضا را هر روز بیشتر از روز پیش تیره و تار می کرده امد و نزاع و ناامنی به وجود امد در اثر انقلاب روز به روز ابعاد بیشتری پیدا می کرد تا اینکه در اثر این ناامنی وقتی کسی مانند رضا خان ابتدا با شعار جمهوری خواهی و با حمایت روسیه قد علم کرد و سپس به دیکتاتوری و استبداد روی آورد. چون توانست با قدرت ناامنی موجود در جامعه را از بین ببرد و امنیت را مجددا برقرار سازد تقریبا از سوی همه مورد پذیرش قرار گرفت و جامعه میان آزادی و امنیت ؛ امنیت را برگزید هرچند باعث از دست رفتن آزادیش شد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هشت سال ریاست جمهوری خاتمی همراه با مخالفت عده ای بود که قوچانی در مقاله ای از روز نامه خرداد آنها را &quot; حامیان خشمگین سنت &quot; لقب داد این مقاله با مجموعه مقالات دیگری از او در کتاب&quot;یقه سفیدها&quot; جمع اوری شده است که خواندنش را توصیه می کنم . حامیان خشمگین سنت یا همان گروه اندک &quot;انصار حزب الله&quot; توانست در طی دوره اصلاحات هر روز به بهانه های مختلاف بحران ایجاد کرده و جامعه را در تب و تاب نگهدارد  بعد از هشت سال دوره اصلاحات که تقریبا هر روزش همه ابعاد جامعه را بحران فرا می گرفت . من خود شاهد چند نفری بودم چون فهمیدند عوامل پشت پرده سیاست از احمدی نژاد حمایت می کنند به امید بازگشت آرامش به جامعه با یک دست شدن حاکمیت با وجود مخالفت با طرز فکر احمدی نژاد به او رای دادند تا شاید زیر سایه امنیت و نبود نظر مخالف در حاکمیت کارها به نفع مردم سامان گیرد! زهی خیال باطل زیرا اولا نحوه رای گیری طوری بود که هم هاشمی استغاثه به درگاه خدا برد و هم کروبی نیم چرتی که زده بود را به خواب اصحاب کهف تشبیه کرد چون در همان چرت کوتاهش آرایش به کلی دچار جابه جایی شده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هر حال چهار سال احمدی نژاد با حمایت همه جانبه حاکمیت ، حکومت بلامنازعی را نشان داد و حتا بسیار دیده شد که بر خلاف قانون اساسی هم اقداماتی کرد و صدا از کسی درنیامد چیزی که قبلا و در دولتهای گذشته می توانست به جنگ جهانی و حتا میان منظومه ای منجر شود اینبار حتا تذکر نمایندگان دست چین شده مجلس را هم شاهد نبود و البته مقصر اصلی این انفعال مجلس کسی نبود جز حداد عادل. بگذریم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوره اول تمام شد و شد آنچه در بیست و دوم خرداد امسال شد. آنچه که امروز می بینیم همان بحث دوران مشروطه است و همان بحث میان علما و مردمی که عموما حتا نمی دانند بحث بر سر چیست و بی جهت بر سر هم فریاد می کشند و &quot;این&quot; &quot;آن دیگری &quot; را منافق می خواند و آن دیگری این را طالبان می خواند . آن می گوید احمدی نژاد فلان و این می گوید موسوی بهمان. و دولت هم که نقطه ضعف عامه مردم را می داند که به بهای حفظ امنیت جاضرند از آزادی عدول کنند با برهم زدن این امنیت ، سعی دارد مخالفین خود را آچمز کرده و از حرکت بازدارد و آهسته اهسته به اهداف خود نزدیک و نزدیک تر شود     &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 16:37:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیر تاریخی اندیشه در شرق و غرب</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاید بتوان گفت اختلاف منظر در مورد مصادیق &quot;دوست&quot; و &quot;دشمن&quot; نقطه شروع تفاوت دید، در نحوه نگرش به انسانهاست. اما پیش از اینکه بتوان در مورد &quot;دوست&quot; و &quot; دشمن&quot; حرف زد باید بررسی کرد که اصلا تزاحمی هست یا خیر؟ و یا اساسا جنگی واقع شده است ؛که ما در پی سنگربندی کردن مواضع خود بر آمده ایم و دوستان را به سنگر خود ی برای مقابله به دشمن غیر خودی فرا می خوانیم؟ بحث فعلی همان بحث، خودی و غیر خودی نیست. همین جا صراحتا اعلام می کنم که با مرز بندی خودی و غیر خودی موجود موافقتی ندارم زیرا تقسیم بندی موجود که از سال 67 و بعد از رحلت امام آغاز شده است را منافی با نظرات امام می دانم و من ِ خط امامی با این نحو تقسیم بندی انسانها مخالفم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اندیشه متفکری اگر متعالی باشد با اندیشمندی دیگر به طور ذاتی دشمنی ندارد. تعالی اندیشه مربوط به مراتب عقل است . عقل را در حوزه فلسفه به دو عقل نظری و عقل عملی منقسم و در کل به سه عقل هیولانی و عقل بالملکه یا عقل بالفعل و نهایتا عقل مستفاد تقسیم می کنند بحث در مورد عقل متعالی در حوزه عقل بالفعل است عقل در مرتبه اول را همه انسانها به طور عموم دارند و رسیدن به عقل مستفاد برای اندکی از انسانها میسر است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اندیشمندان در سراسر جهان پیرو عقلند و پیروان عقل پرچم یکسانی دارند که در مقابل جهل برافراشته می شود. پس تقابل اصلی اندیشمندان در برابر جاهلین است. نوشیدن جام شوکران از سوی ارسطو ،در غرب ، روی دیگر سکه مقتول شدن شیخ اشراق در شرق است . اندیشیدن منحصر به انسانی خاص و در کشور و حتا اقلیمی خاص نیست. اندیشیدن محصول عقل انسان به مفهوم عاّم آن است. انسانها فارغ از اینکه در کدام محیط اجتماعی و در کدام کشور زندگی می کنند؛ می اندیشند و حاصل این اندیشه تمدن و فرهنگ را پدید می آورده است از قدیم الایام فرهنگ و تمدن ماترک انسان سلف برای بشر خلف  بوده است و به قولی دیگر فرهنگ و تمدن از جایی به جایی دیگر ،منتقل شده است که وظیفه انتقال این ماترک انسانی گاهی به گرده تجارت و زمانی برعهده جنگ و مواقعی را به طور توامان هر دو عهده دار بوده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر علی بیگدلی در کتاب &quot;تاریخ یونان و روم&quot; اش نوشته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« بعد از انقلاب دوم صنعتی ( تقریبا 1850) که اختراعات و اکتشافات منجر به مکانیزه شدن و انبوهی تولید و تراکم سرمایه و فزونی قدرت نظامی اروپا و سلطه این قاره بر قاره های دیگر شد ؛ مورخین غربی از نظر روانشناسی نیز دستخوش نوعی خودستایی افراطی شدند، به طوری که خود و زمان خویش را محور هستی و نقطه آغازین فرهنگ و تمدن بشریت دانستند و برای اینکه در این ادعا متوسل به توجیه تاریخی شوند ، یونان را مهد زایش فرهنگ و تمدن بشری اعلام کردند.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او ادامه می دهد« در سنت این مورخان ، تاریخ تفکر سیاسی ، اجتماعی با این مفروضات آغاز شد که پایه سیاست عقلی و عملی ، دمکراسی ، آزادی ، قانون، عدالت ، شهرنشینی [ قبلا ثابت کردیم که طبق یافته های اخیر باستانشناسی امروزه این عقیده در نزد خود ایشان نیز منسوخ شده است] و موضوعات دیگر از ابداعات یونانی است و نخستین قانون اساسی تاریخ بشر را «لیکورگ» برای اسپارت نوشت و طلوع تمدن انسان در جزیره کرت رخ داد»!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« اما از نیمه دوم قرن بیستم که تاحدودی خوی نژاد پرستانه و خودستایی اروپائیان ،به دلیل شناخت عمیق تر ِ سایر تمدنها فروکش کرد و مطالعات مردم شناسی ، باستانشناسی و تاریخی علماء برجسته اروپایی از جمله مورخان مشهور فرانسوی « لویی گارنه» «ژاک لوگف» و «فیلیپ ولف» روی تمدنهای غیر اروپایی توسعه یافت ، ساختار ادعاهای جزمی مورخان قبلی را به هم ریخت و معجزات تمدن یونانی را به عنوان جلوه گاه تمدن اروپایی بی اعتبار کرد. لویی گارنه گزافه گویی های اسلاف خود را دایر بر اعجاز و عظمت تمدن یونان و نقش این تمدن را در بیداری سایر تمدنها رد کرد . دو مورخ دیگر نیز تمدن بشر را مدیون تمدنهای بین النهرین اعلام کردند که از طریق آسیای صغیر به کرت و سپس به یونان منتقل شد»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر علی بیگدلی که کتابش گرایشهای سکولاریستی نویسنده اش را از لابلای کتاب هویدا می کند ، تقریبا همه جا نقش ناظر بی طرف را در نقل تاریخ حفظ کرده ، اما به دلیل همین گرایش سکولاریستی اش از نقش دین در تمدنها ،سخنی به میان نمی آورد . در حالی که دین نقش بی بدیلی در فرهنگ و تمدن داشته و دارد که در ادامه این سلسله بحثها به آن خواهم پرداخت و خواهیم دید که بیشترین نقش در مراودات فرهنگی و تجاری را دین عهده دار بوده است و حتا بعضا سبب ساز بروز جنگها ،دین بوده است. آیا می توان نقش ارسطو به عنوان استاد اسکندر و راهنمایی او را در تفوق طلبی اسکندر بر ممالک شرقی  نادیده گرفت؟ البته کینه توزی حاصل از حمله خشایارشا به یونان عامل اصلی حمله اسکندر بود.که پس از حدود یکصد سال زخم باز می کرد.  اما اسکندر که تحت تاثیر فلاسفه یونان به خصوص ارسطو بود به طور طبیعی با پرستش خدای یگانه ، ایرانیان سر ستیز داشت* . گرایش به «هلنستیک» در غرب اکنون نیز وجود دارد و وجود این اعتقاد ریشه در یونان و روم دارد اگر فرصتی پیش آید در این خصوص هم خواهم گفت. به دلیل نادیده گرفتن نقش دین از سوی آقای دکتر علی بیگدلی برای این نکته که هنوز هم غرب دارای این گرایش شرق ستیزانه و لجوجانه است نشانه ای به دست نمی دهد. با مراجعه به مورخین دیگر می توان به هم پوشانی نقش دین در منازعات رسید و همین جاست که بحثهای عمیق فلسفی و تفاوت غرب و شرق به نقطه آشکاری می رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                           &lt;IMG src=&quot;http://mosharekat.wahdat.net/images/pics/mosharekat_news33159901.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امیدوارم بتوانم در ادامه به عقل ستیزی مفرط غرب و چرایی معطوف شدن نظر غرب بر حواس پنجگانه و خارج نمودن عقل از حیطه کار علمی بپردازم که ناشی از گرایش ذاتی غرب به علم تحصّلی است و بعد از رنسانس و از فرانسیس بیکن آغاز شد. در ایران به عنوان یکی از کشورهای شرقی و اسلامی همزمان با غرب این عقل ستیزی نضج گرفت که بعدها به &quot; اخباریگری&quot; مشهور شد.این همزمانی کلیدی دارد که اگر اندیشه را در بستر تاریخی آن پی گیری کرده و ببینیم ؛ قابل درک و فهم است به عنوان نمونه: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرانسیس بیکن که کلید دار خزانه دولتی بریتانیای کبیر بود حرفی را شروع کرد که بعدا از سوی اگوست کنت به حد اعلای خود رسید و پوزیتیویسم نام گرفت و در تقابل با متافیزیک قرار داده شد. این مقابله عقل و علم البته به قولی از تالس شروع شده بود . مارکسیستها معتقدند طالس اولین ماتریالیست بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از بحث دور نشوم در ایران نیز همزمان با فرانسیس بیکن شخصی به نام استرآبادی که اهل حجاز و مدینه و شیعه بود ظهور کرد او هر چند شیعه بود اما حملات شدیدی را متوجه علمای شیعه و به خصوص علامه حلی می کرد زیرا علامه حلی اعتقاد داشت که در میان احادیث رسیده به ما، تعداد قابل توجهی حدیث جعلی و ضعیف السند موجود است . بحث راجع به اخباریگری را بعدا خواهم گفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تقابل عقل و علم و یا دین و علم بحث پوزیتیویسم هاست اصولا انکار دین و آموزهای دینی از نخستین روزهای حیات بشر باعث گردیده صف بندی میان دین گرایان و دین ستیزان به وجود آید. این ستیز همچنان با حدت و شدت تا به امروز ادامه دارد اگر ابتدای شروع تمدن غربی را از یونان بدانیم با بررسی این موضوع خواهیم دید که این عقیده چرا از ارسطو به بعد یعنی از نقطه شروع این تمدن در غرب نهادینه شده است. در غرب همواره سیاست ارسطو در مقابله با شرق پی گرفته شده است او به اسکندر می گفت، چون شرق هویتی دینی دارد فقط از طریق دین است که می توان به آن چیره شد. در تاریخ معاصر ؛ظهور بابیت و بهایت در ایران و وهابیت در عربستان نتیجه اموزه های ارسطوست که توسط انگلستان پی گیری شده است. اخباریگری در ایران در زمان اوج مراودات ایران و انگلستان در عصر صفوی و از حدود چهار صد سال پیش آغاز شده است. اندیشیدن اندیشه ها در بستر تاریخ باعث خواهد شد بفهمیم مقصر اصلی وضع امروز ما غرب است زیرا امروز هم ما دچار اخباریگری هستیم و اگر زمانی، آیه الله وحید بهبهانی با رنج و مشقت بسیار توانست طومار اخباریگری را در ایران به هم بپیچید ؛ امروز طی فرایندی پیچیده دوباره ظهور و قدرت مجدد اخباریگری را شاهدیم! بد نیست بدانید در عصر مشروطه نیز لطماتی که به ما وارد شد از همین ناحیه بود . آیا کشتاری که ما در داخل از خود کرده و می کنیم و عقب افتادگی ما به دلیل همین اختلافات و درگیری های داخلی نتیجه دشمنی کشورهای غربی مانند انگلیس نیست؟ ساخت &quot;سریال دایی جان ناپلئون&quot; و نمایش آن در ایران؛ گفتن از نقش کشورهای بیگانه در تحولات اجتماعی ما را تبدیل به طنز بدل کرد اما این طنز تلخ به تلخی تمام ؛ تمام تاریخ معاصر ما را مسموم کرده است به طوری که وقتی از دشمنی آشکار ایشان می گوییم متهم به داشتن روحیه &quot;دایی جان ناپلئون&quot; می شویم و کسی بحث را جدی نمی گیرد و بلکه اسباب خنده اش فراهم می شود! و چه تاسف بار که غرب با ترفندی که اندیشیده است به ریش همه ما می خندد. برای اینکه اتهام دایی جان را به فوریت جواب گویم و ادعای خود را ثابت نمایم و از طرفی بحث به نحوی دنبال شود که به درد امروز ما نیز بخورد بلافاصله در پست بعدی به مشروطه و ریشه استبداد طلبی گروهی از مردم و هواداری گروهی دیگر از مردم از مشروطه و تشابه اش با حوادث امروزمان که نمایشی تلخ از تکرار ملال آور تاریخ مکرر در مکرر ماست می پردازم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;*این نکته ماخوذ از کتاب نیست اما  اینکه چه شد در عصر اسکندر متفکرین ممالک شرقی و حتا ایرانی به فلسفه گرایش پیدا نکردند و در قرون بسیار بعد و حدود یکصد و اندی سال بعد از ظهور اسلام گرایش به تفکر فلسفی آغاز شد و در ادامه پذیرش تفکر فلسفی یونان را آغاز گردید خود موضوع جالبی است . در واقع زمانی اسکندر فلسفه را به ما پیشکش کرد و ما نپذیرفتیم اما در قرنهای بعد و با الکندی عرب و سپس با فارابی ایرانی آن را با عقاید دینی خود پیوند زدیم در  بادی امر بسیار حیرت اور جلوه می کند اما طی آشنایی با قرآن و دیدن رگه های تفکرات فلسفی در قرآن و آموزه های امامان شیعه به خصوص حضرت علی و خطبه اول نهج البلاغه اش(ع) و امام صادق(ع) و امام رضا (ع) و مواجهه و مناظراتشان با دهریون ، نقش عقل را بسیار برجسته می بینیم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 15:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنفس مصنوعی برای ادامه حیات وبلاگی!</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-214.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وجود اشکال در سیستم برق ساختمان منزل مسکونی ما ، دوسه ماه پیش باعث خرابی یک از  هاردیسک هایم شده بود آن زمان تصور  کردم هکری که مدتی برایم مزاحمت فراوانی درست می کرد مقصر خرابی هاردم بود اما طی هفته گذشته دو هارد دیگرم به همان نحو خراب شد و ناچار هر سه را برای تعمیر به نمایندگی فرستادم ... امروز فرصتی به دست آمد و توانستم قسمتهای دیگری از بحث شرق ستیزیِ غرب که دوستی غرب ستیزی خوانده اند را نوشته و تایپ کنم. به دلیل مشکل پیش گفته در چند پست قبل و بروز مشکل دیگری که الان گفتم و قوز بالای قوز مشکلاتم شده است و با سماجت تمام و بدون اینکه از رو بروم همچنان می خواهم بنویسم و از اینکه کماکان نمی توانم به منظور عرض ادب و سلام خدمت دوستان برسم صمیمانه عذر می خواهم و امیدوارم این عمل ناخواسته را حمل بر تکبر نکنید که به هیچ وجه اینطور نیست و من خاک پای همه دوستان اعم از موافق و مخالف با بحث فعلی را توتیای چشمم می کنم و از اینکه با گروهی از انسانهای حقیقت جو دوستی و انست و الفتی دارم به درگاه خدا شاکرم . امیدوارم خدا نیز توفیقی دهد تا طبق سابقه بیش از چهار ساله این وبلاگ به زندگی وبلاگی بی ارتباط مستقیم فعلی؛  که ناخواسته است؛ خاتمه دهم و بیش از پیش در خدمت دوستانم باشم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                  &lt;IMG src=&quot;http://www.qudsdaily.com/archive/1386/html/7/1386-07-16/picture%5C10-7.jpg&quot; width=340 height=230&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چندمطلب را امروز آماده کردم  که  تعدادی را  به طور همزمان ارسال می کنم تا جبران چند روز رکود ناخواسته باشد لطفا برای هریک از مطالب اگر نظری داشتید دریغ نکنید و به طور جداگانه در ذیل همان مطلب بنویسید .به دلیل بضاعت کم و بی سوادی ام و عجله ای که برای استفاده از فرصت به دست امده برای نوشتن و ارسال سریع آن داشتم .نارسایی و اشکالاتی ممکن است بروز کرده باشد که عدم ذکر منابع می تواند یکی از این اشکالات باشد برداشتهای من از دهها کتاب حاصل این نوشته هاست که بیشترش رجوع به حافظه ام بوده و جاهایی برای تصحیح اعلام و اسامی و تاریخها به متن مراجعه کرده ام و چون نقل قول مستقیم نیست و از طرفی ذکر سطر به سطر و ارجاع به منبع را پاره شدن رشته کلام می دیدم از ان صرف نظر کردم البته اگر کسی خواست می توانم برای هر مطلبی منبع لازم را ذکر کنم .خلاصه  اگر اشکالات را ذکر کرده و یاداوری کنید ممنون خواهم شد و در صورت نارسا بودن ، توضیحات لازم را خواهم داد بقیه مطالبی را که آماده کرده ام را طی چند روز آینده به مرور منتشر خواهم کرد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 15:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=214</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-214.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسانم آرزوست!</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-213.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی &lt;A href=&quot;http://f-hami.blogfa.com/post-113.aspx&quot;&gt;این مطلب&lt;/A&gt; را دیدم حقیقتا از بی شرمی و نسبت ناروایی که به سبزها داده شده عصبانی شدم و قصد داشتم که حدیثی از جلد سیزدهم بحارالانوار را در وبلاگم نقل کنم که دیدم &lt;A href=&quot;http://jahlemorakkab.blogfa.com/post-36.aspx&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; از &quot;کمال الدین و تمام النعمه&quot; شیخ صدوق نقل شده و جوابی کافی و وافی داده شده است! متنش کامل و جامع بود و مرا بی نیاز از جواب می کرد اما...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به این نویسنده و کسانی که احمدی نژاد مرادشان است عرض کنم که چرا سیره قران و احادیث را رها کرده و به فحش و ناسزا و بگیر و ببند رو آورده اند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قران فرموده:  ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ( سوره نحل آیه 125)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده است; و او به هدايت‏يافتگان داناتر است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند پیامبرش را امر کرده است با حکمت و موعظه &quot; حسن&quot; نیکو مردم را به سوی راه راست دعوت کند و جالبتر اینکه در مواجهه با مخالفین و جدال با آنها دعوت به جدال &quot;احسن&quot; یعنی نیکوتر کرده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا جدال احسن با هموطن ایرانی و مسلمان و هم کیش با فرض مخالفت با نظرات ما  این است که او را ولد زنا بخوانیم!؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر در قران نخوانده ایم که :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموا و اتقوا الله ان الله تواب رحیم (سوره حجرات آیه 12)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ای کسانی که ایمان آورده اید، از گمان فراوان بپرهیزید زیرا پاره ای از گمانها در حد گناه است و در کارهای پنهانی یکدیگر جست و جو مکنید. و از یکدیگر غیبت مکنید آیا هیچیک از شما دوست دارید که گوشت برادر مرده خود را بخورد. پس آن را ناخوش خواهید داشت. از خدا بترسید زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این آیه صراحت دارد که پرونده سازی برای دیگران مورد عتاب خداست آیا دولت پرونده ساز فعلی مکررا در حال این اقدام مورد عتاب خدا نیست.؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این حدیث از سلمان فارسی که مستقیما از پیامبر(ص) نقل کرده را چگونه وانهیم و به احتمال انطباق حدیثی که در انتسابش به معصوم تشکیک شده را قبول کنیم؟:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من ولی سبعه من المسلمین بعدی ثم لم یعدل فیهم، لقی الله و هو علیه غضبان ( ازنامه سلمان فارسی به عمر خلیفه دوم احتجاج طبرسی ص 130تا 132)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرکس پس از من بر هفت نفر از مسلمانان ولایت- رهبری- پیدا کند و در میان آنان به عدالت رفتار ننماید در حالتی خداوند را ملاقات می کند که خداوند از او ناخرسند و خشمگین است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخورد قهرآمیز با مردم و سرکوب تظاهرات آرام و بی شعار مردم و دستگیری مخالفان و زندانی کردن و شکنجه دادن و کشتن و ... برخورد عادلانه ای با مردم در حوادث بعد از انتخابات بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این آیه قران را چه کنیم که برتری جویی را نهی فرموده است؟:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تلک الدار الاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافسادا و العاقبه للمتقین (سوره قصص آیه 83)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این سرای آخرت را از آن کسانی ساخته ایم که در این جهان نه خواهان برتری جویی هستند و نه خواهان فساد و سرانجام از آن پرهیزگاران است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این برتری جویی نیست که برای حفظ موقعیت خود و اینکه بر اریکه قدرت بمانند؟ طی کودتایی ، انتخابات را با مهندسی و تقلب آنطور که دیدیم بی معنی کنند و بعد در جشن پیروزی شان مخالفین خود را خس و خاشاک بنامند و باعث غیرتمندی مخالفین شوند و آنها را به خیابان بکشانند و تظاهرات میلیونی معترضین به نتایج انتخابات را در 25 خرداد و در سراسر کشور را موجب شوند و بعد که چنین دیدند آنها را به شدیدترین وجه سرکوب کنند به بهانه حفظ نظام!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کدام نظام!؟ نظامی که دهها و صدها سایت مستهجن و ضد و دین و ضد انسانیت و شیطان پرستی را رها کرده است که هر چه می خواهند بنویسند و از عمل شتیع ارتباط با محارم عکس و فیلم و نوشته بگذارند و به اساس دین و قران و ائمه بتازند و یا صحابی پیغمبر را مشتی آدم زنباره و عامل فحشا بخوانند و جنگ شیعه و سنی راه بیندازند و کسی کاری به کارشان نداشته باشد و به مراجع توهین کنند و جمعیت کثیری از مسلمانان را با استناد به حدیثی زنا زاده بخوانند و خود با امریکا مذاکره کنند و با وزیر صهیونیستی عکس بگیرند و از طرف دیگر مخالفین مسلمان و اصلاح طلب خود را و وبلاگها و وبسایتهایشان را فیلتر کنند و خودشان را بگیرند و زندان کنند و بزنند و بدرند و از اینکه با استناد به قران و حدیث حاکمان را نصیحت می کنند که ظلم نکنید و مردم را دریابید را دشمن قلمداد کنند! این سیاست ماکیاولی است که حکومت کن به هر قیمت یا سیاست علی(ع) ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خب من از دین و کشور و ملت دفاع می کنم وبه دنبال حقیقتم و گوشه ای نشسته ام و از آنچه حقیقت می دانم می نویسم به امید اینکه دوستان و جستجو کنندگان راستی از طریق جستجوی اینترنتی به مطلب من نیز برخورد کنند و در کنار دهها مطلب مشابه خود بسنجند که حقیقت کدام است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امثال من باید در کدام جبهه  بجنگیم؟ وبلاگها را می خوانم نیار به پاسخ سوالاتی را می بینم! تصمیم به نوشتن مطلبی می گیرم با ضرورت دیگری مواجه می شوم! مطلبی می نویسم با دهها سوال روبرو می شوم ! وقتی از تند روی و غلطیدن در دامان دشمنان ملی منع می کنم و شعار &quot; اوباما با اونا یا باما&quot; را نقد می کنم و به شعار هم شرقی و هم غربی می تازم و نظری می نویسم &quot;کیهان&quot; ی خطاب می کنند! گاهی که به اصلاح تا حد ممکن دعوت می کنم و از هرج و مرج و انقلاب پرهیز می دهم &quot;مصالحه گر&quot; م می دانند  و گاهی چون به رهبر انتقاد می کنم آنهایی که رهبر را به منزلت خدایی رسانده اند &quot;منافق&quot; م می خوانند و گاهی هم که از قرآن و حدیث می گویم &quot;طالبان&quot; م نام می گذارند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما چه باک! من پیرو انبیایم و در راه حقیقت ، من خود را اسیر دسته بندی های مرسوم نمی کنم مگر عیسی علیه السلام نگفت: &quot; روباهان  را سوراخها و مرغان هوا را آشیانها است ولیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست !&quot; انجیل متا باب  8 آیه 21 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه آنکه &quot; از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست&quot;&lt;BR&gt; و این معنای همان چند جمله ای است که در گوشه وبلاگم نوشته ام و چشم از همه بریده و منجی می طلبم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این را هم بخوانید &lt;A href=&quot;http://mirnameh.blogfa.com/post-19.aspx&quot; target=_blank&gt;آیت الله بهجت پیش از رحلت : &quot;نه دیگر نماز می خوانم و نه روزه می گیرم!&quot; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والسلام&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 09:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=213</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-213.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرق و غرب و جنگهایی به طول تاریخ</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-212.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز فرصتی به دست آمد و کامپیوتر هم در اختیارم بود و توانستم مطلب حاضر را تایپ و آماده کنم که  می تواند پاسحگوی قسمتی از مناقشات گذشته در بحث اخیر باشد . مابقی جوابها را نیز به مرور تقدیم خواهم کرد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ماژلان دریانورد پرتغالی در سال 1520 دور کره زمین را با کشتی پیمود اما در فیلیپین بدست بومیان کشته شد تنگه ای در آنجا به نامش شد و دنباله مسافرتش را همکارش سپاستین دلکانو گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قبل از ماژلان کسان دیگری برای کشف نقاط دیگر دنیا رهسپار شده بودند کریستف کلمب ایتالیایی (1451- 1506) که ابتدا نقشه سفر دریایی اش توسط پادشاهان با بی توجهی روبرو می شد توانست فردیناند و ایزابلا پادشاه و ملکه اسپانیا را متقاعد کند که سفرش می تواند ثروت را برای پادشاهی به ارمغان آورد و به این ترتیب وسایل سفرش را آماده ساختند و او به سمت مغرب به مقصد هند راه افتاد او پس از مدتها به قاره جدید رسید اما گمان برد به هندوستان رسیده است در باره او نوشته اند که پس از چندین سفر به قاره جدید ، ثروتمند شد و به شهرت رسید اما درباره اینکه این ثروت چگونه حاصل شد چندان سخنی به میان نمی آید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیش از او در قرن سیزدهم دو برادر تاجر پیشه ایتالیایی در روسیه گرفتار جنگی شدند و راه بازگشت به ایتالیا را بسته دیدند به ناچار به سمت سمرقند رفتند و  در انجا با قوبیلاقاآن خان مغول ملاقات کردند و او آنها را تشویق به مسافرت به چین کرد. در چین مورد احترام قرار گرفتند و مامور شدند که با پاپ در مورد مسیحی کردن مردم چین مذاکره کنند. آنها به ونیز در ایتالیا بازگشتند و وقتی رسیدند پاپ مرده بود و تا انتخاب پاپ جدید دوسال سپری شد. وقتی دوباره خواستند به چین بازگردند مارکوپولو که هفده ساله بود را به همراه خود بردند و مارکو از طرف پادشاه چین به حکومت یانگ چو و سفارت برمه و تبت مامور شد. پس از بیست و شش سال اقامت در چین با ثروت بسیار و خاطرات خیال انگیز به ونیز بازگشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انها در بازگشت وقتی از خیابانهای عریض ، نظافت ، اختراع چاپ، رواج اسکناس و حکومت دمکراسی یا پلها و سازمان آتش نشانی و دستگاه پست منظم و رسیدگی دولت به امور و استحمام روزانه مردم چین برای همشهریانشان چیزی می گفتند کسی حرف انها را باور نمی کرد و از سوی مردم مورد مسخره قرار می گرفتند چون خود نیمه وحشی بودند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مارکوپولو بعد از مدتی به علت جنگی که پیش آمد به سرکردگی سپاه انتخاب شد اما اسیر شد و در زندان مسافرت به چین و عجایب آنرا نوشت گفته می شود همین کتاب عجائب در بیداری اروپائیان و توجه به مشرق زمین نقش داشت مارکوپولو در سال 1299 درگذشت. اینکه چطور شد غربیها به یکباره دریانورد شدند! حکایتی است خواندنی که گفتنش آوردن مقدماتی را نیازمند است&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چین به خاطر مراوداتش با خلفای اسلام و مبادلات تجاری از طریق خشکی و دریا کم کم تحت نفوذ و مداخله اعراب در آمد و مذهب اسلام خیلی زود در آنجا بنای پیشرفت گذاشت که مفصلش را بعدا می گویم . همزمان در شرق به ویژه تمدن اسلامی  و در ممالک اسلامی در اوج خود به سر می برد .اما غرب و اروپا به صورت نیمه وحشی زندگی می کرد برای اطلاع از این وضعیت غرب و شرق به مطالبی که قبلا در همین وبلاگ نوشته ام مراجعه کنید تا از دوباره گویی پرهیز شده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فتح بیت المقدس از سلسله فتوحاتی بود که از سال 13 هجری (634میلادی) از شام شروع و به بیت المقدس ختم شد این شهر در تصرف مسلمین بود تا اینکه در سال 1099 میلادی صلیبیون با سپاهی نزدیک به یک میلیون نفر قصد تصرف بیت المقدس را کردند و با بربریتی بی نظیر در تاریخ بر بیت المقدس چیره شدند و فصل ننگینی از جنایات تاریخی را برای خود رقم زدند. به طوریکه بیست سال بعد وقتی گودفروای پادشاه صلیبی تعیین شده بر بیت المقدس در سال 1119 میلادی فوت کرد عمران و آبادانی بوجود آمده در طی قرون متمادی گذشته در بیت المقدس نیز در عرض بیست سال به طور کل نابود شده بود! وقتی که آنها مشغول نابود کردن مدنیت ممالک شرقی و بیت المقدس بودند مسلمین دوباره با فتح ادس در شام در حال پیشرفت به سوی قدس شدند و این فتح رعبی در دل آنها انداخت که از هموطنان مسیحی خود تقاضای کمک کردند لویی هفتم پادشاه فرانسه و کنراد سوم پادشاه آلمان نیرویی تجهیز و اعزام کردند . لشگر یکصد هزار نفری فرانسه در آسیای صغیر بکلی از هم پاشید و بر باد رفت و خود لویی هفتم به انطاکیه رفت و از آنجا مانند یک زائر معمولی به بیت المقدس سفر کرد! وضع نیروی کنراد سوم هم چیزی از وضع قوای فرانسه کم نداشت. نیروی کمکی و اعزام نیرو انجام شد و همه تلاش انها برای حفظ حکومت صلیبی بر بیت المقدس تنها 88 سال به درازا کشید در سال 1187 صلاح الین ایوبی اول مصر و حجاز و بین النهرین را تصرف کرد و سپس داخل شام شد و پادشاه ضعیف بیت المقدس را گرفت و زندانی کرد و به عوض کشتار وحشیانه صلیبیون در تصرف شهر جزیه مختصری تعیین کرد . از گذشت و بزرگواری او در حق صلیبیون بسیار نوشته اند بگذریم از اینکه او با شیعیان دشمنی ویژه ای داشت . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جنگهای غرب و شرق یا مسیحی و اسلامی بر سر بیت المقدس همچنان ادامه داشت مجموعا هشت  جنگ بزرگ صورت گرفت. که وقت ذکر ان نیست . به جنگهای انتهایی اشاره می کنم سن لویی فرانسوی که در جنگ هفتم و در مصر شکست خورده و اسیر شده بود نا امید نشد و بار دیگر و در چهارم ژوئیه 1270 آغازگر جنگ هشتم و آخرین آن بود که برای مقدمات تجهیز آن شانزده سال وقت صرف کرده بود . این جنگ نیز با سی هزار پیاده و شش هزار سواره برای تصرف و پادشاهی بر تونس شروع شد اما در همان جا به مرض طاعون مرد و این جنگ پایان جنگهای صلیبی شد. با اتمام جنگهای صلیبی شرق و ممالک اسلامی و بیت المقدس تا گذشته ای نه چندان دور به دست مسلمانان باقی بود تا اینکه حیله جدیدی اندیشیدند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به ابتدای مطلب برمی گردم . اگر بیدار شدن غرب را منحصرا به سفرنامه مارکوپولو نسبت دهیم و آنرا ببذیریم همان راهی را رفته ایم که غرب مایل است برویم. البته نقش مارکو قابل انکار نیست. اما حقیقت این است که اولا چین که مارکوپولو دید در تصرف مغولها بوده و مغولها به علت حمله ای که به هند و چین و ایران کرده بودند ، از تجمیع تمدن هند و چین با تمدن و علوم ایران که از ممالک اسلامی بود بهره ها می بردند و قسمتی از تمدنشان را باید مدیون علوم دانشمندان اسلامی و ایران دانست و ثانیا حضور مسلمین در اندلس (اسپانیا) و جزیره صقلیه و ایتالیا و جنگهای پی درپی با مسلمین که هشتصد سال به طول انجامیده بود دز این بیداری را نمی توان و نباید نادیده گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مبدا رنسانس را ادبی و از ایتالیا و مربوط به قرن چهاردهم می دانند . واقعیت این است که رنسانس به نهضت ترجمه ای باز می گردد که از سال 1330 میلادی در دارالترجمه ای در طلیطله و زیر نظر اسقف اعظم رایمون آغاز شد و به مرور تمام کتابهای مشهور عربی را به لاتین ترجمه کردند .حضور مسلمین در اندلس اسپانیا که مظهر تمدن و پیشرفت در حد اعلای خود در برابر اقوام نیمه وحشی غرب به خود نمایی مشغول بود و خواندن کتابهای ترجمه شده عربی به لاتین موجب شد که غربیها در باور خود تجدید نظر کنند و اگر قبلا پیشرفت و صنایع مسلمین را جادو و جادوگری می خواندند ؛ دانستند که علوم در اختیار مسلمین مبنایی علمی دارد و نه جادویی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در طی نهضت ترجمه نه تنها کتابهای دانشمندان اسلامی مانند رازی ، البقاسس ، ابن سینا، و ابن رشد را به لاتین ترجمه کردند بلکه تالیفات جالینوس ، ذیمقراطیس ، افلاطون، ارسطو، اقلیدس، ارشمیدوس، و بطلمیوس را که مسلمین ترجمه کرده بودند را به لاتین منتقل کردند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تاریخ طب دکتر لکرک بیش از سیصد کتاب مشهور عربی را ذکر کرده است که تمام آنها را از عربی به لاتین ترجمه کرده بودند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نگاهی به لیست کتابهای ترجمه شده از علوم مختلف و منابع علوم و اسلوب تعلیم و تحقیق و در زبان فلسفه ادبیات و تاریخ همچنین در ریاضی و هیئت و در نجوم و علوم طبیعی مثل طب و فیزیک و جرثقیل و شیمی باروت و اسلحه و کاغذ و قطب نما و جغرافی و نقشه که در دریانوردی کاربرد فراوان داشت باعث گردید آنها نگاه جدیدی به اطراف خود بکنند و از همین تاریخ با استفاده از ادوات دریانوردی که مسلمین کشف کرده بودند به سراسر جهان راه پیدا کردند . این ترجمه ها تا قرن هیجدهم ادامه داشته است ، نشان می دهد که آنها چقدر تشنه فهمیدن حقایق علمی بودند و چطور با استفاده از همین تراجم مشعل علم را از شرق و مخصوصا از مسلمین گرفته و عهده دار حمل آن شدند و آنها از متون ترجمه شده و پیشرفت علمی مسلمانان بهره ها بردند و به مرور حتا از ذکر نام دانشمندان پیش از خود ابا کردند و نتیجه حاصل از پیشرفت علمی را منحصر به سعی و تلاش خود دانستند و این را با در اختیار گرفتن صنعت چاپ به اسم خود تمام کردند آنهم در زمانی که تمدن اسلامی دوران انحطاط خود را می گذراند. و امروز کار به جایی رسانده اند که بیشرمانه این سرقت را حاشا می کنند و بعدا خواهم نوشت که کسانی امثال داریوش شایگان در این امحای اثر بیشرمانه نزد ما ایرانیان چه نقشی را بازی کرده است و امثال برنارد لوئیس و اوریانافالاچی بر مبنای کدام محمل است که تمدن اسلامی را امروز از اساس منکر می شوند! در حالی که هنوز هم از ماترک آن تمدن استفاده می کنند. شاید برایتان جالب باشد اساس کار جی پی اس امروزی به اسطرلاب و زیج اختراع شده توسط مسلمین باز می گردد. اگر فرصت شد در آینده به مشاهیر و  اختراعات دانشمندان غربی و نزدیکی این تاریخ به زمان کتابهای ترجمه شده در هر رشته ای اشاره ای  هر چند کوتاه خواهم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بدین ترتیب اگر چه تا قرن پانزدهم هیچ مطلبی از سوی هیچ کس تا به منبعی عربی اسلامی بازنمی گشت معتبر شناخته نمی شد؛ اما به مرور نام دانشمندان غربی پررنگ و نام دانشمندان شرقی و اسلامی کمرنگ و سپس حذف شد! و این در مورد صنایع نیز اعمال شد . در قرن شانزدهم یعنی در زمان همان فردیناندی که با جوش و خروش مذهبی بر مسلمین غلبه کرد و کریستف کلمب را راهی سفر دریایی کرد وقتی به مسلمین غلبه کرد، اول از آنها برای اداره کارحانجات و صنایع؛ که تعداد کارخانجات و صنایع و تعداد شاغلان در این کارخانجات هنوز هم حیرت انگیز است؛ استفاده برده و زمانی که گمان بردند می توانند خود این مراکز را اداره کنند ، تصمیم به اخراج ایشان گرفتند و جمعیت سه میلیون نفری غیر بومی اروپا یعنی مهاجرین عرب که قرنها در اندلس ساکن بودند را ابتدا اخراج و سپس با حملات پی در پی در میانه راه قتل عام کردند و سه چهارم رانده شدگان را از مسیحی و یهودی و مسلمان از زن و مرد و کودک و پیر را با وحشیانه ترین روشها از دم تیغ گذراندند که خود مورخین اروپایی در همان دوران نوشته اند که قلمشان از شرح و توصیف این قتل عامها شرم دارد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اینهمه رها شدن عقده حقارتی بود که دچارش بودند و دشمنی ای که تا به امروز هم هرگز فراموشش نکرده اند. . داستان سامی ستیزی در زمان هیتلر به اوج خود رسید که می تواند بحث دیگری را در مورد جنگ های جهانی اول و دوم و نقش نژادها موجب شود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در فرصت بعدی دوباره به ابتدای مطلب باز خواهم گشت و از کریستف کلمب و امریکا مطلب را پی خواهم گرفت و به نقش مارتین لوتر و مذاهب پروتستان و ارتودکس و عقاید متفاوتشان با کلیسای کاتولیک و نقش این عقاید متفاوت به رویکرد جدید به یهود اشاره خواهم کرد و اگر خدا بخواهد خواهم گفت که قوم یهود که پیش از ظهور پروتستان از اقوام مورد آزار و اذیت قرار گرفته دائمی از سوی میسحیت بود چطور شد با مسیحیت پیوندی استراتژیک برای مقابله با اسلام منعقد کرد ؟و چگونه شد که خاورمیانه هارتلند لقب گرفت ؟ و خواهم گفت که در سالهای ابتدایی تاریخ اسلام وقتی قدس توسط سپاه اسلام تصرف شد مسیحیت به شدت در مورد واگذار کردن قدس به یهود ، مسلمانان را منع کرده و هشدار داده بودند . چگونه شد که باز پس گیری قدس توسط غرب مسیحی صورت گرفت و به قوم یهود ( این قوم مورد غضب قرار گرفته در طول تاریخ از سوی مسیحیت ) واگذار شد ؟ در خصوص مصر هم مجزا خواهم گفت. دانستن تاریخ موجب خواهد شد دشمن را با غفلت دوست ندانیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دوستی گفته بودم به زودی راجع به سلمان فارسی خواهم نوشت به این وعده در اولین فرصت وفا خواهم کرد. به دوستان در اولین فرصت سر می زنم و جواب سلام ایشان را خواهم داد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=212</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-212.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرق و غرب( قسمت سوم روسیه)</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-211.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ادوارد شوارد نادزه وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی در زمان گورباچف کتابی دارد به نام &quot;آزادی را آینده رقم می زند&quot; در این کتاب او اتحاد جماهیر شوروی را به طور مکرر اوراسیا می خواند که البته مترجم &quot;اروپاسیا&quot; ترجمه کرده است او کشورش را آسیایی اروپایی می خواند که تا امریکای شمالی و آلاسکا امتداد دارد. مثلا به این بخش از کتابش توجه کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« زمان آن رسیده است که اندیشه وحدت آسیا را درست مانند اندیشه اروپا به طور کامل به کار گیریم. این دو قاره را تصادفا در کنار یکدیگر قرار نداده ام. صرف نظر از عقیده من ، تاریخ و عصر حاضر ، سیاست ، جغرافیا، اقتصاد و فرهنگ نیز چنین حکم کرده است. اروپا و آسیا، غرب و شرق بر موانع و کابوسهای فتوحات استعماری و انقیاد و انزوای بعضی از کشورها و کشمکشهای منطقه ای و نابرابری نعم مادی فائق آمده اند و به دیدار یکدیگر شتافته اند. جاده ابریشم به جنگها و خشونتها پایان داد...» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه می دانیم که پس از فروپاش اتحاد جماهیر شوروی نظرات او توسط جامعه روسیه از این توهمات خارج شد و با این نظرات تفاوت اساسی پیدا شد. شوارد نادزه در ادامه و چند جمله بعد می نویسد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«....سیاست شناسان و روزنامه نگارانمان این فکر را نشر داده اندکه گستره اروپاسیایی که اتحاد شوروی نامیده می شود« جهان جهانها» ست؛ اگر این فکر درست باشد. این فرض نیز درست است که جهانهایی را که مدتها از هم دور بوده اند نه تنها جدا نمی کند بلکه پیوند می دهد. چنانچه فیلسوف برجسته روسی &quot; گویئورگی فدوتوف گفته است: روسیه از لحاظ سیاسی باید در جهان مرکب اقوام آسیایی و اروپایی به سر برد.... اتحاد شوروی سرزمین اصلی منطقه اروپایی – امریکایی – آسیایی است. » ص 291-292 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«.... اکنون هم به این کار سرگرمم. راههایی که مرا به آسیا برد بررسی می کنم... دیدار از چین ، ژاپن، سفر به ولادی وستوک. تصور می کنم که سفر اخیر رئیس جمهوری شوروی به ژاپن سبب شده است که اندیشه ام در این سو سیر کند....در این دیدار باید گزارشی درباره سیاست اتحاد جماهیر شوروی در منطقه آسیا- اقیانوس آرام ارائه دهم. موقعیت کنونی کشور فقط انگیزه اندیشه هایی در باره آینده نیست. در فکر چیزهایی هستم که مدتهاست ذهنم را به خود مشغول کرده به امکانات استثنایی اتحاد شوروی خواه از تشکیل فضای اروپاسیای امنیت و سیاست و خواه از لحاظ نزدیکی غرب و شرق، اروپا و آسیا می اندیشم.»  ص 275-276 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 530px; HEIGHT: 312px&quot; src=&quot;http://worldatlas.com/webimage/countrys/asnewzzz.gif&quot; width=729 height=519&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; موقع خواندن این کتاب حساس شدم که ریشه این واژه را بیابم در اینترنت جستجو کردم به مطالب بسیاری برخوردم و مجموعه خوانده هایم مرا به این نظر رساند که روسیه را بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که در جنگ سرد به عنوان نماد شرق در برابر غرب بود امروز نباید شرق بخوانیم و بیش از اینکه شرقی بدانم باید غربی بخوانم و البته به آسیایی یا اروپایی بودن این کشور اهمیتی نمی دادم . چنانچه در بحث شناخت هویت به سه شاخصه تمدن – فرهنگ – دین اشاره کردم و تشخیص هویت را منوط به شناخت این سه مشخصه دانستم . مثلا امروز مصر را در قاره افریقا نمی توان افریقایی خواند زیرا مصر از تمدن افریقایی اش بعد از اسلام بالکل دست کشیده است و امروز مصر را باید کشوری عربی اسلامی محسوب کرد یا رژیم آپارتاید افریقای جنوبی را نمی شد افریقایی محسوب کرد. کما اینکه اسرائیل را در قلب خاورمیانه نمی توان آسیایی یا عربی اسلامی خواند ! ترکیه با چندین دهه تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا از سوی این اتحادیه به عنوان عضو پذیرفته نم شود چون اساسا ترکیه دارای تمدن و فرهنگی شرقی است هر چند تیم فوتبالش اروپایی باشد و قسمتی از خاکش در اروپا واقع شود!پس تقسیمات شرقی غربی خارج از مناطق جغرافیایی شکل می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهاجرانی در کتاب &quot;اسلام و غرب&quot; نوشته است : « برخی متفکران یا هنرمندان مسیحی لبنانی ؛ گرچه  از بعد دینی مسیحی اند اما در قلمرو و فرهنگ اسلامی و عربی قرار می گیرند که شاخصترین شخصیت در این عرصه را می توان &quot;ادوارد سعید&quot; دانست »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیشب با کامنت علامه سید عباس سید محمدی مدظله الوارف دوباره جستجو کردم تا ببینم اینکه من روسیه را جزو آسیا محسوب نمی کنم نظر منحصر به فرد من است یا این علامه که روسیه را جزو آسیا می خواند اشتباه می کند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از میان مطالب به وبلاگی رسیدم که &lt;A href=&quot;http://afifehabedi.blogfa.com/cat-8.aspx&quot;&gt;نویسنده اش فارغ التحصیل روابط بین الملل&lt;/A&gt; است قسمتهایی از مطالبش را خواندم و برایش کامنتی گذاشتم امیدوارم نظراتش را در این مورد برایم بنویسد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او در قسمتی از مطلبی نوشته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اساس اصطلاح اوراسیا ریشه در تاریخ روشنفکری روسیه دارد. ضرورت یکپارچه سازی قلمرو روسیه در دوران پتر کبیر و در زمان جنگ با چارلز هفتم پادشاه سوئد موجب شد که پتر مصمم شود طرحی جغرافیایی جدید که شامل قلمروهای جدید باشد ، نوشته شود که بر جایگاه روسیه بر روی نقشه های اروپا در آن زمان موثر باشد.آن زمان نقشه اروپا بر اساس تصویری از جهان بود که به سه بخش بزرگ اروپا ، آسیا و آفریقا تقسیم شده بود و از جنوب از دریای مدیترانه شروع می شد در غرب به اقیانوس آتلانتیک و در شمال به دریای بالتیک می رسید و تا ساحل رود دن امتداد می یافت. از گروه جغرافی دانان پتر واسیلی تاتیشچف *برای عملی کردن خواستهء پتر روش های گذشته را که برای تعریف قاره ها از رودخانه ها و آب راه ها استفاده می شد کنار گذاشت و پیشنهاد داد که کوه های اورال جزء پیکر بندی طبیعی برای مشخص کردن دو قاره آسیا و اروپا تعریف شود.پتر امیدوار بود که بدین ترتیب به وسیله سایر پادشاهی های اروپا جزء فرهنگ و سیاست اروپا مطرح شود.بعدها کاترین کبیر در سال 1762 الی 1796 تلاش کرد به این هدف پتر جامع عمل بپوشاند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;Vasiliy Tatishchev/1686-1750&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7&quot;&gt;ویکی پدیا&lt;/A&gt; نوشته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اوراسیا&lt;/B&gt; نامی است که از آمیزش دو واژه &lt;A title=اروپا href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7&quot;&gt;اروپا&lt;/A&gt; و &lt;A title=آسیا href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7&quot;&gt;آسیا&lt;/A&gt; پدید آمده است.از آنجا که دو قاره آسیا و اروپا مرز طبیعی ویژه‌ای ندارند و مرزبندی کنونی میان این دو قاره بیشتر تاریخی_فرهنگی است؛برخی از گیتاشناسان این دو قاره را قاره‌ای یکپارچه دانسته و آن را به این نام می‌خوانند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;A href=&quot;http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&amp;abtid=01&amp;depid=44&amp;semid=321&quot;&gt;مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام&lt;/A&gt; &lt;/U&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نشست ایران، روسیه و غرب با حضور آقای دکتر حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و آقای الکساندر سادوونیکوف سفیر فدراسیون روسیه در ایران و همچنین جمعی از کارشناسان سیاسی و روابط بین‌الملل در مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار شد در قسمتی از این مطلب چنین نوشته شده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« روسیه یوروآسیا است یعنی پل تمدنی، اقتصادی و سیاسی آسیا و اروپا به شمار می‌آید..... &lt;B&gt;از نظر تاریخی، موضع روسیه به غرب بسیار نزدیک است.&lt;/B&gt; اما چالش‌های زیادی بین این دو وجود دارد، من نمی‌گویم بحران، بلکه برخورد و تضاد منافع وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در قرن نوزدهم، سیستم بین‌الملل متاثر از مثلث رابطه ایران، روسیه و غرب بوده است. از اوایل قرن بیستم هم تلاش‌های امپراتوری‌گرایانه روسیه نظم بریتانیا محور را به چالش می‌کشید و در این بین مسأله تلاش‌های روسیه به سمت جنوب در جهت گسترش ارضی در ایران مهم بود. حتی در نیمه قرن بیستم، بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم باز هم ایران در روابط روسیه با نظام بین‌الملل مهم است. در واقع، ایران حتی اگر بازیگر ضعیفی بوده اما تاثیرگذار بوده است. موارد مختلفی وجود دارد از جمله، اسناد سفارت آمریکا مربوط به روسیه گواه این مطلب است. این اسناد نشان می‌دهد سفارت آمریکا در تهران و سفارت شوروی در تهران، سفارت آمریکا در سنت‌پترزبورگ و سفارت شوروی در واشنگتن و وزارت امورخارجه‌ها در رابطه با مسأله ایران در تعامل هستند. اما علت این تاثیر گذاری متقابل مثلث ایران، روسیه و غرب و سیستم بین‌الملل چیست؟ باید گفت : روسیه قدرت دارد. ایران یک بازیگر تاثیرگذار منطقه‌ای است و اهمیت ژئوپلتیکی ایران قابل چشم پوشی نیست. &lt;B&gt;در این رابطه، ارزش‌های فرهنگی نیز تاثیرگذار است. ارزش‌های فرهنگی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;غرب با ارزش‌های فرهنگی روسیه و ایران تضاد دارد. ایران نمی‌تواند خود را کاملاً با&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ارزش‌های فرهنگی غرب منطبق کند. هر چند در روسیه نیز گرایش غرب‌گرایی وجود دارد ولی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گرایش حاکم اوراسیاگرایی است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر جهانگیر کرمی، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران..... دوره طلایی روابط دو کشور در دوره صفویه بود که دو کشور در برابر عثمانی متحد یکدیگر بودند. اما بدترین حالت از اوایل قرن بیستم تا پایان جنگ سرد بود که دو کشور همسایه بودند. در سال 1991، وقتی روسیه به ژئوپلیتیک جدید باز گشت مسائل جدیدی بین طرفین مطرح شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مقابله با عنصر غرب نیز، به رغم اینکه دو کشور ابراز نگرانی می‌کنند، اما نتوانسته‌اند ساز و کار مناسبی برای همکاری ایجاد کنند. اما سوال این است که چرا این همکاری‌ها نهادینه نشده است؟ اگرچه روابط اقتصادی ایران و روسیه در حدود 4 میلیارد دلار است و در واقع گسترش یافته است، اما در مقابل در مقایسه با روابط روسیه با اسرائیل که در حدود 10 میلیارد دلار است و رابطه روسیه و ترکیه که نزدیک به 20 میلیارد دلار است، رقم بزرگی به شمار نمی‌رود. &lt;B&gt;دلیل این مسأله را در وجود&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;عنصر غرب باید جستجو کرد. عنصر غرب موجب شده تمایل روسیه بیشتر به سمت بالتیک معطوف&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;شود تا شرق دریای خزر. روسیه در خارج نزدیک نمی‌خواهد بازیگری را دخیل کند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;آقای محمود شوری مدیر گروه مطالعات اوراسیا مرکز تحقیقات استراتژیک، با سوق دادن فضا به سمت بحث‌های نظری، موضوع دلایل گسترش روابط ایران و روسیه در دو دهه اخیر را از زاویه نظریه‌های روابط بین‌الملل مورد بررسی قرار داد....»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سایت آفتاب به مطلبی برخوردم به نام &lt;A href=&quot;http://www.aftab.ir/news/2008/jun/25/c1c1214375611_politics_diplomacy_russia.php&quot;&gt;سیاست خارجی روسیه نگاه به شرق - حرکت به غرب&lt;/A&gt;  که تا حدودی بیانگر سیاست فعلی روسیه است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;حال شاید این سوال برایتان طرح شود که اصلا توی این وانفسا بحث روسیه اصلا چه اهمیتی دارد؟ &lt;/B&gt;این برای جلوگیری از خطرات آینده است. با ملی شدن نفت در زمان مصدق ما انگلیس را بیرون راندیم و به جایش امریکا را نشاندیم . این می تواند دوباره تکرار شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سایت &lt;A href=&quot;http://irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&amp;Page=24&amp;TypeId=1&amp;ArticleId=5219&amp;Action=ArticleBodyView&quot;&gt;دیپلماسی ایرانی&lt;/A&gt; نوشته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«حال هر وقت ما به صورت افراطی به غرب یا شرق نزدیک شویم مرتکب اشتباه استراتژیک شده ایم وباید منتظر شوک های سیاسی باشیم زیرا رقابت قدرتهای جهانی برای دسترسی به ایران ما را در گرداب خطرناکی هدایت خواهد کرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; براساس نظریه دکتر عزت الله عزتی استاد مسلم ژئوپولیتیک ایران ،در رقابت چین و روسیه از یکطرف و ایالات متحده و غرب از طرف دیگر ،ایران به هر کدام بپیوندد در دراز مدت کفه تر از و به نفع آن جناح سنگین تر خواهد شد . پس راهکار چیست ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما در ایران جایگاه جغرافیایی داریم که براساس آن باید بر سر در وزارت خارجه بنویسیم &lt;STRONG&gt;هم شرق و هم غرب یعنی نظام بین الملل فعلی این را می طلبد که ما سیاستی اتخاذ کنیم که نه شرق احساس خطر کند ونه غرب تا بدینوسیله نه به شرق باج دهیم ونه به غرب که این سیاست در جهان توسط کشور فنلاند اجرا شد که موسوم است به فنلاندزیزاسیون که این کشور با رعایت منافع شرق و غرب ضمن حفظ منافع خود دارای امنیت و توسعه و دموکراسی مقبولی است&lt;/STRONG&gt; .»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و فرخ نگهدار به عنوان کسی که نیم قرن فعالیت سیاسی کرده فارغ از رد یا تایید بقیه نظراتش گفته است: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=5390&quot;&gt;جنبش سبز نباید روی تضاد میان شرق و غرب برای پیشبرد امر خود سرمایه‌گذاری کند&lt;/A&gt; او همچنین گفته است : جنبش سبز نباید طوری حرف بزند که گویا تضاد منافع قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها در ایران است که آن را به جنب و جوش انداخته. فاجعه وقتی است که شعار &quot;مرگ بر آمریکا&quot; و &quot;مرگ بر انگلیس&quot; خصلت نمای رای‌دهندگان به احمدی‌نژاد شود و شعار &quot;مرگ بر روسیه&quot; و &quot;مرگ بر چین&quot; خصلت نمای رای‌دهندگان به موسوی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله کل بحث نشان دادن همین آفت است در ادامه باز هم خواهم گفت که چرا شعار مرگ خواهی؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 02:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=211</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-211.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطار آتش گرفته را نگهدارید</title>
<link>http://mohredel2.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز ۹ نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی است شبی از شبهای (نهم) نوامبر ۱۹۸۹ دیوار برلین فرو ریخت دیواری که با پیروزی متفقین بر آلمان در سال ۱۹۴۵ احداث گردیده بود و با احداث این دیوار ملت آلمان دو پاره شد. آلمانی که مسبب دو جنگ بزرگ جهانی بود که طی آخرین آن پنجاه و پنج میلیون انسان به کام مرگ رفتند؛ نیم قرن دو تکه به حیات خود ادامه داد تا سرانجام فهمید که باید به جهان تضمین بدهد که درصدد راه انداختن جنگ دیگری نخواهد بود و با این تضمین ، دنیا تسلیم خواست ملت آلمان، برای وحدت این کشورشد. زیرا یک ملت دیگر نمی خواست با دیوار ایدئولوژی ، بتون و سلاح دوپاره باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 419px; HEIGHT: 273px&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/top10_protests_berlin.jpg&quot; width=419 height=223&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جنگ را به ما تحمیل کردند ما هم گفتیم که انقلابمان را به جهان صادر می کنیم اگر مقصود ما صدور ارزشهای انسانی به دیگر نقاط عالم هم بود ؛ برداشتی را باعث شد که همه دنیا متحد در برابر ما بایستاد و عراق را تجهیز کند تا ما را با جنگی فرسایش متوقف کند. از همان ابتدا توافق کردند که این جنگ نباید پیروز داشته باشد و وقتی ما از آزادی شهرهایمان فارغ شدیم و به فکر آزاد کردن شهرهای عراق از دیکتاتوری به نام صدام افتادیم و موفقیتهایی هم حاصل شد کمکهای بین المللی به عرق هم افزایش چشمگیری پیدا کرد و سرانجام با جنگ نفتکشها و جنگ شهرها و موشکباران وسرنگونی هواپیمای مسافری و قبول قطعنامه ۵۹۸ به اتمام رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر در خلال جنگ با شلیک موشک آرپی جی به سوی تانکهای عراقی راهی می جستیم که به زیارت کربلا ختم شود و می خواندیم&quot; کربلا کربلا ما داریم می آییم &quot; موانعی مانند سیمهای خاردار و میادین مین کانالها و خاکریزها و دوشکا و توپ و خمپاره .... به ما فهماند که راه بسته است . بعد از اتمام جنگ و بدون پیروزی درجنگ راه رفتن به کربلا باز شد! راه ساده بود باید برای رفتن به کربلا پاسپورت گرفته می شد و ویزا اخذ می گردید. حتا رفتن قاچاقی به عراق هم با خطرات کشته شدن و اسارت به دست تندروهای عراقی همراه شد تا بفهیمیم هر کاری راهی دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اتحاد جماهیر شوروی پیش از فروپاشی در جمهوری دمکراتیک آلمان سیصد هزار نیرو داشت اما با آینده نگری فهمید که در صورت مخالفت با خواست ملت آلمان و روشن کردن موتور زره پوشها برای مقابله با خواست ایشان ، درواقع موتور جنگ جهانی سوم را روشن کرده است و قطعا بازنده جنگ  نیزخواهد بود و دیدیم که حتا بدون شروع چنین جنگی شوروی فرو پاشید اما هزینه های این فروپاشی از جنگی که شروع می کرد به مراتب کمتر شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ایران چه وقت به این نتیجه خواهند رسید که وحدت ملی امری لازم است که جز با آشتی ملی ممکن نیست؟ کسانی که این عقیده در ذهنشان ریشه دوانده که می توانند بخش بزرگی از ملت را نادیده گرفته وامنیت خود را به قیمت سرکوب مخالفین تامین کنند سخت در اشتباهند زیرا  باید بدانند که برای اجرای منویاتشان بهای سنگینی را به ملت و کشور ایران تحمیل خواهند کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کسانی که امروز تصور می کنند توسل به عفو و شفقت بیهوده است. آیا فایده ای دارد که ثابت کنیم که حق طبیعی هر ملتی است که خواهان وحدت و حق تعیین سرنوشت خود باشد؟ به ویژه وقتی که از توان خلاقه عجیبی برخوردار است  که در کارهای مسالمت آمیز تجلی می کند. عواقب این سرکوب ، ترس، بدگمانی ، نفرت ، انتظار ، انفجار و هزینه سنگین رویارویی با ملت است. حاصل این رویارویی چیزی جز محرومیت مادی و سطح پایین زندگی برای مردم نخواهد بود. بله در این صورت است که فاتحان در واقع مغلوب شده اند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه چیز بیهوده است. وقتی گله و شکایت بر دلها سنگینی می کند. استدلال سیاسی کارا نیست. ولی اگر ثابت می شد که اجرای تدابیر پیشنهادی ، ایمان به پیروزی عدالت را سست نمی کند و یاد قربانیان با ظن به خیانت خدشه دار نمی شود ، درد تسکین می یافت و استدلال ممکن بود اثر کند. با این الزام اخلاقی و این منظره را با زمینه عاطفی خاص آن در پیش رو داریم. از لحاظ سیاسی هم بایست بیش از هر چیز به فکر تضمین امنیت باشیم. هر لحظه ممکن است صبر ناظران که حوادث تلخ را می بینند لبریز شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز باید نشان داد که &quot; دیپلماسی&quot; توان &quot; رقابت با زمان&quot; را دارد بلکه آهنگ و سرعت غریبی دارد . امروز این دیپلماسی اهمیت فوق العاده ای یافته است این را گزافه نخوانید که این اهمیت از انجام مسئولیتی ناشی می شود که ملت ما از سیاستمدارانش متوقع است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مخالفت با وحدت ، مغایر با اصول و نیز این اصل اخلاقی ساده است که منافع سیاسی نباید سبب دوپارگی ملت و کشوری شود. اگر به این سوال با دقت بیندیشیم که چه نوع ایرانی منافع همگان را تامین خواهد کرد ؟ قطعا ایران دوپاره  نخواهد بود بدون آشتی ملی و ادامه سرکوب مرارتها و نارضایتی ها آنقدر تلنبار می شود که کار به انفجار برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همیشه از قطار و پیاده شدن از قطار از سوی عده ای ناراضی گفته اند. باید آژیر خطر این قطار را به صدا درآورد زیرا امروز این قطار آتش گرفته است و اگر به فوریت متوقفش نکنیم و به اطفای حریق نپردازیم ، قطار و مسافران همگی با هم خواهند سوخت.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دو راه پیش روی ماست:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱- مذاکره برای پیدا کردن مکانیسمی که حقوق همه ملت را تامین کند و اختلافات را به سود ملت و کشورحل و فصل کرده و امنیت را حفظ و موجب ثبات شود و این راه عملی است . در جنگ داخلی لبنان این راه جواب داده و با مقاومت سراسری و همه جانبه گروهها برابر اسرائیل موجب پیروزی ملت لبنان بر دشمنانش شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۲- مانند ۱۳ آبان ، شهرهای بزرگ ، محل استقرار قشون نظامی شود و در صورت افزایش معترضین بر تعداد و استعدادقوای نظامی و انتظامی افزوده شود و حتا موتور زره پوشها روشن گردد . این کار فقط خطر برپا کردن انقلابی تمام عیار را درپی خواهد داشت و پیمودن راهی است که قبلا در انقلاب ۵۷ پیموده ایم.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز باید در برداشتن هر گام دقیق باشیم و محتاطانه و مدبرانه عمل کنیم. ولی بعضی از سیاستمداران دست به بازی برق آسا می زنند. که در آن هر یک از طرفین فقط پنج دقیقه مهلت دارند و این روش در دورانی که به راستی بازی بر سر مصالح ملت و امنیت کشور است خردمندانه است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بصیرت سیاسی به معنی نادیده گرفتن مطالبات به حق و قانونی نیست بلکه بصیرت سیاسی دیدن شعله های آتشی است که در قطار در حال حرکت ، همه ما را احاطه کرده است و به رسمیت شناختن حقوق ملت تنها راه اطفای این حریق است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سیاست هنر پرداختن به ممکن است ، شاید ما را خوش بیاید و یا نیاید ولی این حقیقتی است بدیهی که نیازی به اثبات تدارد. سیاستمداران باید کارگذار سیاستی واقع بینانه باشند. از این رو نمی توانند به خود اجازه بی توجهی به تحولات و شرایط سیاسی را بدهند و باید خواستشان با خواست و اراده مردمشان هماهنگ باشد و گرنه ملت به بی توجهان به خواسته اش &quot;نه&quot; خواهد گفت و بر سر این &quot;نه&quot; هم خواهد ایستاد هر چند تحقق خواسته هایش هزینه های سنگینی داشته باشد و این سنت در میان تمام ملتها امری جاری و ساری است زیرا اگر بی حرکت بماند آب از آب تکان نمی خورد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خواست ملت که رسیدن به آزادی است بالاخره محقق خواهد شد. همه سعی کنیم تدبیری بیندیشیم که از هزینه های تحقق این هدف ملی حتی المقدور کم شود.این عاقلانه ترین راه موجود است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;برای اینکه بر سر نیم قرن و بیست و هشت سال بحثی نشود&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://anbaar420.blogfa.com/post-457.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; را هم &lt;FONT color=#333333&gt;بخوانید تحت عنوان&lt;FONT color=#333333&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; COLOR: fuchsia&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#333333 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&quot;نگاهی به دیوارهای خائنانه مرزی جهان&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; COLOR: fuchsia&quot; lang=AR-SA&gt; . &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;این مطلب&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://www.dw-world.de/dw/article/0%2C%2C4864437%2C00.html&quot; target=_blank&gt;شمس الواعظین &lt;/A&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;را هم بخوانید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 10:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohredel2&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>mohredel2</dc:creator>
<guid>http://mohredel2.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
