تبليغاتX
مهردل - دهه فجر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پس فردا آغاز دهه فجر است دهه ای که با آمدن امام به ایران آغاز و با پیروزی انقلاب به پایان می رسد

دهه ای که به دلایل بسیار طی سالیان گذشته با جشنهای مردمی همراه می شد و به دلایل دیگر طی سالهای اخیر؛ باعث دوری بخشی ازمردم ازبرپایی جشن برای پیروزی خود شده است همه ما کم و بیش از این دلایل باخبریم و نیازی به تکرار مکررات نیست و بنده به دنبال واکاوی و تحلیل آن از ابعاد سیاسی نیستم وچیزی که باعث شد به این موضوع بپردازم توجه به نحوه عمل خداوند طبق آیه ی ۱۱سوره رعد است .

 

وقتی به عکسهای مردم در سال ۵۶ نگاه کرده و آن را با عکسهای مثلا سال ۶۰مقایسه کنیم متوجه تحولی بزرگ در جامعه ایران ظرف مدت چهار سال خواهیم شد . خود حضور گسترده مردم در صحنه انقلاب را بدون در نظر گرفتن فاکتورهایی فراتر از عوامل دنیوی نمی توان توجیه کرد . تمام دلایلی که برای سقوط دولت شاهنشاهی می توان برشمرد را اگر شمارش کنیم باز نمی توان دلیل قانع کننده ای برای فروپاشی نظامی که جزیره ثبات نامیده می شد آورد , رژیمی که به لحاظ قدرت نظامی و منطقه ای قدرت پنجم و ژاندارم منطقه ای امریکا محسوب می شد.

 

واقعا به این موضوع فکر کرده اید که چرا مردم در سال ۵۶ تا ۵۷ به چنین تحولی رسیدند که حتی حاضر شدند با نثار جان خود به استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی برسند ؛ کاری به این نداریم که کدامیک از شعار های داده شده محقق شده و یا نشده است در اینجا در پی بررسی این موضوع نیستیم مقصود این است که توجه کنیم مردمی که در نهایت غفلت به زندگی مادی خود مشغول بودند چه شد که به یکباره ظرف مدت کوتاهی در صف مبارزین برای رسیدن به ارزشهای والایی که فقط خواست انسانهایی با هدفهای والاست بپیوندند. به طوری که اندکی بعد با تهاجم نظامی به ایران از سوی عراق به نمایندگی ازقدرتهای جهانی با تمام وجود در مقابل این تهاجم ایستادند وازهمه چیزشان گذشتند!

 

امروز گرچه از دیدن جوش و خروش مردم برای آذین بندی و جشن برای انقلابی که متعلق به خود مردم است خبری نیست و حتی به دلیل نارسایی های بسیارنوعی دلسردی بین بخشی از آنها حاکم است . اما همین مردم در مواقع بسیاری نشان داده اند با همه اعتراضات به حقی که دارند هرگاه کیان کشور و نظام خود را در خطر دیده اند با چشم پوشی از خواسته های خود از موجودیت کشور خود دفاع کرده اند . این همان نقطه ای است که سعی در برجسته کردن آن دارم به اعتقاد من نوع خواسته ها و شعارهایی که از سوی رهبران انقلاب داده شد با فطرت انسانی مردم همخوانی بسیاری وجود داشت و چون فطرت انسان به دنبال چنین ارزشهایی بوده و هست از نهضتی که برای برپایی اوامر الاهی تشکیل شده بود حمایت کرده و می کند اما آیا این دلیل می شود به دلیل عدم تجانس در مواضع سیاسی, گروهی گروه دیگر را از میدان به خارج براند و موجبات رنجش تعدادی از مردم شود . خب به مرور با تنگ کردن همه مجاری به اسم دین و دینداری گروهی را باوجود اینکه خود را دیندار مینامد به زور به صف بی دینان هل داده ایم!

 

شاید دوباره با شنیدن سرودهای مربوط به روزهای انقلاب نوعی حس نوستالوژیک برای مان بیدار شود که دلبستگی ما را به آن روزها نشان دهد. بله نسل ما نسل حریت خواه وعدم وابسته به قدرتهای جهانی است که حاکمیت خدا را آرزو دارد گرچه با دور افتادن از آن آرزوها تاسف می خورد اما فطرتا خواهان رسیدن به ارزشهای انسانی است که ادیان الاهی نیز بدان دعوت می کنند. به اعتقاد من آنچه موجب تحول مردم بود خلوص نیت امام و رهبران نهضت بود ودرآنها تاثیری گذاشت که بی نظیر بود. آنروز همه انقلاب را بستری برای انقلاب جهانی مهدی می دانستند چیزی که با تاسف امروز به بوته فراموشی سپرده شده است!

 

حال که سخن به اینجا رسید باید عرض کنم انتقادی حرف زدن آسان ولی آنکه ایجابی حرف بزند نایاب است و نشان دهنده راه ؛ برای کسانی که به چاله و چاه گرفتار شده اند آرزو و موجب تقویت امید است. اما امروزهمه در پی رفع مسئولیت از گردن خویش هستند و خود این مطلب به گمان من یعنی اعتراف به اینکه اصلاح امور از دست همه خارج شده است پس روز به روز به مصلح حقیقی نیاز بیشتری خواهیم داشت وبه همین خاطر برای تغییر درسرنوشت خود باید تغییری در احوال خود بدهیم و الا اوضاع بدتر خواهد شد که بهتر نمی شود. به آیه یاد شده دقت کنید این وعده خداوند است.  

 

خداوند در سوره رعد آیه ۱۱ می فرماید:

له معقبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امر الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما به انفسهم و اذا اراد الله بقوم سوء فلا مرد له و ما لهم من دونه من وال

برای انسان مامورانی است که پی در پی , از پیش رو , و از پشت سرش او را از حوادث ( غیر حتمی) حفظ می کنند. (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم( و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد. و جز خدا سرپرستی نخواهند داشت.

والسلام

 

 پی نوشت: ازدست رفتن عزیزی سخت و جانسوز است  ؛ ولی آیا واقعا تقدیر چنین بود

حدیث درد و واگویه مادر سجاد از آخرین ساعات زندگی اش

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:56  توسط ستاریان  |