به این فکر کنیم که چرا خدا همه چیز را آفرید و بعد آدم را خلق کرد و سپس به ملائک دستور داد به آدمی که از روح خود به او دمیده بود و اسما را یاد داده بود سجده کنند
هیچ به این فکر کرده ایم که به خاطر وجود روح خداوند در کالبد مان شایستگی این را داریم که مورد سجده تمام ملائک مقرب خداوند قرار بگیریم
هیچ به این فکر می کنید که چرا ما که بالقوه دارای چنین مقام ومنزلتی هستیم به چنین سراشیبی سقوطی دچار شده ایم که حتی به اصالت خود فکر هم نمی کنیم چه برسد به اینکه تلاش کنیم به گم کرده خود برسیم
تمام دعواهای سیاسی واجتماعی ما نشات گرفته از آن است که خود را تنها وسرخود حس میکنیم و برای یافتن راه حلهای مشکلات خود دست به تاویلات می زنیم زیرا خود را عقل کل می دانیم غافل از آنکه ما صاحبی به نام امام (ع) داریم که حی است
گاهی از روی یاس وگاهی از روی دلسوزی و فقط با لقلقه زبان از خدا می خواهیم او را به ما برساند!! و نمی دانیم که برای یافتن یوسف(ع) باید خودمان را مانند یعقوب(ع) از هستی ساقط کنیم وبگردیم تا اورا بیابیم واگر نیافتیم باید چنان گریه کنیم که جویی ازاشکهای روان بر صورتهایمان جاری شود و کور شویم وتازه آنزمان نیزوقتی بوی پیراهن یوسف رااستشمام کردیم از شوق بدویم برای رسیدن به او...
ما را چه شده که هیچ احساس نیازی به امام زمانمان (ع) نمی کنیم اگر ما مثلا چهار روز بعد از شهادت امام رضا (ع) از فقدان او خبردار میشدیم مگر وظیفه نداشتیم برای یافتن امام بعدی اقدام کنیم و به همه جا سر بزنیم تا خود را به امام حی برسانیم و خود را به او عرضه و از او کسب وظیفه کنیم
چرا امروز در پی رسیدن به امام خود نیستیم ما باید مطیع اوامر امام خود باشیم و نگاه به آرا وعقاید ما تفرقه ما را نشان می دهد و تفرقه نشان آن است که ما هر یک اسیر ومطیع هوای نفس خود هستیم واطاعت هوی نفس خود می کنیم مگر نمی دانیم روز قیامت هر کس با امام خود محشور می شود پس بدانیم که در روز قیامت ما با هوی نفسمان محشور خواهیم شد وجایگاه ما عذاب خداوند است
بیایید به دور ازتظاهر و شعاربه امام خود بیاندیشیم وبرای یافتن او قدم برداریم پیش ازآنکه به آخرراه خود که مرگ وعذاب آخرت است رسیده باشیم