بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب وجوه قران نوشته ی ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی با همت آقای دکتر مهدی محقق اول بار در سال 1340 به چاپ رسیده وبارها تجدید چاپ شده است.

بعضی کلمات در قرآن به معانی متفاوتی بکار رفته است و این کتاب سعی دارد صورتهای مختلف کلمات راکه در آیات قرآن به صورت متفاوت از یکدیگر بکاررفته را در ذیل مبحث همان کلمات و واژه ها در یکجا گرد آوری کند.
مثلا قسمتی از کتاب:
ظهور- بدان که ظهوردر قرآن بر پنج وجه باشد:
وجه نخستین ظهور بمعنی پیداشدن بود چنانکه خدای در سوره التوبه (48) گفت:« حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ» یعنی تبیین امرُ الله و در سوره الروم (41) گفت : «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» یعنی تبیّنِ الفساد فیهما
و وجه دوم ظهور بمعنی دست یافتن بود چنانکه در سوره کهف (20) گفت: « إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ »یعنی ان یظفرواعلیکم
و وجه سیّم ظهور بمعنی بر جای بلند شدن بود چنانکه در سوره الکهف (97) گفت:« فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ » یعنی ان یعلوه .
و وجه چهارم ظهور بمعنی کار پیش بردن بود بقهر چنانکه در سوره الصف (14) گفت:« فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ» یعنی فاصبحوا غالبین
و وجه پنجم ظهور بمعنی پشتها بود چنانکه در سوره الانعام(94)گفت: « وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ »یعنی خلف متونکم. ودر سوره التوبه(35) گفت:« يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ » یعنی متونهم و از این معنی در قرآنربسیار است
این کتاب را که از تالیفات قرن ششم است به حق می توان منبعی برای فهم نظرات مفسران پیش از او دانست خود نویسنده به استفاده ی ازاین تفاسیراشاره کرده و نام برده است و دکتر محقق در انتهای کتاب شرح حالی از مفسرین و کتابهای ایشان آورده که من خلاصه کرده و به این شرح ذکر می کنم:
تفسیر کبیر ابوالحسن مقاتل بن سلیمان از پیشوایان علم تفسیر متوفی به سال 150 آثار مهمی در علوم قرآن و قراءات و تفسیر تالیف کرده خطیب بغدادی در تاریخ بغداد گفته های موافقان و مخالفان او را نقل کرده است .... و برخی گفته اند مهارت و استادی او در تفسیر همچون مهارت و استادی زهیر بن ابی سلمی در شعر و ابو حنیفه درکلام است ....طبری از او در تفسیر خود نقل نکرده و او را غیر موثق دانسته است
تفسیر ثعلبی با عنوان « الکشف و البیان عن تفسیر القرآن» نوشته ی ابواسحاق احمد بن محمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری متوفی ۴۲۷می گویند در علوم قران یگانه ی زمان خود بود یاقوت حموی گوید علی بن احمد بن محمد بن علی واحدی متوفی ۴۶۸ پس از آنکه در لغت و ادب بهره ی وافی گرفت برای فرا گرفتن تفسیر و علوم قرآن بمحضر درس ثعلبی روی آورد و بیش از پانصد متاب او را بر او قرائت کرد از جمله تفسیر کبیر او که ملقب به « الکشف و البیان عن تفسیر القرآن» است که شهرت و آوازه ی آن از بحر و بر عالم گذشته و بسهل و وعر جهان رسیده است
سیوطی گفته :« ثعلبی از کسانی است که در تفسیر متکی به قصص و اخبار هستند ولی توجهی بصحت و سقم آنها نمی کنند(الاتقان فی غلوم القران ، سیوطی ح۲ص۱۹۱)
تفسیر سورآبادی این تفسیر که به« تفسیر هروی» نیز اشتهار دارد تالیف ابوبکر عتیق بن محمد سورآبادی هروی است که از معاصران آلب ارسلان بوده(455-465)
تفسیر نقاش نوشته ی ابوبکر محمد بن الحسن بن زیاد بن هارون الوصلی ثم البغذاذی متوفی 351 ابن ندیم گفته او از قرّا مدینه الّسلام بود و برخی از دانشمندان باو عقیده نداشته اند
تفسیر شاپور«تاج التراجم فی تفسیر القران للاعاجم» ابوالمظفر شهفور(=شاهپور) بن طاهر ابن محمد اسفراینی متوفی 471 از معاصرا خواجه نظام الملک بوده خواجه به او عنایت و توجه داشته است
تفسیر واضح «واضح البیان فی لغات القران» محمد صالح از کتاب فوق نشانی بدست نیامده ولی کسانی در فهرستهای خود ازآن یاد کرده اند
تفسیر مشکل قتیبه عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری از پیشوایان علم لغت واخبار است در سال 213 بدنیا آمده و در 267 در گذشته است در باره ی لغات قران دو کتاب دارد«تفسیر غریب القران» و « تاویل مشکل القران»
غریب القران عُزیری ابوبکر محمدبن عزیر سجستانی عُزیری متوفی 330 از دانشمندانی است که در علم لغات قرآن مهارت داشته و کتاب مشهور او « غریب القران» که نویسنده برای تالیف آن پانزده سال رنج برده است.
گفتنی درباره ی کتاب بسیار است اما گمان می کنم به اندازه ی معرفی کافی باشد.
اما به جز تفسیر روش دیگری برای فهم قرآن هست به نام تاویل الایات که مختص امامان شیعه است به چند نمونه از تاویل آیات توجه کنید:
عن جابر عن ابيعبدالله(ع) قال قوله تعالي "وَ الْفَجْرِ":"هو القائم و الليالي العشر الأئمة ع من الحسن إلي الحسن؛ "وَ الشَّفْعِ"، أميرالمؤمنين و فاطمة ع؛ "وَ الْوَتْرِ"، هو الله وحده لا شريک له؛"وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ"،هي دولة حبتر فهي تسري إلي قيام القائم ع". امام صادق(ع) در مورد آيات سورة فجر فرمودند: "وَ الْفَجْرِ"(قسم به سپيدهدم)، آن قائم است و شبهاي دهگانه امامان هستند از حسن(امام مجتبي ع) تا حسن(امام عسکري ع) هستند."وَ الشَّفْعِ"(قسم به جفت)، اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه(س) هستند. و "وَ الْوَتْرِ"(قسم به تاق)، منظور از آن الله است که يگانه است و شريکي ندارد. "وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ"،(قسم به شب هنگاميکه سپري شود)، آن دولت کوتاهي است که تا قيام قائم(ع) جريان دارد. / تأويل الآيات الظاهرة ج766 سورةالفجر / بحارالأنوار ج24 ص78 باب30- أنهمعليهمالسلامالنجوم ح19 [کنزجامعالفوائدوتأويلالآياتالظاهرة[
الامام الصادق(ع): قوله عزوجل" والفجر: هو القائم عليه السلام. وليال عشر: الائمة عليهم السلام من الحسن إلي الحسن. والشفع: أمير المؤمنين وفاطمة عليهما السلام. والوتر: هوالله وحده لا شريک له. والليل إذا يسر: هي دولة حبتر، فهي تسري / معجم احاديث امام مهدي(عج) جلد 5 ح 1926
والفجر:قائم عليه السلام و ليال عشر: ائمه عليهم السلام هستند از امام حسن مجتبي تا امام حسن عسگري. و شفع امير مومنان و فاطمه عليهما السلام و وتر خداي واحدي است که شريکي براي او نيست و الليل اذا يسر حکومت حبتر است که تا قيام قائم(ع) تسري مي يابد
« و عد اللَّه الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فىالأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكننّ لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى لا يشركون بى شيئاً و من كفر بعد ذلك فأولئك هم الفاسقون» سوره نمل(27)، آيه 62.
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند وعده كرده است كه آنها را در زمين جانشين قرار خواهد داد؛ همانطور كه پيشينيان آنها را جانشين قرار داد و دين و آئينى رإ كه كه براى آنان پسنديده پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت و ترس آنها را به امنيت و آرامش تبديل مىكند، (آنچنان) كه تنها مرا عبادت مىكنند و به من شرك نمىورزند و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.
امام صادق(ع) فرمودند:
«وعداللَّه... من قبلهم».. نزلت فى على ابن ابيطالب(ع) و الائمة من ولده(ع)، »وليمكننّ... يشركون بىشيئاً«... عنى به ظهورالقائم(ع) (تأويل الايات الظاهرة، ص 368.)
[اينكه فرمود:] «وعده مىدهد خدا به كسانى از شما كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند كه آنها را جانشين كند همانطور كه پيشينيان آنها را كرد» درباره اميرالمؤمنين(ع) و ائمه فرزندان او(ع) نازل شده است، و [اينكه فرمود:] «قدرت مىدهد دينى را كه براى آنها پسنديده شده و ترس آنها را تبديل به امنيت مىكند، مرا عبادت مىكنند و به من شرك نمىورزند» درباره ظهور قائم(ع) است.
والسلام
تتمه:
چون بنا به معرفی مختصر بود نمی شد علت نوشته شدن کتاب را که نویسنده در ابتدای کتاب آورده به طور کامل نقل کرد اما با تائید تذکر دوست عزیزم قسمتی از شرح تفاسیر ، نظرات دیگری نیز اضافه شد و همینطور ناچار به نوشتن قسمتی از مقدمه شدم در ابتدای کتاب چنین نوشته شده است:
.....چنین گوید شیخ ادیب ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی رضی الله عنه که چون از تصنیف کتاب بیان التصریف بپرداختم نگاه کردم بکتاب وجوه القران که مقاتل بن سلیمان رحمه االله بتازی ساخته بود بسیار کلمت را از اسما و افعال و حروف که او شرح آن دو وجه و سه وجه بیان کرده بود در کتاب تفسیر ابوالحسن ثعلبی رحمه الله هر کلمتی را چهار و پنج وجه موجود یافتم و بسیار کلمت را که او سه و چهار وجه گفته بود در تفسیرثعلبی هر یک را شش و هفت وجه معنی یافتم و بسیار کلمت را وجوه فرو گذاشته بود یعنی بیان وجوه آن نکرده بود از آن سبب که طریق اختصار نگاه داشته بود .....