تبليغاتX
مهردل - پرسش سروش از سروش غیبی

 بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم مرز ایمان و کفر کجاست و مرتد به چه کسی اطلاق می شود زیرا ایمان از امور قلبی است و دسترسی به نیات برای مخلوقات مادون ملکوت محال است حتی ملائکه با همه ی عظمت خود به نیات دسترسی ندارند .اما معتقدم پرسش را پاسخگر نیاز است گر چه دلیلی عقلانی برای سوال سروش به خصوص وقتی با عنوان روشنفکر دینی از او یاد می شود نمی یابم

 

اگر کسی با هر عنوانی دیگر چنین شبهه ای می کرد می گفتم به دنبال حل معضلی از معضلات ذهنی خویش است اما سروش ! یا ما در بزرگی او غلو کرده ایم و او خود را کوچک می بیند و به سان هر آدمی به دنبال طرح ذهن مشغولیهای خود است و به اثرات جنبی کلامش بی توجه! و یا خود را چنان بزرگ انگاشته که پس از حل تمام معضلات به فکر حل مفهوم دست نایافتنی وحی افتاده و در پی کسب حقیقت قران روان شده است!

 

قرانی که اگر محصول ذهن بشری بود نه می توانست تمدن ساز باشد و نه طی قرنها ماندگار می شد ونه دارای چنین رمز و رموزی بود که پس از قرنها در عین سادگی کلام ذهن شمار بسیاری از آدمها را به خود مشغول ساخته و حیران از عظمت خود میکرد. هر کس به هر میزان از بضاعت عقلی آن را می خواند به بهره ای از معارف آن می رسد و عقول تربیت شده ی الاهی نیز با وجود حظ وافر از آن به عجز در مقابل عظمتش معترف می شوند . اینکه قران قدیم است یا حادث و اینکه قران مخلوق است ویا جز صفات ذات خالق که مورد بحث قرنهای متمادی متکلمین و فلاسفه بوده وبه وحدت نظر نیانجامیده نشان از عظمت آن است

 

سروش با همه مطالعات عمیق فلسفی خود وقتی درطرح نظر چند خطی دچار چنین تناقض گویی می شود که از ابتدایی ترین اصول منطق و فلسفه چیدمان درست صغری و کبری برای رسیدن به نتیجه ی درست منطقی  غافل می شود چطور می تواند به پیامی که بیش از هزار و چهارصد سال پیش از این پیامبری آورده وصله ی بشری بزند و به این نکته توجه نکند که خودش در طی سی سال گذشته این همه تغییر عقیده داده و گاهی دارای افکاری به شدت متضاد از افکار پیشین شده چرا در نقل بشری مانند محمد (ص)  از قول خداوند نمی توان نقض که هیچ حتی نقصی پیدا کرد

 

فراتر ازآن قران که فقط داستان سرایی از اقوام گذشته و احکام زندگی و مسائل مربوط به دنیا نیست ظرایف خلقت و مسائل پیش از خلقت و قیامت بعد از اضمحلال دنیا و بهشت و جهنمی که برای هیچ بشری تجربه نشده و صراط و لوح محفوظ و قاب قوسین و نوربودن الله ودیدار وجه رب را چگونه در مخیله ی بشری خود وارد کرده و سپس الهامات از جانب خدارا در قالب آیات به مردمی که فهمی از این امور نداشتند خوانده!!

 

آرزوی آدمی چون من این است که کاش به کنه ضمیر او آگاه بودم تا دلیلی عقل پسند برای طرح چنین موضوعی از سوی او پی می بردم که هیچ مشکلی از مشکلات بشر با حل معمای تکرار شده از سوی او مرتفع نخواهد شد که ذهنهای آدمهای بسیاری از حقیقت منحرف و به کژی خواهد رسید وبه تعداد گمشدگان در الفاظ و به دور افتادگان ازایمان اضافه خواهد شد اما بازهم معتقدم استفاده ی ابزاری از طرح چنین مباحثی ازسوی رقیب سیاسی برای گرفتن حکم ارتداد پاک کردن صورت مسئله است و به امید روزی می نشینم که متفکرین و صاحب نظران با جوابهایی روشن ؛ مبین افکار سالمی باشند که به دنبال حقیقتند که قرآن آیات خود را بینه می نامد اگر اینطور شود مطمئنم سروش اول کسی است که در مقابل حقیقت سر خم خواهد کرد زیرا او را پی جوی حقیقت دانسته گرچه در خطایش می دانم      

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 4:11  توسط ستاریان  |