تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

پرسش سروش از سروش غیبی

 بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم مرز ایمان و کفر کجاست و مرتد به چه کسی اطلاق می شود زیرا ایمان از امور قلبی است و دسترسی به نیات برای مخلوقات مادون ملکوت محال است حتی ملائکه با همه ی عظمت خود به نیات دسترسی ندارند .اما معتقدم پرسش را پاسخگر نیاز است گر چه دلیلی عقلانی برای سوال سروش به خصوص وقتی با عنوان روشنفکر دینی از او یاد می شود نمی یابم

 

اگر کسی با هر عنوانی دیگر چنین شبهه ای می کرد می گفتم به دنبال حل معضلی از معضلات ذهنی خویش است اما سروش ! یا ما در بزرگی او غلو کرده ایم و او خود را کوچک می بیند و به سان هر آدمی به دنبال طرح ذهن مشغولیهای خود است و به اثرات جنبی کلامش بی توجه! و یا خود را چنان بزرگ انگاشته که پس از حل تمام معضلات به فکر حل مفهوم دست نایافتنی وحی افتاده و در پی کسب حقیقت قران روان شده است!

 

قرانی که اگر محصول ذهن بشری بود نه می توانست تمدن ساز باشد و نه طی قرنها ماندگار می شد ونه دارای چنین رمز و رموزی بود که پس از قرنها در عین سادگی کلام ذهن شمار بسیاری از آدمها را به خود مشغول ساخته و حیران از عظمت خود میکرد. هر کس به هر میزان از بضاعت عقلی آن را می خواند به بهره ای از معارف آن می رسد و عقول تربیت شده ی الاهی نیز با وجود حظ وافر از آن به عجز در مقابل عظمتش معترف می شوند . اینکه قران قدیم است یا حادث و اینکه قران مخلوق است ویا جز صفات ذات خالق که مورد بحث قرنهای متمادی متکلمین و فلاسفه بوده وبه وحدت نظر نیانجامیده نشان از عظمت آن است

 

سروش با همه مطالعات عمیق فلسفی خود وقتی درطرح نظر چند خطی دچار چنین تناقض گویی می شود که از ابتدایی ترین اصول منطق و فلسفه چیدمان درست صغری و کبری برای رسیدن به نتیجه ی درست منطقی  غافل می شود چطور می تواند به پیامی که بیش از هزار و چهارصد سال پیش از این پیامبری آورده وصله ی بشری بزند و به این نکته توجه نکند که خودش در طی سی سال گذشته این همه تغییر عقیده داده و گاهی دارای افکاری به شدت متضاد از افکار پیشین شده چرا در نقل بشری مانند محمد (ص)  از قول خداوند نمی توان نقض که هیچ حتی نقصی پیدا کرد

 

فراتر ازآن قران که فقط داستان سرایی از اقوام گذشته و احکام زندگی و مسائل مربوط به دنیا نیست ظرایف خلقت و مسائل پیش از خلقت و قیامت بعد از اضمحلال دنیا و بهشت و جهنمی که برای هیچ بشری تجربه نشده و صراط و لوح محفوظ و قاب قوسین و نوربودن الله ودیدار وجه رب را چگونه در مخیله ی بشری خود وارد کرده و سپس الهامات از جانب خدارا در قالب آیات به مردمی که فهمی از این امور نداشتند خوانده!!

 

آرزوی آدمی چون من این است که کاش به کنه ضمیر او آگاه بودم تا دلیلی عقل پسند برای طرح چنین موضوعی از سوی او پی می بردم که هیچ مشکلی از مشکلات بشر با حل معمای تکرار شده از سوی او مرتفع نخواهد شد که ذهنهای آدمهای بسیاری از حقیقت منحرف و به کژی خواهد رسید وبه تعداد گمشدگان در الفاظ و به دور افتادگان ازایمان اضافه خواهد شد اما بازهم معتقدم استفاده ی ابزاری از طرح چنین مباحثی ازسوی رقیب سیاسی برای گرفتن حکم ارتداد پاک کردن صورت مسئله است و به امید روزی می نشینم که متفکرین و صاحب نظران با جوابهایی روشن ؛ مبین افکار سالمی باشند که به دنبال حقیقتند که قرآن آیات خود را بینه می نامد اگر اینطور شود مطمئنم سروش اول کسی است که در مقابل حقیقت سر خم خواهد کرد زیرا او را پی جوی حقیقت دانسته گرچه در خطایش می دانم      

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 4:11  توسط ستاریان  | 

لطفا این پست را نخوانید شخصی است!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گاهی آرزو می کنم کاش جایی داشتم تا به راحتی از چیزهایی که ذهنم را به خود مشغول کرده و می کند می نوشتم و گاهی ازاینکه با اسم ورسم می نویسم پشیمانم . این مطلب برای برآوردن قسمتی از این دل مشغولیست.

 

وقتی مطلبی در وبلاگ می گذارم بین بیست سی نفر تا هفتاد هشتاد نفرسر می زنند از کشورهای مجارستان و ازبکستان و امارات و کویت و آلمان و....والبته ایران.  دوست داشتم بدانم با دیدن مطلب من چه عکس العملی نشان می دهند و قیافه ی آنها چه شکلی می شود!! چون معمولا بدون نظردادن خارج می شوند. کسانی هم هستند که دنبال چیز خاصی می گردند مثل مطلبی در باره ی جنگ ایران و امریکا ؛ شیطان , تفرقه , و مسائلی از این دست و نمی دانم مطلب به دردشان می خورد یا ....

 

سالهایی را که گذشته در خاطرم مرور می کردم وبه آنچه علاقه مند بوده و پی گرفته و مشغولش بودم از ذهنم گذشت چه بسیار آدمهایی که با آنها آشنا شده و رفاقت کرده ام و امروز حتی نامی از آنها در خاطرم نیست و چه بسیار مشاغلی که شب و روزم صرف انجام آن شده و امروز به سختی یادم می اید

 

نمی دانم چطور  خاطره ی کارم در ساخت قطعات خودرو از ذهنم گذشت! مجموعه ی مونتاژی  جیگ و فیکسچری که برای انگشتی پژو و پایه دینام رنو و گلدونی نیسان طراحی کردم وحیرت ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 6:55  توسط ستاریان  | 

قرآن بخوانید و تدبر کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

 

۲حدیث از حضرت علی (ع)

 

۱.سَبَبُ زَوالِ اليَسارِ مَنعُ المُحْتاجِ.
راندن نیازمند، علت از بین رفتن آسایش‌ است.
 

 

۲. وَ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْ‏ءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ، وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ، وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ، وَ لَا أَنْفَقَ مِنْهُ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَا فِي الْبِلَادِ شَيْ‏ءٌ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ، وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ فَقَدْ نَبَذَ الْكِتَابَ حَمَلَتُهُ، وَ تَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ: فَالْكِتَابُ يَوْمَئِذٍ وَ أَهْلُهُ طَرِيدَانِ مَنْفِيَّانِ، وَ صَاحِبَانِ مُصْطَحِبَانِ فِي طَرِيقٍ وَاحِدٍ لَا يُؤْوِيهِمَا مُؤْوٍ. فَالْكِتَابُ وَ أَهْلُهُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ فِي النَّاسِ وَ لَيْسَا فِيهِمْ، وَ مَعَهُمْ وَ لَيْسَا مَعَهُمْ لِأَنَّ الضَّلَالَةَ لَا تُوَافِقُ الْهُدَى، وَ إِنِ اجْتَمَعَا. فَاجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَةِ، وَ افْتَرَقُوا عَلَى الْجَمَاعَةِ، كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُمْ، فَلَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنْهُ إِلَّا اسْمُهُ، وَ لَا يَعْرِفُونَ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ. وَ مِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِينَ كُلَّ مُثْلَةٍ، وَ سَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْيَةً، وَ جَعَلُوا فِي الْحَسَنَةِ عُقُوبَةَ السَّيِّئَةِ.

 

 

 

(آگاه باشيد) به زودى پس از من زمانى فرا خواهد رسيد كه چيزى پنهان‏تر از حق، آشكارتر از باطل، فراوان‏تر از دروغ به خدا و پيامبرش يافت نخواهد شد: نزد مردم آن زمان كالائى كسادتر از قرآن يافت نمى‏شود اگر آن را درست تلاوت و تفسير كنند، و كالائى پر خريدارتر از آن نخواهد بود هر گاه از معنى اصلى تحريف گردد (و طبق دلخواه افراد تفسير شود) و در شهرها چيزى ناشناخته‏تر از معروف (نيكها) و آشناتر از منكر، پيدا نخواهد شد.

 

حاملان قرآن آن را كنارى افكنده و حافظانش آنرا فراموش مى‏كنند...

 

در آن روز قرآن و پيروان مكتبش هر دو از ميان مردم رانده و تبعيد مى‏شوند، و هر دو همگام و مصاحب يك ديگر، و در يك جاده گام مى‏نهند و كسى پناهشان نمى‏دهد، قرآن و اهلش در آن روز بين مردمند اما ميان آنها نيستند،، با آن‏هايند ولى با آنها نيستند چه اين كه گمراهى با هدايت هماهنگ نشود گر چه كنار يكديگر قرار گيرند.

 

مردم در آن روز بر تفرقه و پراكندگى اتحاد كرده، و در اتحاد و يگانگى، پراكندگى دارند.

 

گويا اين مردم پيشوايان قرآنند و قرآن پيشواى آنان نيست (در اين هنگام) جز نامى از قرآن نزدشان باقى نماند و جز خطوط آن چيزى نشناسند، از دير زمان افراد صالح و نيكوكار را كيفر مى‏كردند، صدق و راستى آنان را افترا و دروغ بر خدا مى‏ناميدند و در برابر اعمال نيك كيفر گناه قرار مى‏دادند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 7:21  توسط ستاریان  | 

عکسهایی از دوران انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

طی چند روز گذشته به دلیل اینکه در پست قبلی ازدهه فجر نوشتم تعدادی از گوشه و کنار دنیا با سرچرهای مختلف برای رسیدن به سوالات خود به این وبلاگ مراجعه کرده اند مثلا:

کسی سرچ کرده دهه فجر را چرا دهه فجر می گویند

دیگری در پی شعارهای مردم در آنزمان به همه جا سر میزده

عکسهایی از انقلاب جزو بیشترین خواسته های سرچ کنندگان بوده

برایم واقعا جای تعجب داشت کسی از چین از طریق کامنتی که سال گذشته همین موقع برای کسی گذاشته بودم به وبلاگم وارد شده بود!!

 

عکسهای بسیاری از آنزمان دراختیارم هست و وقتی کسانی برای هر منظوری به دنبال این عکسها هستند و بنده با داشتن اسکنر می توانم نیاز آنان را برآورده کنم چرا نکنم ! البته با مشکلاتی این عکسها را که درانباری بود با سختی درآوردم و سعی می کنم از امروز به هر تعدادی که توانستم در اختیار دوستداران آن قرار دهم

 

امیدوارم مورد استفاده دوستان و پژوهندگان قرار گیرد و البته برخلاف آنچه که مرسوم است امضایی(نام وبلاگ) نیز پای عکسها نگذاشتم تا جزئیات عکس به طور کامل مورد استفاده همه قرار گیرد کاش همه چنین می کردند

 

بدون توضیحات دیگر عکسها تقدیم می شود همینجا از کسانی که به دنبال موضوعی خاص می گردند می خواهم اگر موضوع عکس درخواستی را بنویسند حتما عکسی تقدیم خواهم کرد

 

 امام در پانزده خرداد

 

 

 

  

کوبیدن حوزه های علمیه وحمله مسلحانه به مدرسه فیضیه و صحن مطهر قم وکشتار دسته جمعی پانزده خردادجز خدمت کورکورانه به صاحبان دلار چه اسمی دارد؟

                                                                                                 امام خمینی

 

 

 

این پابرهنه ها بودند که در خیابانها فریاد کردند و جوان دادند و خون دادند و پیروز شدند

                                                                                                              امام خمینی

 مشروب فروشی ها در آتش خشم مردم

 

 ایران در کوران انقلاب اسلامی

 

 

 

 ارتش در مقابل مردم

هر روز عکسهایی اضافه خواهد شد به این آدرس مراجعه کنید

عکس هایی از دوران انقلاب به روز شده در ۱۷ بهمن ماه

بقیه ی عکسها را در پست عکسهایی از دوران انقلاب 2 و عکسهایی از دوران انقلاب 3 ببینید

چون عکسها در امکان جدید بلگفا به سختی باز می شد در ادامه ی مطلب آوردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 18:55  توسط ستاریان  | 

دهه فجر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پس فردا آغاز دهه فجر است دهه ای که با آمدن امام به ایران آغاز و با پیروزی انقلاب به پایان می رسد

دهه ای که به دلایل بسیار طی سالیان گذشته با جشنهای مردمی همراه می شد و به دلایل دیگر طی سالهای اخیر؛ باعث دوری بخشی ازمردم ازبرپایی جشن برای پیروزی خود شده است همه ما کم و بیش از این دلایل باخبریم و نیازی به تکرار مکررات نیست و بنده به دنبال واکاوی و تحلیل آن از ابعاد سیاسی نیستم وچیزی که باعث شد به این موضوع بپردازم توجه به نحوه عمل خداوند طبق آیه ی ۱۱سوره رعد است .

 

وقتی به عکسهای مردم در سال ۵۶ نگاه کرده و آن را با عکسهای مثلا سال ۶۰مقایسه کنیم متوجه تحولی بزرگ در جامعه ایران ظرف مدت چهار سال خواهیم شد . خود حضور گسترده مردم در صحنه انقلاب را بدون در نظر گرفتن فاکتورهایی فراتر از عوامل دنیوی نمی توان توجیه کرد . تمام دلایلی که برای سقوط دولت شاهنشاهی می توان برشمرد را اگر شمارش کنیم باز نمی توان دلیل قانع کننده ای برای فروپاشی نظامی که جزیره ثبات نامیده می شد آورد , رژیمی که به لحاظ قدرت نظامی و منطقه ای قدرت پنجم و ژاندارم منطقه ای امریکا محسوب می شد.

 

واقعا به این موضوع فکر کرده اید که چرا مردم در سال ۵۶ تا ۵۷ به چنین تحولی رسیدند که حتی حاضر شدند با نثار جان خود به استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی برسند ؛ کاری به این نداریم که کدامیک از شعار های داده شده محقق شده و یا نشده است در اینجا در پی بررسی این موضوع نیستیم مقصود این است که توجه کنیم مردمی که در نهایت غفلت به زندگی مادی خود مشغول بودند چه شد که به یکباره ظرف مدت کوتاهی در صف مبارزین برای رسیدن به ارزشهای والایی که فقط خواست انسانهایی با هدفهای والاست بپیوندند. به طوری که اندکی بعد با تهاجم نظامی به ایران از سوی عراق به نمایندگی ازقدرتهای جهانی با تمام وجود در مقابل این تهاجم ایستادند وازهمه چیزشان گذشتند!

 

امروز گرچه از دیدن جوش و خروش مردم برای آذین بندی و جشن برای انقلابی که متعلق به خود مردم است خبری نیست و حتی به دلیل نارسایی های بسیارنوعی دلسردی بین بخشی از آنها حاکم است . اما همین مردم در مواقع بسیاری نشان داده اند با همه اعتراضات به حقی که دارند هرگاه کیان کشور و نظام خود را در خطر دیده اند با چشم پوشی از خواسته های خود از موجودیت کشور خود دفاع کرده اند . این همان نقطه ای است که سعی در برجسته کردن آن دارم به اعتقاد من نوع خواسته ها و شعارهایی که از سوی رهبران انقلاب داده شد با فطرت انسانی مردم همخوانی بسیاری وجود داشت و چون فطرت انسان به دنبال چنین ارزشهایی بوده و هست از نهضتی که برای برپایی اوامر الاهی تشکیل شده بود حمایت کرده و می کند اما آیا این دلیل می شود به دلیل عدم تجانس در مواضع سیاسی, گروهی گروه دیگر را از میدان به خارج براند و موجبات رنجش تعدادی از مردم شود . خب به مرور با تنگ کردن همه مجاری به اسم دین و دینداری گروهی را باوجود اینکه خود را دیندار مینامد به زور به صف بی دینان هل داده ایم!

 

شاید دوباره با شنیدن سرودهای مربوط به روزهای انقلاب نوعی حس نوستالوژیک برای مان بیدار شود که دلبستگی ما را به آن روزها نشان دهد. بله نسل ما نسل حریت خواه وعدم وابسته به قدرتهای جهانی است که حاکمیت خدا را آرزو دارد گرچه با دور افتادن از آن آرزوها تاسف می خورد اما فطرتا خواهان رسیدن به ارزشهای انسانی است که ادیان الاهی نیز بدان دعوت می کنند. به اعتقاد من آنچه موجب تحول مردم بود خلوص نیت امام و رهبران نهضت بود ودرآنها تاثیری گذاشت که بی نظیر بود. آنروز همه انقلاب را بستری برای انقلاب جهانی مهدی می دانستند چیزی که با تاسف امروز به بوته فراموشی سپرده شده است!

 

حال که سخن به اینجا رسید باید عرض کنم انتقادی حرف زدن آسان ولی آنکه ایجابی حرف بزند نایاب است و نشان دهنده راه ؛ برای کسانی که به چاله و چاه گرفتار شده اند آرزو و موجب تقویت امید است. اما امروزهمه در پی رفع مسئولیت از گردن خویش هستند و خود این مطلب به گمان من یعنی اعتراف به اینکه اصلاح امور از دست همه خارج شده است پس روز به روز به مصلح حقیقی نیاز بیشتری خواهیم داشت وبه همین خاطر برای تغییر درسرنوشت خود باید تغییری در احوال خود بدهیم و الا اوضاع بدتر خواهد شد که بهتر نمی شود. به آیه یاد شده دقت کنید این وعده خداوند است.  

 

خداوند در سوره رعد آیه ۱۱ می فرماید:

له معقبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امر الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما به انفسهم و اذا اراد الله بقوم سوء فلا مرد له و ما لهم من دونه من وال

برای انسان مامورانی است که پی در پی , از پیش رو , و از پشت سرش او را از حوادث ( غیر حتمی) حفظ می کنند. (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم( و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد. و جز خدا سرپرستی نخواهند داشت.

والسلام

 

 پی نوشت: ازدست رفتن عزیزی سخت و جانسوز است  ؛ ولی آیا واقعا تقدیر چنین بود

حدیث درد و واگویه مادر سجاد از آخرین ساعات زندگی اش

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:56  توسط ستاریان  | 

روش برخورد با احادیث

 

در زمانه‌ای قرار گرفته‌ایم که صدها سال از عصر معصومین (علیهم السلام) و عصر صدور حدیث از لسان مبارک پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) می‌گذرد؛ از طرفی با توجه به اینکه عقل آدمی در کشف فلسفۀ احکام شرعی ناتوان است و قرآن نیز احکام و مسائل شرعی را به صورت کلی مطرح نموده است دست‌یابی به احکام شرعی، اغلب جز از طریق روايات و اخباری که از خاندان عصمت و طهارت رسیده است ممکن نیست. با توجه به بُعد زمانی دورۀ ما تا معصومین (علیهم السلام) و حوادثی که در طول تاریخ رخ داده است برای دست‌یابی به احادیث صحیح و قابل اعتماد و فهم صحیح از آنها ناگزیر باید مراحلی را طی کنیم؛ در این صورت است که به یک اعتماد نسبی از ناحیۀ روایاتی که با‌ آنها برخورد می‌کنیم می‌رسیم و می‌توانیم آنها را مورد عمل قرار دهیم.

مراحل بررسی حدیث

الف) استناد حدیث

نخستین مسئله‌ای که در برخورد با احادیث به ذهن خطور می‌کند استناد حدیث به گویندۀ آن است. در عرف نیز، چون خبر مهم و سرنوشت‌سازی از قول کسی نقل شود، در ابتدا به دنبال آنیم که‌ آیا این نقل واقعاً سخن گوينده است یا نه؟ برای فهم این مطلب چاره‌ای جز نگاه به حال واسطۀ خبر نداریم که آیا فردی راستگو و مورد اطمینان است و یا فردی دروغگو و نامعتمد. در مورد حدیث هم وضعیت به همین‌گونه است. طبق سفارشی که از امام اول شیعیان، حضرت علی (علیه السلام) به ما رسیده هرگاه خواستیم حدیثی را نقل کنیم باید آن را به گویندۀ آن استناد دهیم تا روشن شود حدیث از چه طریقی به نسلهای بعدی منتقل شده است و از این راه اطمینان حاصل کنیم که آیا این سخن بر لسان امام معصوم جاری گشته یا نه؟ چنان‌که انتساب حدیث به معصومین (علیهم السلام) اثبات شود، این حدیث صلاحیت آن را دارد که مورد عمل قرار گیرد. به این مسئله در اصطلاح محدثین حجیت حدیث گویند؛ بنابراین اگر انتساب حدیث به معصومین (علیهم السلام) اثبات نشود، این حدیث حجیت ندارد و نمی‌توان به آن عمل کرد، اما این مسئله به این معنی نیست که حدیث را باید دور انداخت؛ بلکه تا زمانی که به نتیجۀ قطعی در مورد آن نرسیده‌ایم به آن عمل نمی‌کنیم.

با توجه به مطالب فوق اولین برخوردی که با حدیث می‌شود احراز انتساب آن به معصوم (علیه السلام) است. برای دست‌یابی به این مهم مسئلۀ بررسی سند روایت مطرح می‌شود. سند روایت باید:

اولاً، متصل باشد؛ یعنی تمامی راویان موجود در زنجیر سند ذکر شده باشند و نام راوی یا راویانی از قلم نیفتاده باشد. ثانیاً، تمامی راویان موجود در سلسله سند راستگو و مورد اعتماد باشند.سندی که شرایط بالا را داشته باشد اطمینان نسبی ما را از جهت انتساب حدیث به معصوم (علیه السلام) جلب می‌کند.

ممکن است در برخی موارد این اطمینان برای ما حاصل نشود و سند حدیث به دلایلی مثل دروغگو بودن راویان سلسله سند، ضعیف باشد. در اینجا باید به قرائن و شواهد دیگر رجوع کنیم. چنانچه این شواهد اطمینان لازم را برای ما به ارمغان آورد، مرحلۀ اول را با آسودگی پشت سر می‌گذاریم وگرنه تا روشن شدن وضعیت حدیث از عمل به آن خودداری می‌کنیم. برخی از این شواهد و قرائن عبارت‌اند از:

والایی محتوا و مضمون حدیث، به گونه‌ای که این اطمینان برای ما حاصل شود که این سخن از غیر معصوم صادر نمی‌گردد؛ مثل دعای عرفه و دعای کمیل كه مضامين والایی دارند.
شهرت حدیث میان اصحاب ائمه (علیهم السلام) به طوری که در نوشته‌های افراد مختلف از اصحاب ائمه (علیهم السلام) وجود داشته باشد.
وجود حدیث در کتابی که به تأیید ائمه (علیهم السلام) رسیده است؛ مثل کتاب یونس بن عبدالرحمن که به تأیید امام عسکری (علیه السلام) رسید.

برای بررسی سند روایات باید به کتبی که به بررسی حال راویان حدیث پرداخته‌اند مراجعه کنیم. این کتب که موسوم به کتب رجال هستند، توسط افرادی خبره و کارشناس در همان قرون نخستین نگاشته شده‌اند.

ب) فهم حدیث

تا کنون بحث انتساب حدیث به معصوم (علیه السلام) مورد بررسی قرار گرفت، اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که علمای نخستینِ دانش حدیث به صرف صحت و ضعف سند به درستی حدیث حکم نمی‌کردند، بلکه مسئلۀ صحت و ضعف سندی تنها به عنوان یکی از قرائن اعتبار و عدم اعتبار حدیث محسوب می‌شده و بخش عمدۀ کار در برخورد با متن حدیث مطرح بوده است. شایسته است امروز هم با رجوع به متن احادیث به بررسی صحت و ضعف حدیث بپردازیم. یکی از مراحل برخورد با متن حدیث، فهم حدیث است که خود بر دو قسم است:

فهم متن حدیث که در آن به بررسی واژه‌ها و مفردات حدیث نظر می‌شود و هدف آن برداشت مفهوم ظاهری متن است.
فهم مقصود حدیث که از مفهوم ظاهری کلام پا را فراتر نهاده و مفهوم باطنی سخن را می‌کاود. طبیعتاً در بسیاری از جملات، مفهوم ظاهری با مقصود اصلی گوینده تفاوت دارد؛ مثلاً وقتی می‌گوییم: «فلانی مو را از ماست می‌کشد» مرادمان این نیست که او با مو و ماست سر و کار دارد، بلکه می‌خواهیم بگوییم او انسانی دقیق و باریک‌بین است.

برای فهم متن حدیث باید از تصحیفات و تحریفات احتمالی که ممکن است در الفاظ حدیث رخ داده باشد اطمینان حاصل کرد، آن‌گاه به بررسی لغات و ترکیباتی که در متن به کار رفته است پرداخته می‌شود. حال می‌توانیم با یک جمع‌بندی ساده به مفهوم ظاهری عبارت دست پیدا کنیم. اکنون سؤالی به ذهن خطور می‌کند و آن اینکه آیا مفهوم واقعی و مقصود اصلی کلام امام (علیه السلام) همین است که ما یافتیم؟

برای پاسخ به این سؤال باید به گردآوری قرائن و شواهد پیرامون متن اقدام کنیم. برخی از این قرائن عبارت‌اند از پیدا کردن سبب ورود روایت، پرسشهای راویان حول این سخن، تعلیلهای معصوم، قیدها و تخصیصها و .... هر یک از این قرینه‌ها می‌توانند ما را در رسیدن به مقصود اصلی کلام یاری دهند.

یکی دیگر از مواردی که ما را در کشف مقصود اصلی حدیث یاری می‌کند، تشکیل خانوادۀ حدیث است. از آنجا که میان ائمۀ ما هماهنگی کامل برقرار است و ایشان به منزلۀ نوری واحد هستند، سخنان آنها تصدیق‌کننده و موافق یکدیگر است. بر همین اساس برای دریافت مقصود اصلی گویندۀ حدیث سزاوار است که احادیث هم‌مضمون و هم‌موضوع را گردآوری کرده تا با فهم رابطۀ آنها با یکدیگر به فهم بهتر مقصود حدیث کمک کنیم. به این گردآوری احادیث در کنار یکدیگر که جهت فهم بهتر احادیث صورت می‌گیرد خانوادۀ حدیث گویند.

آنچه گذشت مراحل فهم متن حدیث و فهم مقصود حدیث بود. با رعایت آنچه تا کنون گذشت اعتماد ما به اینکه مقصود اصلی امام را به دست آورده باشیم، بیشتر می‌گردد، اما آنچه اکنون مورد سؤال است اینکه آیا آنچه به دست آورده‌ایم قابل پذیرش هست یا نه؟ به عبارت دیگر آیا مفهومی که اکنون در دست داریم با معارف اسلامی سازگار است یا نه؟

ج) چگونگی پذیرش حدیث

از آنجا که در هر شیء ارزشمندی احتمال تقلب وجود دارد حدیث نیز بسان هر شیء ارزشمند مصداق این سخن است؛ لذا همان‌طور که اشیاء باارزش مورد نقد و سنجش قرار می‌گیرند حدیث نیز بایستی مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد تا بتوانیم مفهوم آن را بپذیریم. همچنین گاهی حدیث به گونه‌های مختلف فهمیده می‌شود و می‌توان آن را بر معانی گوناگون حمل کرد. در این موارد باید فهم خود را به تکیه‌گاهی مطمئن مستند کنیم.

در هر صورت برای پذیرش مفهوم یک حدیث باید معیارها و ملاکهایی را بیابیم تا ضمن عرضۀ حدیث بر آنها از مفهوم حدیث اطمینان والایی حاصل کنیم و آن را بپذیریم. عرضۀ حدیث به این ملاکها از آن رو است که سخن امامان با مجموعۀ معارف دینی همخوان و هم‌جهت است و به طور قطع سخن معصومین با پایه‌های اصلی اسلام و معارف اسلامی مثل قرآن، سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ... هماهنگ است؛ لذا اگر سخنی با این معیارها تعارض داشت، با خیال آسوده آن را کنار می‌گذاریم.

قبل از پرداختن به ملاکها و معیارهای ارزیابی حدیث ذکر چند نکته لازم است:

بدون دلیل سخن را به معصومین (علیهم السلام) نسبت دادن افترا تلقی می‌شود که عِقابی بزرگ خواهد داشت؛ لذا در نسبت دادن اقوال به حضرات معصومین باید با دقت فراوان رفتار نمود.
انکار معرفتی از معارف اسلامی از معصومین (علیهم السلام) خطایی بزرگ است و این کار نباید به صرف
برخی دلایل ساده صورت گیرد.
حکم به جعلی بودن یک حدیث کاری بس مشکل است و بسان پل صراط است که از شمشیر تیزتر و از مو باریک‌تر شمرده شده است؛ لذا به محض اینکه حدیثی برای ما قابل فهم نبود نباید حکم به جعل آن کرد.

برخی از ملاکها و معیارهای ارزیابی حدیث به شرح زیر است:

قرآن

قرآن کلام الهی و معجزۀ نبوی است که مهم‌ترین محک و میزان سنجش تبیین معارف اسلامی است. در روایات متعددی عرضۀ حدیث بر قرآن مطرح شده که از آن جمله حدیث امام رضا (علیه السلام) است که فرمودند: «هرگاه روایتی با قرآن مخالف بود، آن را دروغ بشمارید.»

سنت

مراد از سنت چیزی است که انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرات معصومین (علیهم السلام) ثابت باشد. خداوند در قرآن در آیۀ 59 سورۀ نساء، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مرجع و داور در تمامی اختلافات معرفی می‌کند؛ بنابراین در مورد مطابقت یا عدم مطابقت یک گزارش با واقع، می‌باید آن را بر سنت عرضه کرد.

عقل

مقصود از عقل همان نیروی تشخیص صلاح و فساد است که خداوند به صورت فطری در وجود آحاد بشر به ودیعت نهاده است. در بحث عقل باید مراقب بود که هوا و هوس بر تشخیص انسان غالب نشود و بر اساس مبانی محکم عقلی در مورد احادیث تصمیم‌گیری شود.

قطعیات حاصل از علم و حس و تجربه

مراد از این بخش قطعیاتی است که در مورد آنها احتمال خطا داده نمی‌شود.

قطعیات تاریخی

آنچه در اینجا مد نظر ما است، تاریخ به معنای گزارشگر حوادث، وقایع و افراد است و با مبحث فلسفۀ تاریخ و جامعه‌شناسی تاریخی فرق می‌کند.

ضروریات دین و مذهب

برخی از مسائل، ضروری دین هستند و برخی از آنها ضروری مذهب. از جمله ضروریات مذهب، اعتقاد به امامت دوازده امام است که اگر حدیثی خلاف آن باشد، پذیرفتنی نیست.در پایان باید متذکر شوم در صورتی حدیث عرضه‌شده بر ملاکهای فوق را کنار می‌گذاریم که مخالفت قطعی آن با این ملاکها برای ما احراز شود. بحثهایی چون سلیقه‌های گروهی و شخصی، پیش‌فرضهای مذهبی و اعتقادی و ... هرگز نمی‌توانند موجب کنار نهادن روایت شوند؛ لذا باید دقت کنیم تا معیارهای ما قطعی باشند.

اللّهم اهْدِنا إلی صراطک المستقیم

نقل شده از داشکده علوم حدیث

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 1:53  توسط ستاریان  | 

منتخبی از خاطرات آقای قرائتی

داشتم خاطرات آقای محسن قرائتی را می خواندم جمله های کوتاه و آموزنده ی زیادی داشت این چند جمله را برایتان نقل می کنم برای من که جالب بود در کوتاه ترین جملات مطالبی را منتقل می کند که تاثیر بسزایی دارد

 

تاثیر مثال 

شخصی به من گفت : آقای قرائتی ! در تلویزیون مثالی زدی که مرا حسابی تکان داد! مَثَل این بود که گفتی : اگر یک نوار ده تومانی داشته باشی حاضر نیستی صدای گربه روی آن ضبط کنی، ولی حاضری روی نوار مغزت هر چرت و پرتی را ضبط کنی ! چرا شنیدن دروغ و تهمت و غیبت و.... برایت بی اهمیت است ؟

 

دعای عید قربان

روز عید قربان یکی از دوستان زنگ زد که دعای عید قربان چیست  ؟

گفتم : دعای عید قربان این است که وقتی گوسفند قربانی می کنی ، کبابی هایش را برای خودت کنار نگذاری !! گفت : دعای عید قربان را می خواستم ، گفتم : همین است .

 

غفلت های ما

به نماز جماعت بسیار باشکوه و شلوغی در مشهد رفته بودم . با خود گفتم : الان بهترین موقعیت برای تبلیغ است ببینم چگونه از آن استفاده می کنند . نماز که تمام شد دیدم یک نفر از پشت بلندگو اعلام کرد : توجه ! توجه! دیشب بعد از نماز یک لنگه کفش گمشده است هر کس ... تاسف خوردم برای غفلتهای خودمان.

 

بی کسی قیامت را در منا فهمیدم

در منی بند کفشم پاره شد. هوا بسیار گرم و آسفالت خیابان بسیار داغ بود . با پای برهنه راه می رفتم و از داغ بودن زمین به هوا می پریدم ، کاروانهای ایرانی مرا می دیدند و می گفتند : آقای قرائتی سلام ، اما هیچ کس به من دمپایی نداد !

 

اخلاص در عمل

مدتی در درس آیت الله حاج مرتضی حائری یزدی فرزند موسس حوزه علمیه قم شرکت می کردم، روزی استاد به من فرمود : اگر کارت برای خدا نباشد ، روزقیامت خواهی گفت: ای کاش خوابیده بودم و کاری نمی کردم.

 

نگاه امام زمان

در حرم امام رضا ع بودم که شخصی گفت : آقای قرائتی چند سال است طلبه هستی ؟

گفتم : حدود بیست سال.

قدری به من نگاه کرد و گفت : امیر المومنین (ع) هر وقت مالک اشتر را می دید لذت می برد تو که لباس سربازی امام زمان علیه السلام را پوشیده ای ، آیا وقتی امام به تو نگاه می کند لذت می برد ؟ گفتم معلوم نیست !

گفت روی این حرف فکر کن . بسیار دَمَق شدم.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 10:40  توسط ستاریان  |