چرا موضوع ظهور
بسم الله الرحمان الرحیم
ممکن است دراولین برخورد با مقوله ظهور سوالی به ذهن خواننده خطور کند و آن این است که در شرایط امروز جامعه ماچه نیازی به طرح آن است یااینکه با این همه مشکلات موجود در جامعه آیا واقعا مشکل امروز ما مسئله ظهور است
پیش از پاسخ به این سوال باید به این سوال پاسخ گفت که هدف غایی هر حکومتی چیست
اگر اهداف نظام سیاسی موجود خودمان را بررسی کنیم و روند طی شده برای رسیدن به آن اهداف را مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم و مشکلات پیش رو را نقد کنیم متوجه نقصانی می شویم که وجود این نقیصه ما را جهت برطرف کردن اشکال تشویق و تحریص خواهد کرد در مقام مقایسه بین دو یاچند موضوع مثل مقوله حکومت علاوه بر لحاظ کردن غایت آمال حکومتها باید به تعریف درستی از سعادتمندی نوع بشر رسید زیرا هر حکومتی مدعی است راه رسیدن به سعادت بشر همان راهی است که او طی می کند
درشرایط امروز کره خاک کشورهای بیشماری وجود دارند که همگی دارای نظامات سیاسی خاص خود هستند و تعداد زیادی از این نظامات مدعی پرچمداری راه سعادت بشر نیز هستند و در ظاهر بعضی از آنها, رفاه و آسایش بیشتری را با راهکارهای منحصر به فرد خود برای به دست آوردن سعادت و خوشبختی مردم معرفی میکنند
به عنوان مثال امریکا نظام سیاسی خود را متکی بر لیبرالیسم ودموکراسی قرار داده و بر پایه احترام به مالکیت خصوصی به نظام اقتصادیی دست یافته است که اتفاقا این کشور را درجهان به کشوری پیشرو در علم و فن آوری و به تبع آن ثروت تبدیل کرده است اگردستیابی به ثروت و فن آوری را غایت آرزوی انسان بدانیم شاید بتوان گفت نظام معرفی شده از سوی امریکا نظام برآورنده آمال بشر است!
به همین ترتیب می توان نظام معرفی شده از سوی دیگران را مورد مقایسه قرار داد
آنچه در سالهای اخیردر کشور ما نقطه هدف تعیین شده و جامعه و ابزارهای آن در راستای رسیدن به آن هدف به کار گرفته شده , جامعه نمونه عدل علی(ع) است به همین جهت دغدغه فکری دولتمردان ما را عدالت اجتماعی و راههای رسیدن به آن تشکیل داده است اینکه اولین بار چه کسی این نقطه را به عنوان نقطه هدف معرفی کرد مهم نیست اما عمده اشکال نظام ما همین تعیین نقطه هدف است زیرا وقتی به جامعه الگو و زمامدار آن نگاه می کنیم ونتیجه و ماحصل آن حکومت را مورد ارزشیابی قرار می دهیم می بینیم نه تنهاحضرت امیر (ع) به عنوان زمامدار حکومت از حکومت خود راضی نیست بلکه نتیجه چنین حکومتی نیز به سعادت مردم منجر نشده است
تصویری که خداوند در قرآن از حکومتهای موفق ارائه می کند تصویری بسیار عالی است مثل تصویری که از حکومت محدود حضرت سلیمان (ع) در محدوده کوچکی به اندازه فلسطین فعلی ارائه شده است در بررسی این حکومت و لوازم اجرای حاکمیت به مواردی برخورد می کنیم که بسیارحائز اهمیت است که مجال بررسی آن در این مطلب نیست ولی با مقایسه موفقیتهای آن حکومت با حکومتهای دیگر به تفاوتهایی می رسیم که بسیار با معنا است
درتبیین حاکم و شرایط او و نحوه اعمال حاکمیت بر مردم به مباحثی در قران می رسیم که با احادیث ذیل آن ما را به این نتیجه رهنمون می شود : که جامعه آرمانی عصر ظهور ابتدا منتج به امامت مستضعفین خواهد شد که خود سرآغاز رشد وتعالی بی نظیری است که در قران با عنوان رفعت نام برده شده است وقتی کسی هدف را متعالی انتخاب کرد به فکر راههای رسیدن به آن نیزخواهد بود از اینرو باید منتهای آمال جامعه را حکومت حقه امام(ع) تعریف کرده تابتوان به تبع آن به وسایل دستیابی به آن نیز فکرکرد
در واقع با پرداختن به موضوع ظهور توجه ما به نقطه ای ازاهداف جلب می شود که نقطه ابتدایی آن در سیر تاریخ بشر بی نظیر است چه رسد به غایت آن. پس اگر به دنبال سعادت خود و جامعه وکل انسانها هستیم باید نظرخود را معطوف به آن بکنیم تا طرح سوال بعدی که چگونگی راه رسیدن به آن است موضوعیت پیدا کند








