تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

گویا مثل یک عکس

بسم الله الرحمن الرحیمپیرمردزنده دل در راهپیمایی 22 بهمن

به هر نظر بت ما جلوه می‌کند ليکن     کس اين کرشمه نبيند که من همی‌نگرم

30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشت و وارد دهه چهارم انقلاب شدیم و امروز 22 بهمن بود و حماسه ای دیگر از حصور مردم رقم خورد.

اسمش مهم  نیست .مهم رسم است رسم عاشقی

با این سن و سال آهنگ را پشت سر گذاشته و از راه نبرد به پیروزی رسیده و کوکاکولا را زیر پا گذاشته و عزم آزادی داشت

و بی وقفه می رفت ، دریای خروشانی بود نمی دانم به آزادی رسید یا نه . اما او را هشت صبح در شرقی ترین نقطه تهران دیدم شاید میان اقیانوس مردم کسی ندانست از کجا آمده و چه مسیری را پشت سر گذاشته است. او قطره ای از اقیانوس مردم بود.

   پیرمرد در ابتدای راهپیمایی به سوی میدان آزادی

   پیرمرد جواب سلامم را با لبخندی داد و به سرعت رد شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:23  توسط ستاریان  | 

معرفی کتاب 3

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه از سه مطلب قبل

با خواندن تاریخ و نگاهی به سیر فلسفه و تفکر در غرب می توان فهمید که غرب و مردمان آن خطه از بزرگترین پادشاهان غرب به عنوان مظهر تمدن و فرهنگ گرفته تا مردمانش چرا نزدیک به هزار سال سر تعظیم و ادب و کرنش در مقابل کلیسا و مقام پاپ فرود می آوردند و چرا به یکباره بر اثر تعلیمات ماتریالیسم سعی کردند خود را از سلطه ی کلیسا خلاص کنند ، نشناختن‌ هدف‌هاي‌ اصيل‌ دين‌ و تعصب‌ برخي‌ از كشيشان‌ دون‌ پايه‌ باعث مقاومت در برابر آموزه های به ظاهر دینی کلیسا شد. به ظاهر دینی؛ زیرا تحریف کتب مقدس آن را از حقیقتش تهی کرده بود و مزید بر علت این مخالفتها ، مخالفتهای علم گرایان با دینی که به شدت با علم دشمنی میکرد ؛ می شد .به عنوان مثال  مارسل کاشن می نویسد: « در این دوران ( تفتیش عقاید) پنج میلیون نفر را به جرم فکر کردن و تحطی از فرمان پاپ به دار آویختند و تا حد مرگ در سیاه چالهای تاریک نگه داشتند تنها از سال 1481 تا 1599 یعنی طی 18 سال بنا به دستور محکمه ی تفتیش عقاید 10220 نفر را زنده زنده سوزانیدند ، 6860 نفر را شقه کردند و 97022 نفر را به قدری شکنجه دادند که نابود شدند.»

برای نشان دادن عمق تحریفاتی که برای استمرار حاکمیت ظالم بر گرده ی اقشار ضعیف انجام دادند و در متن کتاب مقدس آورده شده است دقت کنید . جمله ی معروف منتسب به عیسی مسیح علیه السلام « کار قیصر را به قیصر و کار داور را به داور واگذار » را از فرط تکرار همه بلا استثناء شنیده ایم. حرفی که در تضاد با آموزه های همه ی انبیاست و در تحریف بودن آن نباید هیچ شک و شبهه ای داشته باشیم؛ چگونه ممکن است پیامبری چون عیسی علیه السلام امر کند« اگر به صورت راستت سیلی زدند  صورت چپت را بگیر و بگو بنواز! انبیا آمده اند تا بشر را عزیز گردانند و به آنان شخصیت داده و از زیر بار زور و ستم رهایشان کنند. بدون تردید ملتی کتک خور و ظلم پذیر نه تنها عزیز نخواهد بود بلکه ذلیل و تو سری خور بار خواهد آمد.

 حال با ترسیم مختصر آنچه ذکر شد شاید بتوان فهمید که کلیت غرب چرا در مبارزه با کلیسا به مبارزه با دین رسید! و چرا تمام حرکتهای سیاسی و جریانات اصلاحی و انقلابات غرب ضد دینی و بدون انگیزه های دینی شد زیرا آنها از یک سو آزادیهای دینی در شرق را دیده بودند و پیشرفت و توسعه ی علمی مسلمانان را نظاره کرده بودند و از سوی دیگر عقب ماندگی و سیطره ی علم گریزان را بر خود نیز می دیدند و البته حقد و کینه ی جنگهای صلیبی نمی گذاشت حتا به اندازه ی اشاره به نقش اسلام در بیداری آنها حرفی به میان آید و به همین خاطر می بینیم کسی مثل لاوازیه را پدر علم شیمی می خوانند در حالی که بیش از صد سال پیش از او در علمای اسلامی کتاب در مورد مبانی شیمی جدید نوشته بودند! و کتاب مشاهیر جهان مملو از دروغ پردازیها در مورد کاشفین و مخترعین است کاغذ و باروت و چی و چیست! و اگر از مارتين‌ برنال‌ دراين ‌باره‌ چنين‌ می خوانیم که ؛

«تفاوت‌ شرق‌ و غرب‌ بر بنياد ديدگاهي‌ نئوكلاسيك‌ و نژادپرستانه‌ استواراست‌ كه‌ در قرن‌ هجدهم‌ نضج‌ گرفت‌، زيرا اروپايي‌هاي‌ قرن‌ هجدهم‌نمي‌توانستند اعتراف‌ كنند كه‌ فرهنگ‌ پيشرفته‌ اروپا در اصل‌ ريشه‌اي‌ آسيايي‌يا آفريقايي‌ داشته‌ است‌». می توانیم آن را درک کنیم و بفهمیم که علت انکار متفکران غرب در نادیده گرفتن تمدن اسلامی از کجا نشات گرفته شده است!

از اين‌رو در قرن‌ بيست‌ويكم‌ یعنی (هم‌اكنون)‌ بشر عصر جديد،مي‌بايست‌ با عبرت‌ از سرگذشت‌، سير و داعيه‌ي‌ مكتب‌ فراگير "اومانيسم‌"؛ كه‌بنياد نظري‌ هر دو رويكرد فلاسفه‌ي‌ عصرجديد مي‌باشد؛ يكبار ديگر،انديشه‌ي‌ رابطه‌اي‌ متعادل‌ ميان‌ انسان‌ و خدا و يا جهان‌ طبيعت‌ و ماورالطبيعه‌ راتجربه‌ نمايد.

اين‌ انديشه‌ بر خلاف‌ تفكر دو دوره‌ي‌ تاريخي‌ پيشين‌ و حاضر كه‌ مبتني‌ براعتقاد به‌ تعارض‌ ميان‌ "عقل‌ انساني‌" و "وحي‌ ربوبي‌" است‌، موفق‌ به‌ تبيين‌انديشه‌ي‌ سرنوشت‌ساز تطابق‌ عقل‌ آدمي‌ و وحي‌ الهي‌ مي‌گردد.

اعلام استقلال امریکا در سال 1776 و انقلاب فرانسه در سال 1789 و انقلاب اکتبر روسیه همگی سکولار و دین گریز بودند جنگهای جهانی ماحصل آزمونهای انسان دین گریزی بود که می خواست مدینه ی فاضله ی افلاطون را به محک بگذارد و در این راه به فاشیسم هیتلری و کمونیسم استالینی رسید!

من برای شناخت وضعیت ایران در پیش از اسلام کتاب ایران در زمان ساسانیان نوشته ی پرفسور آرتور کریستین سن به ترجمه ی رشید یاسمی را خواندم و این کتاب برایم حقایقی را روشن کرد و فهم دقیقتری از نهضت شعوبیه و نوشعوبی های اخیر ایران داد که در گوشه کنار برعلیه اسلام داد سحن می دهند و تمام گذشته را انکار و تحریف می کنند!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 20:52  توسط ستاریان  | 

معرفی کتاب 2

بسم الله الرحمن الرحیم

....ادامه از مطلب قبل

با خواندن کتاب علی (ع) در کتب اهل سنت نوشته ی مرحوم آیت الله محمد باقر موسوی همدانی مترجم کتاب شریف المیزان می خواستم بدانم آیا آنچه ما در خصوص حضرت علی علیه السلام معتقدیم زاییده ی حب و علاقه ی ما نسبت به اهل بیت است یا اینکه حقیقتی است که اهل سنت نیز به آن معترف است و از این جهت اطمینان حاصل کردم و حیرتم نسبت به دشمنی با آل رسول الله افزون شد. کتاب مکتب در فرآیند تکامل ؛ نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین نوشته ی سید حسین مدرسی طباطبایی ترجمه ی هاشم ایزد پناه نه تنها به سوالاتم پاسخ نگفت ، بلکه حتا افکارم را مغشوش تر کرد در مورد آقای مدرسی و نظرات شاذ ایشان اگر خدا مجالی بدهد مطالبی در ذهن دارم که طی چند پست خواهم نوشت اما اجمالا او بیست سال پیش کتابی درخصوص تاریخ تطورشیعه می نویسد و عمدا از انتشار آن در ایران به عنوان مرکزیت شیعه خودداری می کند تا از نقد در امان بماند! و توضیحاتش در حکایت این کتاب توضیح قاتع کننده ای که نمی دهد هیچ !بلکه راه اشکالات دیگری را برخود هموار می کند.

به زمان پیامبر عزیز اسلام رسیدم ، کتاب محمد پیغمبری که از نو باید شناخت نوشته کنستان ویرژیل گئورکیو با ترجمه ی ذبیح الله منصوری را خواندم . به تاریخ طبری به عنوان یکی از معتبر ترین تاریخ موجود در خصوص صدر اسلام مکرر مراجعه کردم و همینطور به تاریخ یعقوبی و فصول مربوط به پیدایش و گسترش اسلام را خواندم و.. شاید باورتان نشود برای بررسی ریشه ی مخالفت با دین من به موضوع خلقت و بحث تکامل رسیدم و مدتی را صرف خواندن حیات ، طبیعت و منشاء تکامل آن  نوشته الکساندر اُپارین با ترجمه ی هاشم بنی طرفی کردم و پیدایش انسان و عقاید داروین نوشته ی آ . ای فاریون ترجمه عزیز محسنی را خواندم و در جستج برای دریافت نظر قران به کتاب کم حجم اما مفید تکامل در قران آیت الله مشکینی رسیدم !

کتاب قدم به قدم با اسکندر در کشور ایران نوشته ی هارولد لمب و از بلخ تا نیشابور و جنگهای ایران نوشته ی هرودت با ترجمه ی ذبیح الله منصوری مرا به جنگهای ایران و روم برد تا بفهمم ریشه ی جنگهای تمدنهای گذشته چه بوده است و نیاکان ما چه می کرده اند جنگهای شرق و غرب در آن زمان جز جهان گشایی چه دستاورد فرهنگی برای دو ملت ایران و بونان داشته و چه اثراتی ار هم گرفته اند؟و چون اسکندر از شاگردان ارسطو بود به ناچار برای فهم اسکندر ناچار شدم ارسطو را بیشتر بشناسم و شناخت ارسطو بی شناخت افلاطون ممکن نیست پس فلسفه را با تاریخ فلسفه ی ویل دورانت دوره ای کوتاه کردم که با ترجمه ی عباس زریاب منتشر شده است و سقوط قسطنطنیه نوشته ی میکا والتاری تویمی نویسنده ی فنلاندی را ذبیح الله منصوری ترجمه کرده و در آن میتوان چگونگی سیطره یافتن مسلمانان به روم شرقی را فهمید و دریافت که چرا سقوط قسطنطنیه را پایان دوره ی قرون وسطی و سرآغاز عصر جدید خوانده اند و با خواندن کتاب درآمدی به فلسفه  نوشته ی جان هرمن رندل و جاستون باکلر و ترجمه ی امیر جلال الدین اعلم سعی کردم از دریچه ی دید فلاسفه به دنیا نگاه کنم هر چند این نوع نگاه را ترک کرده بودم اما در پی تعریف آنچه در ذهن داشتم مجدد نیازمند به آن شده بودم! با خواندن آرای فلاسفه ی غرب که به طور خلاصه در کتاب 50 فیلسوف بزرگ از تالس تا سارتر را دایانه کالینونسون نوشته و محمد رفیعی مهر آبادی ترجمه کرده است از نگاه غرب به جهان می توان تا حدودی اگاه شد و من با نگاهی با نظرات نظریه پردازان هیچ نظریه ای را به اندازه ی نظریه فروید ابلهانه ندیدم چون مبنای تمام اندیشه  و نظریه ی او بر افسانه ی به نام افسانه ی ادیپ بنا شده است.هر چند کار او در روانشناسی و اثبات وجود روان فارغ از جسم مادی قدمی رو به جلو برای اندیشه ی غرب محسوب می شد اما اندیشه ی فلسفی او معجونی از اظهار نظرهای بک بی اطلاع از مبانی بیشتر نیست. اصلا هرگاه کسی بی اطلاع از متافیزیک در خصوص آن اظهار نظر کند نظراتی به شدت مغشوش و پر غلطی را ابراز خواهد نمود مثل ادیسون که به خاطر احترام اجتماعی اش مردم به او مراجعه می کردند و او برایشان وعظ و خطابه ی مذهبی می نمود!

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 21:16  توسط ستاریان  | 

معرفی کتاب 1

بسم الله الرحمن الرحیم

متن قبلی برای متن حاضر حکم مقدمه را داشته و همزمان تایپ شده است شما نیز چنین بخوانید و البته ذکر این نکته هم ضروری است که از ذکر بعضی منابع به علت طولانی شدن مطلب خودداری کرده ام که به مرور معرفی خواهم کرد و چنانچه در مطلب قبلی عرض کردم از معرفی  کتابهای سودمند از سوی دوستان ممنون خواهم شد

از کتابهای تاریخ معاصر بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی تالیف سید حمید روحانی (زیارتی) که جلد اولش را که مشتمل بر بیش از نهصد صفحه است را خواندم این کتاب همراه با کتابهای دیگری که معرفی آنها را برای بعد موکول می کنم مرا با سابقه ی مبارزات مردم به رهبری امام خمینی و رنجهایی که او و مردم به طور توامان متحمل شدند آشنا تر کرد من در این کتاب صدای برخورد چوب و چماق و پنجه بوکس را بر سر و صورت طلبه های علم در فیضیه را دردمندانه شنیدم و پاره شدن سینه ی انها را با دشنه و قداره توسط "بی پدران" به رای العین دیدم  و فهمیدم که چرا نهضتی که با اعلیحضرت خواندن شاه و نامه نگاری با او شروع شده بود به سرعت به مقابله ی شاه و روحانیت کشیده شد و در این بین مردم تحت رهبری روجانیت به حدی از شعور رسیدند که شاهی که ظل الله خوانده می شد را شناختند و مرگ بر شاه سر دادند! و در آن بین کسانی را که تنها دغدغه ی ایشان مرجعیتشان بود را دیدم که به محض پیدا شدن کوچکترین سوسوی پیشرفت نهضت آن را مختومه اعلام می کردند و امر به برپایی جشن و سرور پیروزی می دادند تا با خاتمه ی نهضت به امور خود برسند ! و هر بار این امام و تنی چند از مراحع بودند که بقیه را کشان کشان با خود همراه می کردند و خواسته ها را وسعت می بخشیدند. و آنها که حوزه برایشان چون بتی بود ، گاهی برای پیشبرد مقاصد نهضت حتا حاضر نمی شدند برای یک روز جلسات درسشان را تعطیل کنند! و با مردم همراهی کرده و مطالبات به حق مردم را با هماهنگی پی گیری نمایند زیرا از زمان رحلت آیت الله بروجردی مرجعیت شیعه کسی را که دارای شخصیتی مانند او باشد در خود سراغ نداشت و سرنوشت مردم به دست جلاّدی افتاده بود که با فقدان مرحوم بروجردی می خواست پایه های قدرت خود را مستحکم کرده و سد روحانیت را که ملجاء و پشت و پناه مردم بود بشکند و سر سپردگی به غرب را با لائیک نمودن کشور به منصه ی ظهور برساند و...

 کشف اسرار امام خمینی به نظر من در جواب گویی به شبهات کتاب مفیدی است که نثر نگارشی آن برای جوانان دوره ی ما شابد جذاب نباشد اما کتابی است سراسر حکمت در مقابل ادعاهایی که گویی همه ی زمانها به زبانهای جدید تکرار  می شود به همان زبان پاسخ می شنود و دوباره این سیکل آغاز می شود تا زمان دیگری برسد و زبان جدیدتری و همگی به یک منظور : دور کردن مردم ار دین!...و کتاب مبانی سیاست در اسلام نوشته ی عیسی ولایی که به حق کتابی کامل در مورد رابطه ی دین وسیاست، ضرورت تشکیل حکومت ، عدالت ، ویژگیهای حاکم و حکومت ، قدرت ، شورا ، ولایت فقیه ، آزادی ، حقوق بشر ، سیاست ، علم و عقل و مبانی اقتصاد در اسلام و مباحث بیشمار دیگر ، که با درایت و فهم صحیح از نیازهای امروز نوشته شده است ، با ارجاعاتش مرا به خواندن عمیق این مقولات کشاند .

من مجبور شدم برای رسیدن به دلایل عقب افتادگی ایران از قافله ی علم و تمدن تاریخ را مرور کنم مشروطه را ببینم و دولت صفوی که به دروغ عامل ایجاد شیعه در ایران خوانده می شود را مرور کرده و رسیدم به تاریخ شیعه . از ابتدا خواندم و در این راه کتاب "تاریخ شیعه در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی" نوشته ی رسول جعفریان کمک بسیار خوبی برایم بود و لهوف سید ابن طاووس با ترجمه ی علیرضا رجالی تهرانی تاریخ فشرده ی ماجرای عاشوراست با خواندن آن به این سوال رسیدم که بغض دشمنان شیعه که قدمتی به اندازه ی خود اسلام دارد ریشه اش کجاست و چرا همیشه ی تاریخ گریبان شیعیان را گرفته و نگذاشته است هدایت الاهی از طریق امامان به مسلمانان برسد . و چرا این بغض شامل حال امام حسین علیه السلام نیز شد . برای من فهم موضوع قساوت علیه امامان و شیعیان ایشان به دلیل تبلیغات دروغ حکامی که خلافت را غصب کرده بودن قابل درک شد اما فهم ماجرای عاشورا ممکن نشد! چون بسیاری از مسلمانان به جهت نزدیکی واقعه به صدر اسلام و شنیدن مناقب اهل بیت پیامبر از زبان خود او و عدم کمک و همراهی ایشان با اهل بیت موضوع حل نشدنی و غامضی جلوه و ماجرایی بسیار عبرت آمیز نمود کرد.

.... ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 10:19  توسط ستاریان  | 

12 بهمن سر آغاز دهه ی فجر و شروع عصر بیداری اسلامی مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز 12 بهمن مصادف با بازگشت امام خمینی به کشور عزیزمان ایران و آغاز دهه ی مبارک فجر است. مدت یک ماهی است با مراجعه و خواندن کتابهای بسیار می خواهم در مورد انقلاب بنویسم و طی خط سیری مشخص مقالاتی در مورد انقلاب ارائه کنم که خواننده ضمن خواندن مطلب در انتها به آنچه من رسیده ام برسد ومعتقد گردد.

این سلسله مقالات را می خواستم به تبیین و تشریح تاریخی ، خاستگاه و دلایل و  چرایی و چگونگی اقبال عمومی به دین و نهاد روحانیت و در راس آن ، به دلایل عشق و علاقه مردم به امام خمینی به عنوان رهبر بلا منازع انقلاب و فهم دید عمومی و لازم الاتباع بودن فرامین ایشان و گشایش دریچه ای به چگونگی عمل به این دستورات از سوی مردم و موضوع ولایت و .... اختصاص داده و به آنها بپردازم و نقش مردم در حکومت و وظیفه ی متقابل حکومت در برابر مردم و جوابگویی به سوالات در خصوص بحث حکم حکومتی و شبهه ی دور ، خط قرمز ، آزادی ، عدالت ، دلیل وجود مشکلات ، جامعه ی امروز ، نقش دشمنان و حماقت دوستان ، جنگ قدرت اصحاب سیاست ، از دور خارج کردن حریفان سیاسی ،چگونگی ایجاد فضای امن برای انتقادکنندگان که متضمن آزادی انسان است و از وظایف هر حکومتی است و بسیاری از مقولات دیگر.....بنویسم. اما دیدم پرداختن به این مسائل و نوشتن در مورد آنها منجر به نگارش کتابهای مفصلی می شود که هر چند تلاش و اقدام به نوشتن در این موارد کردم اما پرداختن تنها به سرفصلهای آن به چندین صفحه مشتمل شد.

به سوالاتی که در پی می آید نگاهی بکنید و ببینید آیا می توان در باره ی آنها نوشت به طوری که حق مطلب ادا شود؟!

1 . تاريخچه‌ و مراحل‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ بوده‌ است‌؟

2 . زمينه‌ها، علل‌ و عوامل‌ شكل‌گيري‌ و پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ بوده‌اند؟

3 . اهداف‌ و شيوه‌هاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

4 . در مقايسه‌ با ساير انقلاب‌ها ويژگي‌هاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

5 . انقلاب‌ اسلامي‌ در مسير خود با چه‌ آفات‌ و موانعي‌ روبه‌رو بوده‌ است‌؟

6 . پيامدها، آثار و نتايج‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

خود این سوالات به قدری عمومی و کلی هستند که می توان به شاخه های متعددی منقسم کرد و ... و اگر به آنها بپردازیم خواهید دید که جواب به هر یک از آنها چقدر شاخه و برگ و حاشیه خواهد داشت ومن به منظور فرار از اطاله ی مطلب سوالات را ذکر نمی کنم که تنها طرح سوال و بی پاسخ گذاشتن آن را نمی پسندم . می دانم که جواب به این سوالات مورد درخواست همه ی کسانی است که آن روزهای باشکوه را ندیده اند و از کمّ و کیف آن بی اطلاعند و از سویی ناآگاهان و مغرضان ذهن حقیقت جویان را در مورد انقلاب و رهبری و دستاوردهای ان مشوّه می کنند و عدم پاسخگویی به این سوالات خود گناه بزرگی است اما عملا پاسخگویی به سوالات به دلیل وسعت بسیار و تنوع گسترده ی آن اصلا ساده به نظر نمی رسد یا حداقل از عهده ی طرح در وبلاگ خارج است . پس چه باید کرد؟

پرداختن به این سوالات را می شود از منظری دیگر و با نوشتن از معنا ، مفهوم و مراحل انقلاب ، تفاوت انقلاب با ديگر پديده هاى اجتماعى ، اقسام انقلاب ، مراحل انقلاب (که خود شامل 1 ـ مرحله تكوين 2 ـ مرحله تخريب 3 ـ مرحله سازندگى است) ، علل انقلاب ، انقلاب از ديدگاه غرب و شرق نظرات افلاطون و ارسطو و متفکران دوره های مختلف و آفات انقلاب و...  پی گیری کرد اما این نیز مثنوی هفتاد من کاغذ می شد! من همچنان خواندم تا با بیشتر دانستن به قوام مطلب برسم و آن را واگویه کنم ، هر چه بیشتر خواندم ، پیش تر و جلوتر رفتم! شاید معرفی کتابهایی که مطالعه کردم بتواند تعدادی منبع در اختیار طالبان حقیقت قرار دهد و سرآغازی باشد برای مطالعه ی هرچه بیشتر انسان در ظرف زمین و به خصوص فهم تاریخ معاصر و فهم موقعیتی که اکنون همه ی ما در آن قرار داریم و به این ترتیب راهی پیش روی دوستان قرار دهم تا آینده را با شناختی بهتر از موقعیت فعلی رقم بزنیم و در این مورد از معرفی منابع دیگر از سوی شما ممنون خواهم شد و در این مورد مطلبی آماده کرده ام که فردا در وبلاگ خواهم گذاشت

همه ی این مقدمه ی طولانی را نوشتم که بگویم من عاجزم از شرح و بیان آنچه می خواستم و می خواهم بنویسم و از طرفی بر خود نوشتن را وظیفه احساس می کنم پس بگذارید به مصداق

« آب دریا را اگر نتوان کشید       هم به قدر تشنگی باید چشید»

این پاراگراف را تقدیم کنم:

این انقلاب ثمره ی تلاش انسانهای موحدی است که تحت تربیت و تعالیم ائمه ی دین و با صبغه ی شیعی طی قرنها زحمت و تحمل مصیبتهای فراوان و اهدای خون و تحمل فشارها و تضیقات بسیار به ثمر رسیده است و اتفاقا به دلیل تاثیراتی که در دنیای معاصر و در روابط بین الملل بر جای گذاشت اهمیت شناختش به طور روز افزون احساس می شود و می توان گفت که پرداختن به انقلاب اسلامی ایران که به حق آغاز گر عصری جدید در دنیای تماما مادی قرن بیستم بود و ( امروز به قرن بیست و یک کشیده شده است ) محسوب می شود ؛ طی فرایند انقلاب اسلامی دین احیا شد و به متن زندگی مردم آمد (هر چند به دلیل نو بودن مطلب با مشکلات بسیاری همراه بوده و هست) ، عصر ما را که از آن می توان به عصر بیداری اسلامی و عصر خیزش مسلمانان نام برد. و از نشانه های بارز این بیداری می توان به پیروزی حزی الله لبنان و دفاع جانانه ی مردم فلسطین و غزه در مقابل اسرائیل اشاره کرد و سخنان بسیار حائز اهمیت رحب طیب اردوغان در مقابل پرز صهیونیست و در مقابل دیدگان جهانیان دیروز در داووس سوئیس موجب حیرت جهانیان شد به طوری که حتا تونی بلر تمام قد ایستاد و با دست دادن با اردوغان به او احترام گذاشت و در بازگشت به کشورش مردم لائیک ترکیه به مثابه یک قهرمان ملی از او استقبال کردند!

خلاصه آنکه دنياي‌ معاصر، پس‌ از تجربه‌ دو دوره‌ي‌ قرون‌ وسطي‌ و عصر جديد ، هم‌اكنون‌ در آستانه‌ي‌ قرن‌ آينده‌ قراردارد. قرني‌ كه‌ به‌ گفته‌ي‌ "آندره‌ مالرو" يا نخواهد بود و يا مذهبي‌ خواهد بود. بی شک امام و مردم ایران نقشی اساسی در شروع این قرن داشته اند و امام‌ خميني‌ با‌ نقش‌ و رويكرد ی اسلامي‌ و جهاني‌ ،به‌ اسلام‌ و مذهب‌ تشيّع‌، از طریق تحقّق‌ عيني‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي ‌ايران‌، مبشّر آغاز رويداد بزرگ‌ و عظيمي‌ در اواخر قرن‌ گذشته ؛ براي‌ورود به‌ قرن‌ سرنوشت‌ ساز 21 بود. سلام‌ خداوند و همه‌ انبياء و اولياي‌ عظيم ‌الشأن‌ الهي‌ بر آن‌ شخصيت‌ عظيم‌ و كم‌شناخته‌ باد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 20:45  توسط ستاریان  | 

عکسهایی از دوران انقلاب 3

بسم الله الرحمن الرحیم

این هم ادامه ی عکسها که وعده کرده بودم! امیدوارم پاسخگوی نیاز جستجو کنندگان عکسهای انقلاب باشد

عکسهایی از دوران انقلاب 1

عکسهایی از دوران انقلاب 2

مهرآباد در محاصره ی نظامیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 21:1  توسط ستاریان  | 

عکسهایی از دوران انقلاب 2

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم به آن دسته از دوستانی که از طریق جستجوگرها به دنبال عکسهایی از دوران انقلاب به عکسهایی که پارسال در همین وبلاگ درج شده بود می رسند برای جوابگویی به نیاز این دوستان تعداد دیگری عکس مربوط به آن دوران را می گذارم و امیدوارم مورد استفاده ی همه قرار گیرد و تجدید خاطره ای از آن دوران با شکوه باشد که ملت ایران اتحاد و یکرنگی را تحت رهبری امام خمینی به نمایش گذاشتند

عکسهایی از دوران انقلاب 1

عکسهایی از دوران انقلاب 3

راهپیمایی میلیونی مردم

بقیه ی عکسها را در ادامه ی مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 19:13  توسط ستاریان  |