|
|
|
|
|
داشتم خاطرات آقای محسن قرائتی را می خواندم جمله های کوتاه و آموزنده ی زیادی داشت این چند جمله را برایتان نقل می کنم برای من که جالب بود در کوتاه ترین جملات مطالبی را منتقل می کند که تاثیر بسزایی دارد تاثیر مثال شخصی به من گفت : آقای قرائتی ! در تلویزیون مثالی زدی که مرا حسابی تکان داد! مَثَل این بود که گفتی : اگر یک نوار ده تومانی داشته باشی حاضر نیستی صدای گربه روی آن ضبط کنی، ولی حاضری روی نوار مغزت هر چرت و پرتی را ضبط کنی ! چرا شنیدن دروغ و تهمت و غیبت و.... برایت بی اهمیت است ؟ دعای عید قربان روز عید قربان یکی از دوستان زنگ زد که دعای عید قربان چیست ؟ گفتم : دعای عید قربان این است که وقتی گوسفند قربانی می کنی ، کبابی هایش را برای خودت کنار نگذاری !! گفت : دعای عید قربان را می خواستم ، گفتم : همین است . غفلت های ما به نماز جماعت بسیار باشکوه و شلوغی در مشهد رفته بودم . با خود گفتم : الان بهترین موقعیت برای تبلیغ است ببینم چگونه از آن استفاده می کنند . نماز که تمام شد دیدم یک نفر از پشت بلندگو اعلام کرد : توجه ! توجه! دیشب بعد از نماز یک لنگه کفش گمشده است هر کس ... تاسف خوردم برای غفلتهای خودمان. بی کسی قیامت را در منا فهمیدم در منی بند کفشم پاره شد. هوا بسیار گرم و آسفالت خیابان بسیار داغ بود . با پای برهنه راه می رفتم و از داغ بودن زمین به هوا می پریدم ، کاروانهای ایرانی مرا می دیدند و می گفتند : آقای قرائتی سلام ، اما هیچ کس به من دمپایی نداد ! اخلاص در عمل مدتی در درس آیت الله حاج مرتضی حائری یزدی فرزند موسس حوزه علمیه قم شرکت می کردم، روزی استاد به من فرمود : اگر کارت برای خدا نباشد ، روزقیامت خواهی گفت: ای کاش خوابیده بودم و کاری نمی کردم. نگاه امام زمان در حرم امام رضا ع بودم که شخصی گفت : آقای قرائتی چند سال است طلبه هستی ؟ گفتم : حدود بیست سال. قدری به من نگاه کرد و گفت : امیر المومنین (ع) هر وقت مالک اشتر را می دید لذت می برد تو که لباس سربازی امام زمان علیه السلام را پوشیده ای ، آیا وقتی امام به تو نگاه می کند لذت می برد ؟ گفتم معلوم نیست ! گفت روی این حرف فکر کن . بسیار دَمَق شدم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 10:40 توسط ستاریان
|
|
||