تبليغاتX
مهردل - گسترش اسلام چرا و چگونه

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

گسترش اسلام چرا و چگونه

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش از ورود اسلام ؛ مصرتحت سلطه ی روم مسیحی بود و امپراطوران روم به زور آنها را به پذیرش آئین مسیحی دعوت می کردند و هر کس نمی پذیرفت در آتش زنده زنده می سوزاندند رومی های مسیحی به منظور مسیحی کردن مصریان حتا اسکندریه را که از زمان یونان مرکز علم و دانش بود آتش زده و کتابها را که خلاف آموزه های کلیسا میدیدند به طور کل سوزاندند  و به زور سرنیزه از مغلوبین باج و خراج های سنگین دریافت میکردند مصریان با وجود چنین شرایطی به ظاهر مسیحی شدند می گوییم به ظاهر! چون وقتی کسی مانند عمروعاص از سوی اسلام! وارد مصر شد وپس از فتح ، از آنها برخلاف باج و خراج سنگین روم جزیه ی بسیار مختصرخواست فورا پذیرفتند و به مرور با آشنایی با دستورات اسلام با طیب خاطر مسلمان شدند و پا را از این هم فراتر گذاشته و از زبان و تمدن هفت هزار ساله ی خود دست کشیدند و امروز همه می دانیم که نژاد سامی مصر که یادآور و یادگار نسل فراعنه هستند عرب زبانند و مدنیت ایشان نیز به عربی تغییر هویت کامل داده است!

اعراب که غالبا با حمله های غافلگیرانه و جنگ تن به تن پیروز می شدند در برابر سپاه روم در شام چندین بار شکست را متحمل شدند ودر فکر چاره جویی افتادند وبا استفاده از کسانی مثل سلمان فارسی ایرانی و یا اسیران مسلمان شده ی رومی به روشها وسلاحها و ساز و برگ جنگ مجهز شدند و با نحوه ی فتح قلعه ها آشنا گردیدند به طوری که در جنگ سرآمد استادان خود شدند و سپاهی فراهم کردند که سرآمد جنگاوران آن زمان گردید .

 آنها وقتی در ایران وارد شدند با سپاهی روبرو بودند که به علت جنگهای متمادی وفرسایشی با روم که دویست سال به طول انجامیده بود نای جنگیدن نداشت از اینرو تقریبا هیچ مقاومتی از خود نشان نداد، به این ترتیب نه از سوی سپاه ایران و نه از سوی مردم مقاومتی صورت نگرفت به طوری که فتح کاخ ساسانی بیشتر از دو ماه طول نکشید و تنها مقاومتهای کمی در اطراف واکناف ایران موجود بود که به مرور آنها نیز تسلیم شدند!

آنچه باعث تعجب می شود این است که ایرانیان نیزچون مصریان با آغوش باز از این سپاه استقبال کردند که البته ریشه در انحطاط افکارپادشاهی ساسانی و موبدان زرتشتی داشت که خود بحث دیگری را طلب می کند وجه تمایز ایران با مصر این است که اگر مصر به طور کامل دست از تمدن و زبان و فرهنگ خود شست ، ایران قوم غالب را در درون خود پذیرفت بی آنکه از زبان و مدنیت خود دست بکشد حتا هنرومعماری ایران چنان در میان اعراب پذیرفته شد که آثار به جا مانده از تمدن اسلامی ایران درآن دوره هر چند آثار کمی مانده و بیشتر مربوط به دوره ی صفویه مانده است اما همین اثار به جا مانده ی تمدن نزدیکی بسیاری به سبک ایرانی دارد به طوری که نمی توان معماری عربی را از معماری ایرانی جدا کرد و تشخیص داد

عجیب تر از آن ممالک موسوم به هنود است اعراب از هنود گذر کردند و ماندگار نشدند ولی تاثیری که هنود از اسلام گرفته تا کنون پا برجاست هر چند طی سدهای اخیر جمعیت مسلمان آن با جدا شدن از هند دو کشور بنگلادش و پاکستان را تاسیس کردند اما پذیرش اسلام از سوی هندوان را نمی توان از روی غلبه ی شمشیر دانسته وبه زور قلمداد کرد. خلاصه آنکه بر اساس تاریخ تمدنهایی که غالبا بر اثر فتوحات اقوام غالب پایه ریزی می شد و آموزه هایی که برای استقرار آن تلاش و کوشش بسیار شده همگی موقتی بوده و پس از مدتی چنان از میان رفته که جز خشت و گلی که گاه و بیگاه از آن پیدا می شود چیزی باقی نمانده اما تمدنی که اسلام آن را ساخت هر چند به دلایلی به انحطاط این تمدن نیزانجامید ؛ که این انحطاط تمدنها سنت تاریخ است، اما دینی که سر آغاز ساخت چنین تمدنی بود نه تنها از میان نرفته بلکه هر روز گسترش بیشتری پیدا کرده است. اصولا وقتی تاریخ فتوحات مسلمانان را دنبال کنیم پذیرش اسلام از سوی ملل دنیا را چه در جایی که اعراب ماندگار شدند و چه جاهایی که از آن گذر کردند می بینیم.

                                                                           از کتاب تمدن اسلام و عرب

دوست محترمی خصوصی فرموده اند که در اینجا مطلب رساتر و جامعتر طرح شده ضمن تایید نظر ایشان شما را به خواندن آن دعوت می کنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:44  توسط ستاریان  |