تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

فرار از جنگ گلادیاتورها

  • هیچ فکر کرده اید چرا بعد از گذشت بیست وهشت سال ازانقلاب هنوز راهی برای گفتن حرفهای خود از مجرای صحیح  پیدا نکرده ایم ؟ به طورجد به این سئوال فکر کنید راه صلاح کشور ما کشف رازهمین سئوال است بیست روز پیش در کامنتی برای یک دوست نوشتم

 میان وحدت وتفرقه دزدانی حائلند که به چپاول خود علاقه مند ترند تا آسایش و آرامش ایرانیان

 

  • چرا حقد وکینه جایگزین مفاهمه و همگرایی شده ؟ وچرا فحش و تخریب جای منطق نشسته ؟ و خیلی چراهای دیگر... ؟
  • به اعتقاد من گروههایی که دارای حرف اصیلی نیستند خواهان برتری اصالت نیز نیستند جو اگر ناسالم شد حیات می یابند درفحش وتخریب رشد میکنند وبه خیال خود به بالندگی می رسند بالندگی ای که درقدرت به منصه ظهور میرسد وچون به آن رسید تازه ابتدای راهی است برای شروع  به تخریب بیشترجهت کسب قدرت بیشتر

  • اینجا جای تفاهم نیست زیرا مبنا رسیدن به مفاهمه نیست دراینجا آنکه بیشتر وبهتر فحش داد محل رجوع است .........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 5:16  توسط ستاریان  | 

نسخه رستگاری

در آستانه ورود به ماه مبارک رمضان امیدوارم حلول نور ایمان را در عید فطر به جشن بنشینیم و راه کار رسیدن به آن نیز توسط ره پوی مجرب وصال حضرت دوست چه آسان ترسیم شده است التماس دعا دارم

 

مکاتبه یک جوان با علامه طباطبایی (اعلی الله مقامه)
" نامه جوان":

« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.
در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.
درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355»
داود نور محمدی

" توصیه علامه به جوان":
« السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.
به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.
ان شاء الله موفق خواهید بود.
والسلام علیکم
محمد حسین طباطبایی. »

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 4:26  توسط ستاریان 

منافع مردم در سایه سیاست!

                                                     سیاست وضد سیاست

غلامعلی حداد عادل :

 "طرح تثبیت قیمت ها که شامل عدم افزایش قیمت کالا ها به خصوص بنزین بود ...به حمدالله تصویب شد ....بگذارید به ما بگویند عوامفریب ...اما مردم طعم اصولگرایی را بچشند...این طرح جهت رفاه حال مردم است و از دولت (خاتمی )می خواهیم که آنرا دقیق اجرا کند...." 20/12/83 زمان خاتمی

 

غلامعلی حداد عادل :

 "... امروز قیمت بنزین در ایران ,ارزان تر از قیمت آب است ... ما نباید اجاه دهیم كه سرمایه ملت از بین برود..... چه نیازی است كه‌دولت (احمدی نژاد) پیشاپیش نرخ را تعیین كند بالاخره در تعیین نرخ منطقی حاكم خواهد بود. .. این تصمیم (اجرای سهمیه‌بندی بنزین) برای ملت ایران مبارك باشد..."6/4/86 زمان احمدی نژاد

 

حجت الاسلام «مصباحي‌مقدم» نماینده مردم تهران در مجلس هفتم

 : چرا بايد نرخ فرآورده‌هاي نفتي را با قيمت‌هاي بازارهاي جهاني تعيين كنيم!!!!؟ نمايندگان مجلس معتقدند تقريبا هر ليتر بنزين حدود 40 تومان درمي‌آيد . البته اين نرخ 30 تا 40 تومان بر اساس دلار 850 تومان است

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم افزود: دولت اكنون جلوي كاهش قيمت دلار را گرفته, بنابراين قيمت دلار در ایران ، قيمت واقعي نيست ... اين نرخ غیر واقعی مبناي محاسبات ما قرار گرفته و ما را در محاسبات گمراه مي‌كند.... بنزين وارداتي هر ليتر 20 سنت است يعني قيمت غیر واقعی بنزین200 تومان است .... اما اگر قیمت واقعی دلار را مدنظر قرار دهیم ..... قيمت بنزين  خیلی كمتر است. ایسنا بهمن 1383 زمان خاتمی

 

محمد رضا نعمت زاده

مديرعامل شرکت ملی پالايش و پخش فرآورده های نفتی ايران اعلام کرد که قيمت پيشنهادی برای فروش بنزين آزاد که از سوی دولت در نظر گرفته شده است، ليتری ۶۰۰ تومان است   شنبه ۲۰ مرداد ماه ۸۶ زمان احمدی نژاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 9:17  توسط ستاریان  | 

یک چرا به "چرا سکوت" عبدی

عباس عبدی طی مقاله ای همه منتقدین دولت را به سکوت فرا خوانده است به دلایلی که ذکر کرده است 

گرچه من هم به همان نتیجه رسیده ودر پست هایی به بی نتیجه بودن انتقاد به کسانی که خود را حق مطلق می دانند اشاره کرده ودر کامنت به بعضی از دوستان نیز متذکر شده بودم اما این سئوال برایم طرح است که ریزش آرای احمدی نژاد بر فرض صحت آن به نفع چه کسی صورت گرفته اگر به نفع عناصر داخل نظام بوده که جای نگرانی نیست اما اگر موجبات تقویت جبهه دلسرد شدگان از بهبود روند اوضاع یا حتی باعث کمک به دشمنان مترصد فرصت از یاس مردم شده باشد سکوت چه کمکی خواهد کرد من شک دارم که کسی مثل عباس عبدی به این شق مسئله فکری نکرده باشد . او این ریزش را به سود جبهه اصلاحات فرض کرده وبه همین خاطر به سکوت مجوز داده تا به دور از التهابات ممکن که در مقاله اشاره کرده به نتیجه مورد علاقه خود برسد بعید است با شناختی که من از او دارم سقوط دولت را به هر بهایی به انتظار نشسته باشد اما از نوشته او چنین منظوری برداشت نمی شود گرجه نوشته است آرزوی جلب موافقت وتوافق نسبی نخبگان را دارد که رسیدن به آن را به زمان و فرصت احاله کرده است كه به موجب ان نخبگان فكري و سياسي تا حدي تنش‌هاي ناشي از شكست اصلاحات را از خود دور كرده و خود را بازيابند و طی فرایند حاصل از وحدت اصلاح طلبان جبهه متشکل و منسجمی برای به قدرت رسیدن مجدد ایجاد کنندو بدینوسیله با اقبال مجدد مردم به رای آوری دوباره برسند وبه این وسیله سعی در واضح کردن نظر خود داشته اما به نظرم نگرانی بدتر شدن اوضاع در صورت خالی کردن میدان از سوی منتقدین معتقد به چارچوب قانون جدی است زیرا ممکن است به تقویت جبهه معاندان قانون گریز منجر شودبرخلاف آنچه او با لطایف السخن سعی در اثبات آن دارد Top of Form

 

................................................................................................

 

سال 56 وقتی بانک صادرات سرکوچه ما به آتش کشیده شد من چهارده ساله در همان نزدیکی ایستاده ونظاره گر بودم در میان شلوغی وسروصدا ؛ افکار واوهامی مرا از موقعیت دور کرده بود به این فکر می کردم که چه خواهد شد که با ضربه باطوم پلیس ضد شورش به ساق پایم از افکارم به یکباره بیرون پریدم ودیدم برای نیروهای ضد شورش من وامثال من که جز نگاه کردن کاری نکرده بودیم دشمنیم از این رو فرار را بر قرار ترجیح دادم

 

14 اسفند معروف در داخل دانشگاه , صد نفری بودیم که درست مقابل جایگاه سخنرانی بنی صدرو در میان انبوه طرفداران او با صدای بلند در رد او شعار میدادیم طوری که صدای بلند گوی مراسم به گوشمان نمی رسید وبه یکباره مورد هجوم طرفداران بنی صدر قرار گرفتیم وجای شما خالی کتکی نوش جان کردیم بعدا با دیدن فیلم مراسم از تلویزیون فهمیدم که وجود کسانی چون مابا وجود کم بودنمان اثری داشت که با مشورت معین فر وزیر نفت وقت وهمراهان بنی صدرساکت شدن مان لازم بودوبهمین خاطر دستور حمله صادر شد تا با ساکت شدن مخالفان به سخنان خود ادامه حیات دهد امروز همه می دانند که طرح شعارهای مخالف در آن روز موجب شد نقطه عطفی در تاریخ انقلاب رقم خورده وسرنوشت کشوربه گونه دیگری رقم زده شود

 

امروزاحساس می کنم به سال 56 برگشته ام و فقط با نوشتن به نظاره اوضاع مشغولم اگرآنروز از بزرگترها می پرسیدم که چرا اینطور شد امروزاز سوی جوانترها , محل پرسشم که چه خواهد شد گویا این تکرار تاریخ هم؛ تکراری است

 

........................................................................

 

به کسانی که معتقد بودند با بستن وبلاگها وسایتها به نظام خدمت می کنند و از نظر خود به خاطر اعتراضات منصرف و تا حدی عقب نشستند واکنون با مجهز شدن به پایگاهی با  ویژگی شناسایی کاربران از روی آی پی آدرس وتمام مراجعات انها به سایتهای غیر مجاز ومعمولی در دیتابیس خود ونیز قابلیت استخراج این اطلاعات از سوی مدیریت شبکه واپراتورهای آن رسیده اند یادآور می شوم اگر به دنبال عوامل بیگانه ای مثل آبراهام و جفری هستند که خود را ابراهیم وجعفر می نامند وبه ایجادتفرقه در میان کاربران مشغولندکه دارای امکان خوبی شده اند وموجبات راحتی خیال دلسوزان برای به مخاطره افتادن امنیت ملی می شونداما هر استفاده دیگری از این امکان , بسته شدن فضای تنفس در محیط مجازی را نتیجه خواهد دادکه این اصالتا خطای بزرگی است زیرا از یک میلیون کاربر مثلا همین بلاگفا فرضا چند هزار نفر مشغول فحش دادن به شخصیت ها ودرج مطالبی در رد نظام باشندجلوگیری از کار این اشخاص که دارای خوانندگان کمی هم هستند می تواند ایشان را به اقداماتی عملی وتخریبی بکشاند واین مضراتش بیشتر ازضررهای وضعیت موجوداست

 پلیس در اینترنت نیز گشت خواهد زد

نظر شما چیست

 

پی نوشت :

اخیرا رجا نیوز به بهانه سفر خاتمی به شیرازمطلبی نوشت وطی آن به التقاطی بودن افکار خاتمی به مانند سید جمال الدین اسد آبادی واقبال  لاهوری پرداخت واز لابلای متن طویل چنین برآمد که به او حمله شد زیرا صحبت از انتخابات مجلس هشتم کرد این نشان میدهد که حمله ایشان به رقیبان برای ساکت کردن ودخالت نکردن ایشان است در مورد مجلس خبرگان هم گرچه کیهان به استفاده از استوانه های نظام برگشته آنهم در زمانی که همین لفظ به هرم نظام ومکعب چی مسخره می شد حسن این انتخاب به این بود که از سوی کیهان هاشمی تبدیل به ایت الله شد!! وتخریب هاشمی شاید برای جلوگیری از به ریاست رسیدن او در مجلس خبرگان می شد زیرا می دانستند که روزی باید به اینجا برسند آنها میدانستندهاشمی چطور فکر می کنداو ديروز در اولين نطق خود به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: اين مجلس بايد وظايف مهم و عملي را در دست گيرد ولی جالبتر ازهمه این بود جنتی که همیشه درانتخاب دیگران نظارت می کرد خود در معرض انتخاب قرار گرفت ویک نه دریافت کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 7:0  توسط ستاریان  | 

و اینک بهارستان

مقاله حاضر که بعلت طولانی بودن طی چند شماره  منتشر می شود از نوشته های ارسال شده به ایمیل وبلاگ است که از سوی دوست عزیزم آقای کریمی ارسال شده  که در زمان فعالیت سیاسی خود در دو وبلاگ تک پسر  و حرف حساب من  نشان داد توانایی منحصر به فردی برای جذب مخاطب دارد به طوری که شاید جز معدود وبلاگهایی بود که در آن اندیشه های متفاوت وگاه به شدت متضاد مقالات را خوانده وبه اظهار نظر وبحث وبررسی می پرداختند که این امر موجبات تضارب آرا را فراهم کرده بود که متاسفانه با وجود اصرار دوستان به عللی تمایل به ادامه مسیر نشان نداد

آنچه در پی می آید قسمت سوم وآخرین قسمت این نوشتار  است که بدون هیچ توضیح دیگری و فقط با کمی ویرایش درج می گردد

آخرین قسمت

 

مسافرتهای پرسروصدا

چهره مقبول و محبوب بین المللی خاتمی موجب گردید تا وی بعد از فراغت از ریاست جمهوری همچنان در مرکز توجهات قرار داشته باشد و همین وجهه موجبات سفرهای نسبتا پر دامنه خاتمی به کشورهای دیگر گردید. شاید می توان ادعا کرد بنیان نهادن بنیاد باران، طرح گفگتگوی تمدن، سیاست تنش زدائی مبتنی بر گفتگو و حسن نیت و بعدها سفرهای او همگی نشان از علاقه خاتمی به جایگزینی تعامل به جای تقابل است.

سفر به آمریکا: سفر خاتمی مهمترین و پرسروصداترین سفر او بعد از ریاست جمهوریست. خاتمی در سفر خود به آمریکا در دانشگاههای ویرجینیا وLake Forest، کلیسای ملی واگینتن، موزه شرق شناسی دانشگاه شیکاکو(به منظور بازپس گیری لوح های هخامنشی)، اجتماع بزرگ مسلمانان شمال آمریکا، سی ان ان، واشینگتن پست و فایناشیال تایمز حضور بهم رساند. جالب اینجاست که خود جرج بوش اجازه سفر خاتمی و هیات همراهش به آمریکا داده بود "من فکر می کنم خاتمی باید به آمریکا می آمد تا حرفهایش را بزند تا ما هم حرفهای او را بشنویم."

  این سفر موجب واکنشهای زیادی در داخل و خارج از کشور ، به ویژه از طرف گروه های تندرو، شد. که قطعا سرآمد آنها فاطمه رجبی- همسر سخنگوی دولت، وزیر دادگستری، رئیس سازمان مبازره با قاچاق کالا و ارز و عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی- بود که در سایت نوسازی به معنای واقعی کلمه ترور شخصیتی ماندگار از چهره مقبولی چون خاتمی کرد. "بر حوزه هاي علميه، از مرجعيت عظيم الشان تا جامعه محترم مدرسين، به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي مي دانند و طيف عظيم بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) است كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضد ملي روشن كنند. آيا روحانيت و مرجعيت شيعه در ستيز با اسلام ستيزان و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين در عرصه نظر وعمل همواره سربداران عزت و شرف و عظمت اسلام و تشيع نبوده اند و آيا دولت آمريكا وكليساهاي دين سوز وابسته آمريكا، سياسيون و به اصطلاح انديشه گران تدوين كننده برنامه هاي جنايتكارانه كاخ سفيد و كشيش هاي خائن به مسيح (ع) و مسيحيت آن، امروز جنايت بارترين حملات را عليه بشريت به ويژه مسلمانان در سراسر جهان به اجرا نگذارده اند؟ اشغال و جنايت در افغانستان و عراق و فجايع و نسل كشي حزب الله لبنان بر كدام بشر آزاده پوشيده است و كدام انسان در اقصي نقاط جهان آمريكاي جنايتكار را عامل اصلي تئوريك و عملي آن نمي داند؟ آيا حضور و جولان «محمد خاتمي» در شهرهاي آمريكا و سخنراني هاي او پيرامون «اسلام مدرن» -اسلام مورد قبول وي- كه اسلام تعيش و تكسب، اسلام اشرافيت، اسلام رفاه طلبي، اسلام عافيت جويي و در يك كلمه اسلام آمريكايي است، عذر بدتر از گناه براي يك دارنده لباس روحانيت شيعه نيست؟" (به نقل از سایت فردا)

این سخنان چنان سخیف و دور از انصاف بود که حتی برادر و پدر رجبی را نیز به واکنش واداشت. تندروهای خارج نیز همسو با رادیکالهای وطنی به شدت با این سفر "غیر رسمی" برخورد کردند. مجری شبکه "فاکس نیوز" که به وابستگی به وزارت دفاع مشهور است در هنگام خواندن خبر حضور خاتمی در آمریکا از او به عنوان "شیطان" نام برد. او در ابتدای خبر خود گفت:" شیطان، که نماینده رژیم فاشیستی ایران است، به آمریکا آمد." (همشهری ماه)

مدتی بعد خاتمی سفری به اجلاس جهانی اقتصاد در  داووس سوئیس داشت.  صادق خرازي - سفير سابق ايران در فرانسه که به همراه خاتمي در داووس حضور دارد گفت: سخنان سيدمحمد خاتمي، رييس‌جمهور سابق کشورمان در اجلاس داووس عليه سياست‌هاي جنگ‌طلبانه جورج‌بوش در خاورميانه با استقبال «جان کري» نامزد سابق رييس‌جمهوري آمريکا مواجه شد. سخنران بعدي اجلاس جان کري، رقيب انتخاباتي جورج بوش بود. نامزد پيشين رياست‌جمهوري آمريکا در اظهارات خود با حمايت از نظرات خاتمي گفت: «نظرات آقاي خاتمي و تلاش‌هايش براي منطقه و دنيا با اهميت بوده. آمريکايي‌ها دنيا را خارج از کشورشان به گونه‌اي مي‌بينند که با واقعيت‌ها و حقايق فاصله دارد. بايد عينک بدبيني را کنار گذاشته و عينک حقيقت‌بيني زد و دنبال ثبات بود.»(ایسنا-1385/11/07)

اما نهایتا سفر او به ایتالیا که باز هم پرسروصدا بود. در فیلمی که از سایت مشهور youtube.com پخش شد خاتمی را در حال دست دادن با تعدادی خانم ایتالیائی نشان می داد این فیلم هر چند به صورت ضمنی از سوی بنیاد باران تکذیب شد اما واقعیت از چیز دیگری حکایت داشت مساله ای که حتی بزرگان اصلاحات-عباس عبدی- را نیز به واکنش وا داشت.

 

و اینک بهارستان

هر چقدر که به روزهای مهم و سرنوشت ساز انتخابات مجلس هشتم نزدیک می شویم التهاب در عرصه سیاسی ایران بیشتر و لزوم حضور فرماندهی مطلق برای به سرانجام رسانیدن این فعل گران بیشتر نمود پیدا می کند. خاتمی به عنوان یکی از سه شیخ اصطلاحات که نقش محوری و پررنگتری نسبت به هاشمی و کروبی دارد، به آرامی در حال ادای دین به مکتب اصلاحات و جمع کردن احزاب و گروه هائی است که هر کدام سازی می زنند و صدائی دارند. سفر اخیر خاتمی به شیراز به عنوان یکی از اصلی ترین اقدامات تبلیغاتی وی برای مجلس هشتم می باشد که با توجه به استقبال زیاد امید اصلاحات برای حضور پررنگتر در بهارستان بیشتر می شود. هر چند زمزمه هائی مبنی بر حضور شخص خاتمی در انتخابات به گوش می رسد اما واقعیت آن است که اصلاح طلبان او را به عنوان یک "برگ برنده مطلق" برای انتخابات دولت بعدی می دانند و به نظر نمی آید که چهره ویژه او را در انتخابات آتی هزینه کنند.

 پی نوشت به این لینکها هم سری بزنید

در باره سفرها از زبان خاتمی بشنوید

شناسایی مراجعات كاربران اینترنت به سایت‌ها و انكار مسوولان امر!

ریزش آرای احمدی نژاد

دوم شهریور  نوشتم : "چند وقتی است به طور جدی به بازتاب نوشته های سایتها و وبلاگها در افکار عمومی مردم فکر میکنم وبه این نتیجه رسیده ام آنچه در فضای دنیای مجازی اتفاق می افتد با آنچه در دنیای واقعی جریان دارد دو چیز متفاوت است". ویازدهم شهریور آقای عباس عبدی در مقاله چرا سکوت به نحو دیگری از آن گفته است شناخت اوضاع یعنی این دیگه !! بخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 8:7  توسط ستاریان  | 

ریزش باران

 

مقاله حاضر که بعلت طولانی بودن طی چند شماره  منتشر می شود از نوشته های ارسال شده به ایمیل وبلاگ است که از سوی دوست عزیزم آقای کریمی ارسال شده  که در زمان فعالیت سیاسی خود در دو وبلاگ تک پسر  و حرف حساب من  نشان داد توانایی منحصر به فردی برای جذب مخاطب دارد به طوری که شاید جز معدود وبلاگهایی بود که در آن اندیشه های متفاوت وگاه به شدت متضاد مقالات را خوانده وبه اظهار نظر وبحث وبررسی می پرداختند که این امر موجبات تضارب آرا را فراهم کرده بود که متاسفانه با وجود اصرار دوستان به عللی تمایل به ادامه مسیر نشان نداد

آنچه در پی می آید قسمت دوم این نوشتار  است که بدون هیچ توضیح دیگری و فقط با کمی ویرایش درج می گردد

قسمت دوم

 

ریزش باران

بعد از کنار رفتن از ریاست جمهوری آقای اصلاحات با تنی چند از اعضای دولت اصلاح طلبش مؤسسه ای به نام "بنياد آزادی، رشد و آبادانی ايران" را به ثبت رسانده که با نام اختصاری اش، "باران" شناخته می شود و هدف از تأسيس آن، گردآوردن "مديران باتجربه" کنار يکديگر اعلام شده است تا "فارغ از ديد سياسی و جناحی به امور راهبردی و تصميم سازی کشور کمک کنند".

رياست اين بنياد را آقای خاتمی عهده دار شده و ديگر مؤسسان آن عبارتند از: حسن حبيبی و محمدرضا عارف که سمت معاون اولی آقای خاتمی را در دوران رياست جمهوری اش به ترتيب به عهده داشتند؛ محمد باقريان رئيس پيشين سازمان امور اداری و استخدامی محمد ستاری فر، رئيس پیشين سازمان مديريت و برنامه ريزی، صفدر حسينی وزير پيشين دارايی و جعفر توفيقی وزير علوم پیشين اعضای هيئت مديره بنياد خواهند بود. حبيب‌ الله بيطرف وزير پيشين نيرو و معاون او در زمان وزارت، رضا اردکانيان نيز به ترتيب به عنوان بازرس اصلی و علی البدل بنياد باران انتخاب شده ‌اند.

آن گونه که از محمد ستاری فر، عضو هيئت مؤسسان نقل شده، قرار است بنياد باران افرادی را که تجربيات مديريتی اندوخته اند اما به هر دليل از صحنه اجرايی و تصميم گيری کشور کنار می روند، "روزآمد" نگه دارد و به آنان امکان دهد ايده ها و تفکرات خود را "تئوريزه" کنند تا به دستگاهها و بخشهای مختلف کشور عرضه شود.

روزنامه شرق نوشته که مؤسسان بنياد باران در تکاپوی جذب چهل مدير باتجربه اند تا اولين مجمع عمومی، شورای عالی سياستگذاری، مديرعامل و هيئت مديره بنياد را تعيين کنند و در اين راستا از ميان وزيران، استانداران، دانشگاهيان، محققان و بخش خصوصی، افرادی را نامزد عضويت در بنياد کرده اند.

اين روزنامه از رضا اردکانيان، بازرس علی البدل بنياد باران نقل کرده که اين بنياد برای تربيت نيرو، تأسيس مؤسسات پژوهشی و دانشگاه را مدنظر قرار خواهد داد و بودجه خود را نيز از طريق دريافت حق عضويت و راههای اين چنينی تأمين خواهد کرد.

به نظر می رسد بنياد باران همان مؤسسه ای است که محمد خاتمی پيش از ترک کرسی رياست جمهوری از طی شدن مقدمات حقوقی تشکيل آن خبر داده و هدف از تأسيس آن را تلاش در جهت "خدمت فرهنگی، علمی و تحقيقاتی و کارآفرينی و تربيت مديران برجسته و بخصوص جذب و جلب فناوريهای نوين" اعلام کرده بود.

تشکيل اين بنياد اقدامی برای جلوگيری از فراموش شدن يا از ميان بردن دستاوردهايی تلقی می شود که محمد خاتمی در دوران هشت ساله رياست جمهوری اش کسب کرد.

او در همان زمان اعلام خبر تشکيل چنين بنيادی گفته بود: "هر کس از دوستان و مديران و دانشمندان بزرگوار که آمادگی داشته و داوطلب حضور در آن باشد، قدمش را روی چشم می‌ گذارد ... می ‌توانيم به صورت دوره ‌ای اين قبيل نشستها را داشته باشيم و با هم درددل کنيم، البته پيش ‌بينی می ‌کنيم که در آينده تهاجمات فراوانتر خواهد شد و ما می‌ توانيم حداقل در عرصه دفاع از دستاوردهايی که برای ملت بوده، به صورت جمعی بهتر کار کنيم".

سمت ديگری که محمد خاتمی پس از خاتمه دوران رياست جمهوری اش پذيرفته، عضويت در هيئتی با عنوان 'اتفاق تمدنها' (Alliance of Civilizations) است که دبيرکل سازمان ملل متحد به منظور "پرکردن شکافها و از ميان بردن پيشداوريها، سوء تفاهمها، سوء برداشتها و قطب بنديها" در جهان تشکيل داده است.

اين هيئت هيجده نفره موظف شده تا پايان سال 2006 ميلادی طرحهايی عملی برای از ميان بردن خطراتی را که بر اثر ذهنيتهای خصمانه در جهان پديد می آيد به سازمان ملل متحد عرضه کند.

 

 

 

موفقیت در آزمون شورا

مهمترین اتفاق سیاسی بعد از روی کار آمدن دولت اصولگرای احمدی نژاد انتخابات شورای شهر و روستا و انتخابات مجلس خبرگان رهبری بود. همان گونه که از قبل پیش بینی می شد اصلاح طلبان امیدی به انتخابات خبرگان رهبری نداشتند و حضور نسبی در این مجلس را نیز آرزوی دست نیافتنی می دیدند بنابراین طایفه اصلاح طلب تمامی انرژی خود را صرف انتخابات شوراها کردند. انتخاباتی که اولین شکست آنان را بعد از دوم خرداد 76 رقم زد. حضور وزنه تاثیرگذاری چون خاتمی برای نزدیکی گروههای مختلف اصلاح طلب بسیار مهم جلوه می کرد بنابراین با تشکیل ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان که خاتمی نقش تاثیر گذاری در این ائتلاف داشت اصلاح طلبان قدم بزرگی برای پیروزی در انتخابات برداشتند. اما در نهایت چهار لیست از اصلاح طلبان در انخابات حضور بهم رساندند. ائتلاف اصلاح‌طلبان، لیست مجمع اسلامي بانوان، لیست حزب آزادي و در نهایت لیست مربوط به جنبش مظلومان شهر در برابر سه لیست اصولگرایان به رقابت پرداختند. اما در پایان چهار نفر از لیست ائتلاف اصلاح طلبان توانستند در شورای شهر تهران پیروز شوند. هر چند اصلاح طلبان نسبت به آرای کسب شده در انتخابات ریاست جمهوری نهم با ریزش آرا-حداقل در تهران-مواجه شدند اما قطعا از اینکه توانسته اند یکدستی اصولگرایان را بر هم زده و خود را در امور شوراها دخیل کرده و از غلظت اصولگرائی در آن بکاهند، خوشحال خواهند بود و مهمتر اینکه اصلاح طلبان در این انتخابات بیش از نزدیکان دولت-رایحه خوش خدمت- رای کسب کردند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 6:23  توسط ستاریان  | 

داستان یک سید خندان

مقاله حاضر که بعلت طولانی بودن طی چند شماره  منتشر می شود از نوشته های ارسال شده به ایمیل وبلاگ است که از سوی دوست عزیزم آقای کریمی ارسال شده  که در زمان فعالیت سیاسی خود در دو وبلاگ تک پسر  و حرف حساب من  نشان داد توانایی منحصر به فردی برای جذب مخاطب دارد به طوری که شاید جز معدود وبلاگهایی بود که در آن اندیشه های متفاوت وگاه به شدت متضاد مقالات را خوانده وبه اظهار نظر وبحث وبررسی می پرداختند که این امر موجبات تضارب آرا را فراهم کرده بود که متاسفانه با وجود اصرار دوستان به عللی تمایل به ادامه مسیر نشان نداد

آنچه در پی می آید قسمت اول این نوشتار  است که بدون هیچ توضیح دیگری و فقط با کمی ویرایش درج می گردد

قسمت اول

 

داستان یک سید خندان

 

چند ماهی از دومین سالگرد پایان 8 ساله تسلط اصلاح طلبان بر قوه مجریه و تسلیم آن به محمود احمدی نژاد می گذرد. پیروزی مطلق اصلاحات و طول کشیدن عمر آن به اندازه هشت سال را قطعا باید مدیون چهره بی بدیل اصلاحات یعنی "سید محمد خاتمی" بدانیم. هر چند او در واپسین روزهای ریاست بر قوه مجریه به عنوان کسی که آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زد معرفی شد و شاید هم تا حدی این سخن بی راه نباشد اما واقعیت این است که بیشتر از اینکه خاتمی مدیون تفکر اصلاحات باشد، زنده بودن اصلاحات مدیون شخص خاتمیست.

 

دوم خرداد 76 یکی از روزهای مهم ایران بعد از انقلاب 57 بود. باز تعریف اصول بنیادی در عرصه سیاسی و اجتماعی، بیان دیدگاه جماعتی که سالها یا رانده شده بودند یا مجال و امکان بیان دیدگاه خود را نداشتند، اشاعه و تاکید بر مطالبات مدرنی همچون آزادی بیان و اندیشه از جمله نتایج دوم خرداد معروف بود. بگونه ای که بسیاری در مطالعه امور کشور آن را به دو زمان بعد و قبل از دوم خرداد 76 تقسیم کرده اند. بازیگر اصلی و چهره برتر این رویداد بزرگ-فارغ از تاثیر مثبت و منفی آن- سید محمد خاتمی بود.

 

سید محمد خاتمی را می توان یکی از تاثیر گذاران عرصه سیاسی ایران معرفی کرد، کسی که با پیروزی در یکی از مهمترین انتخابات تاریخ نوین ایران چهره منحصر به فرد خود را نمایان ساخت. دوم خرداد 76 روزی بود که خاتمی توانست با استفاده از محبوبیت ویژه خود و سخنانی که رنگ و بوی دیگری داشت پا به کاخ ریاست جمهوری گذارد. شعارهائی که بیشتر در جهت توسعه سیاسی و با محوریت آزادی بود موجب شد تا قاطعانه در برابر رقیب قدر اصولگرای خود-ناطق نوری- به پیروزی برسد و سر آغاز پیروزیهای بعدی همفکران خود گردد. در آن روزها این طیف بیشتر دوم خردادی خوانده می شدند اما می شود ریشه اصلی این دوم خردادیان را چپ گرائی اسلامی که نطفه اصلی آن سالها قبل در مجمع روحانیون مبارز شکل گرفته بود دید. بعد از فقدان جانسوز امام(ره) سه تن از روحانیون سرشناس، موسوی خوئينی ها (از رهبران دانشجويان در جريان اشغال سفارت سابق آمريکا در تهران که از سوی امام خمينی(ره) به شغل های مهم و کليدی گمارده شده بود)، توسلی رييس دفتر آيت الله خمينی و عبائی خراسانی امام جمعه مشهد با انصراف از انتخابات مجلس خبرگان رهبری به نشانه اعتراض به برخی محدودیتها تصمیم به تشکیل "مجمع روحانیون مبارز" گرفته و سعی در اشاعه افکار خود کردند تا اینکه توانستند روزنامه "سلام" را منتشر سازند. این روزنامه با مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها، سردبیری عباس عبدی، دبيری کسانی مانند محسن آرمين، محسن ميردامادی و مقالاتی از سعيد حجاريان، مصطفی تاج زاده و رجبعلی مزروعی یکی از پیشروان مکتب اصلاح طلبی در ایران بود.

 

به هر روی با این پیشینه چپ گرایان در انتخابات ریاست جمهوری هفتم سید محمد خاتمی راکه سابقه نصفه و نیمه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و روزنامه کیهان  داشت به عنوان نماینده خود معرفی کرده و بااقبال گسترده مردم به وی فصل دیگری در ایران رقم زده شد. روزهای تسلط اصلاح طلبان، به ویژه سالهای اول، یکی از پرتلاطم ترین روزهای ایران بعد از انقلاب اسلامی است. راه انداختن روزنامه های رنگارنگ و تعطیلی فله ای آنها، حادثه کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای، مرگ زهرا کاظمی، دستگیریها، میتینگها و دهها حادثه کوچک و بزرگ همگی در آن رزوها اتفاق افتاد تا "شاید" پوست اندازی در عرصه سیاسی- اجتماعی ایران رخ دهد.

 

خاتمی در طول ریاست جمهوری 8ساله خود همیشه تحت فشار از جانب دو جناح بود از یکسو همفکران اصلاح طلب او از منتخب خود انتظار برخورد قاطعانه تر و عدم نرمش در برخورد با اصولی بودند که برابر با آن موج اصلاح طلبی خود را به راه انداخته بودند و در سوی دیگر ساختار سنتی و نفوذناپذیری بود که تحمل ساختارشکنی و عقب نشینی از کوچکترین اصول و حقوق مسلم خود را برنتابیده و با توجه به امکانات بسیار گسترده خود- در مقایسه با اصلاح طلبان فقیر از جهت امکانات- سعی در حفظ سنگرهای خود داشتند. به هر روی دوران ریاست جمهوری 8 ساله سید بزرگ اصلاحات نیز به پایان رسید تا خاتمی در پایان از کارمندی دولت استعفا دهد و کمتر خود را در عرصه سیاسی دخیل نماید او همزمان از مجمع روحانیون مبارز نیز کنار رفت تا بدون داشتن تعلق خاطر به حزب خاصی از اردوگاه اصلاح طلبان نقش محوری و حساسی را در جمع دوستان خود بازی کند.

 

 

ایستگاه نهم؛ پایان یک آغاز

خاتمی و بسیاری از همفکران او سعی کردند که میرحسین موسوی محبوب مردم و محجوب اصلاح طلبان را برای حضور در انتخابات متقاعد نمایند اما در نهایت مهندس اصلاحات که خود از تاثیرگذاران انتخاب خاتمی بود از حضور در انتخابات سر باز زد تا اصلاح طلبان به ورطه انشعاب بیفتند، ورطه ای که از آن آسیبها دیده اند، به هر روی تصاویر خاتمی در کنار مصطفی معین در موسم تبلیغات نشان از حمایت مرد اول اصلاحات از وزیر اسبق خود داشت. اما معین نتوانست کاری از پیش برد و حتی از دیگر کاندیدای اصلاح طلبان-کروبی- نیز کمتر مورد اقبال قرار گرفت تا آقای اصلاحات طعم تلخ شکست دیگری را بچشد. خاتمی در دور دوم انتخابات در بیانه ای که صادر کرد به صورت غیر مستقیم از هاشمی حمایت کرد اما در دور دوم انتخابات هم -از لحاظ نتیجه- باب میل خاتمی نشد تا صندلی ریاست را در اختیاری مردی قرار دهد که در حقیقت کابوسی برای اصلاحات بود.

 

محمد و محمود

سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد دارای کوچکترین نکات مشترکی نیستند. دو رئیس جمهور فعلی و قبلی نه از لحاظ قیافه و آراستگی ظاهری، نه از لحاظ ادبیات مورد استفاده در بیان دیدگاهها و نه خط مشی سیاسی و نه در هیچ زمینه ای اشتراکی ندارند.

در روزهای تبلیغات انتخابات دولت هفتم، خاتمی با مینی بوس معروف خود شهر به شهر دور ایران به تبلیغ و معرفی افکار نو خود پرداخت اما استان اردبیل جز استانهائ استثنائی بود که استاندار آن اجازه حضور روحانیون خوش چهره با حرفهائی نه چندان خوشایند برای استاندار وقت-احمدی نژاد- را نداد تا اردبیل جز استانهائی باشد که خاتمی کمترین آرا را از آن بدست آورد. به هر روی سونامی اصلاح طلبی چنان پر تلاطم بود که چنین اصطکاک های کوچکی نمی توانست خللی در بروز آن ایجاد کند. با روی کار آمدن خاتمی استان اردبیل اولین یا جزء اولین استانهائی بود(تردید از سوی نگارنده است) که استاندار آن دستخوش تغییر شد.

با کنار رفتن احمدی نژاد از استانداری شاید خیلی ها مرد کوتاه قد و با ظاهری نه چندان آراسته را فراموش کردند تا اینکه با تسلط مطلق آبادگران در شورای دوم تهران بار دیگر نام احمدی نژاد بر سر زبانها افتاد. این بار خاتمی بر خلاف عرف رایج اجازه حضور شهردار تهران در جلسات هیات دولت را نداد تا نشان دهد چه حسی نسبت به شهردار جدید دارد. اما در طول تقریبا دو سال همزمانی شهرداری احمدی نژاد و ریاست جمهوری اتفاق و کنتاکت خاصی روی نداد تا اینکه در آخرین روزهای ریاست جمهوری خاتمی، که وی برای دریافت دکترای افتخاری به دانشگاه تهران دعوت شده بود، با دقایقی تاخیر در جلسه حاضر شد و به همین دلیل از وضعیت ترافیک تهران به شدت انتقاد کرد که همین شهردار تهران را برآشفت وبر آن داشت تا جواب دهد و گفت : از اینکه رئیس جمهور برای یکبار هم شده بین مردم آمده و مشکلات آنان را احساس کرده ابراز خوشحالی می نماید مساله ای که بسیاری آن را باز شدن زخم کهنه موجود مابین دو مرد رقیب سیاسی ایران می دانستند. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز خاتمی در بیانیه تشکر خود از مردم برای حضور در انتخابات دور اول پالسهائی فرستاد که نشان دهنده دعوت غیر مستقیم برای عدم رای به احمدی نژاد بود. پر واضح است بیشتر از تقابل خاتمی-احمدی نژاد، این روزها شاهد تقابل هاشمی-احمدی نژاد و حتی قالیباف-احمدی نژاد بودیم که این را می توان به همان خصیصه ذاتی خاتمی که دوری از تنش و آلودگی فضاست، نسبت داد. هر چند خاتمی در برخی از موارد از اقدامات دولت نهم انتقاداتی نیزکرده است.

 

پی نوشت : آخرین اظهار نظر خاتمی : هر نقدي را براندازي ندانيم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 2:22  توسط ستاریان  | 

سفرهای استانی چه نتایجی داشت !

چند روزی وقت نوشتن نداشتم وبا گذاشتن مطالب خبری سعی کردم از رکود وبلاگم جلوگیری کنم در ادامه بنا به دلایلی متن زیر را که در اولین روزهای نوشتنم در وبلاگ قبلی درج شده بود را مجددا درج کرده و شما را به خواندن آن دعوت می کنم ضمنا از وبلاگ دوست عزیزم محمد کریمی مطلبی را با  کمی اصلاحات آوردم زیرا به گمانم بدور از حب وبغض های رایح به نقد این سفرها پرداخته است

    تفرجهای استانی دولت نوشته شده در شانزدهم دیماه هشتاد وپنج

                   سفرهای استانی ونامه های مردم

۱. در روزنامه امروزخواندم درسفرهای استانی احمدی نژاد نامه های فراوانی به اوداده می شود به طور مثال مردم استان لرستان با ۴۵۷۰۰۰نامه بیشترین ومردم استان قم با۳۰۰۰۰ نامه کمترین مراسلات را داشته اندصرف نظر ازرسیدگی یاعدم رسیدگی به آن نامه ها درجایی که این حجم وسیع از درخواست کمک مالی وجود دارد کمک یک میلیارد دلاری به عراق با کدام منطقی سازگاراست

۲. سفرهای استانی که درآن با طمطراق وعده های عمرانی داده میشود مانند ساخت ورزشگاه مختص دختران وامثالهم آنهم برای شهرهای کوچک درحالی که بیش ازهزاران پروژه عمرانی نیمه تمام که بسیاری از آنها از انتفاعی بودن خارج وتوجیه اقتصادی خودراازدست داده اند وحجم وسیعی از اعتبارات عمرانی مارا می بلعند چه توجیه عقلانی دارد آیا انباشتن حجم وسیعی ازمطالبات پایین دستی به کار دولت وکشورآنهم درزمانی که به برنامه ریزی ومدیریت بیش ازهرزمان دیگری نیازمندیم چه دردی ازاحاد ملت می کاهد به یاد بیاوریم ساخت فرودگاههائی را که با فشار نمایندگان ساخته شدند واکنون علاوه برمتروکه شدن هرازچند گاه هزینه تعمیرونگهداری آنها بار مضاعفی است بردوش کشوروتمام اینها برماتحمیل شده زیرانماینده ای با نیت رای آوری مجدد قصد عوام فریبی داشته است

۳. به این مواردتوجه کنید

 الف :هشدارداده می شود با افزایش روند مصرف گاز وفراورده ای نفتی کشور؛ ایران که چهارمین تولید کننده نفت جهان است ظرف یکی دوسال اینده برای تامین انرژی خود باید نفت وارد کند (چند روزاست صادرات گاز به تنها مشتری ایران یعنی ترکیه قطع شده وگازچندین استان نیز قطع است تازه فکرانتقال گازایران ازطریق هندوپاکستان به اروپا راجار میزنیم مارا اعتباری نمانده است) 

ب:ظرف سه ماه گذشته قیمت مسکن واجاره بها ۵۰٪افزایش قیمت داشته ومحرومین وکم درآمدها را به طورکل ازداشتن مسکن ناامیدساخته وبه حاشیه نشینی بیشتروادار خواهدساخت که این علاوه براینکه مشکلات زیست محیطی برای شهرها بوجود آورده درآینده مسائل امنیتی رادرپی خواهدداشت

ج:تیم دولت که با شعاربرنامه ریزی برای مهارتورم وتثبیت قیمت به میدان آمده بود گویا چشم خودرابه تورم وقیمتها بسته وفعلامشغول تفرج دراستانها ودیدوبازدید ازاقصی نقاط کشور گشته وتیم میدانی را به نمایش گذاشته است

لازم است بدورازهرگونه عوام زدگی دولت به وظایف اصلی خویش بازگشته وبابرنامه ریزی کلان برای نسل حاضروآینده کشورموجبات رضایت خدا وخلق خدا رافراهم آورد تا شاهد له شدن دهها باره وزیران دولت زیربارفشارهای ارباب جراید درباره مرغ وتخم مرغ وشیرولبنیات وگوشت ومیوه وتیرآهن وسیمان وخرماو...........................نباشیم ولی گویا بزرگترین ونابخشوده ترین عیبی  که این دولت داردنداشتن برنامه است

 

نظر یکی از خوانندگان در پست  هوگو چاوز ویک دهن کجی باهال

یک سرباز پنجشنبه 28 دي1385 ساعت: 3:23

سلام دوست عزیز
ممنونم که اومدین
راستش خیلی از مطالبتون واقعیت داره منم یکی از اون افرادی بودم که به رئیس جمهور نامه دادم نامه من برای این بود که یا بهم امریه سربازی بده یا حداقل خدمتم رو تهران بندازن ولی باورت نمیشه که چی شداصلا نامه رو درست نخوندن اونا فکر کردن من وام میخوام نامه منو فرستادن وزارت تعاون گفتم حالا بد هم نیست اگه وام بدن رفتم اونجا گفتن بیخیالش بشید واقعا خنده داره با این کار فقط هزینه دولت زیاد میشه یه سری (باید ببخشید) مفت خور نشستن اونجا که جواب مردم رو بدن ولی انقدر بد برخورد میکنن که نگوآقا زیاد حرف زدم

سیاحت برای صیانت از عدالت از وبلاگ آقای کریمی

 

بالاخره بعد از حدود 23 ماه دور اول سفرهای استانی رئیس جمهور به پایان رسید. سفرهای استانی رئیس جمهور در ۱۸ آبان ۸۴ و در ماه هاى آغازين فعاليت كابينه با سفر به استان محروم خراسان جنوبى آغاز و در 24 خرداد 86 با سفر به استان سمنان به پایان رسید. در طول این مدت احمدی نژاد و هیات دولت به بیش از ۳۳۶ شهر سفر و حدود ۶ هزار مصوبه استانی را به تصویب رساندند.

یکی از واقعیات تلخ جامعه ایرانی عدم توازن و تعادل در توزیع ثروت و عدم برابری افراد در مناطق مختلف جغرافیائی از حقوق یکسان است و لزوم نزدیک نمودن فاصله عمیق موجود بین امکانات مناطق مختلف کشور امری ضروری است. یکی از اصلی ترین شعارهای احمدی نژاد در موسم تبلیغات بحث عدالت گستری و رفع تبعیض بود. همین شعارها و تلاش در جهت اجرائی نمودن آن موجب شد تا رئیس جمهور ایران مسافرتهای خود به استانهای کشور به ترتیب از محرومترین تا غنی ترین آنان آغاز نماید.

حضور رئیس دولت در بین مردم و صحبت بی واسطه با آنان، لمس و درک مستقیم مشکلات مردم توسط اعضای دولت و در نتیجه لحاظ نمودن این کاستی در توزیع بودجه و احساس نزدیکی بین مردم و مسئولان از جمله نکات مثبت این حرکت است. «آثار و برکاتی که من در اینگونه سفرها می بینم و آنچه در سفر رئیس جمهوری به خراسان رضوی شاهد اشتیاق مردم و آمادگی دستگاه های اجرایی برای آنچه در آن استانها تصمیم گیری می شود، بودم» «حسین سبحانی نیا» نماینده نیشابور با اعلام مطلب افزود:« «قطعا محاسن سفرهای استانی رئیس جمهوری بیشتر از معایبش است.»

اما در سوی دیگر این طرح مخالفانی نیز دارد، هر چند هیچ کس منکر تاثیر مثبت این سفرها نیست اما انتقادات وارده بیشتر در عمق مطلب بوده و مستتر است نه درظاهرآن.

حجم بالای سفرهای استانی، تعدد شهرهای مقصد و اصرار به مسافرت به تمامی آنها و کمبود زمان موجب می شود که هیات دولت در عرض چند روز-معمولا سه روز- بایستی هم به چند شهر مسافرت و هم دیداری با نخبگان، منتخبان، خانواده شهدا و یا دیگر گروهها و حتی اصناف داشته و هم به بررسی بودجه بپردازند. تصویب بودجه در خود استان از دو حالت خارج نیست یااینکه این بودجه ها قبلا از طریق مشورت با نمایندگان استان با کار کارشناسی دقیق تصویب شده است پس دیگر ادعای «لمس مشکلات مردم و تاثیر آن در بودجه» منتفیست و یا اینکه رئیس جمهور و هیات همراه بعد از دیدن مسائل و مشکلات موجود، بودجه را طراحی و به تصویب می رسانند و همانگونه که اشاره شدفشردگی بیش از حد سفر اجازه تعمق در امور و انجام کار کارشناسی را غیرممکن می سازد.

مساله دیگر همان درک مشکلات مردم از مجرای مسافرتهاست. واقعیت این است که رئیس جمهور معمولا در هر روز مسافرت استانی، به بیش از یک شهر-تا شش شهر- مسافرت می کنند و در این شهر بیش از یک ساعت نمی مانند که این زمان اختصاص به سخنرانی ها دارد پس نمی توان ادعا کرد که رئیس جمهور در این سفر چند ساعته-حتی چند دقیقه ای- مشکلات مردم را از نزدیک حس می کند، حتی اگر چنین مساله رخ دهد لزوما دقیق نبوده و مبنای کارشناسی نخواهد داشت چرا که زمان کافی برای تامل و تعمق وجود ندارد. «رسول صدیقی بناب» عضو فراکسیون اقلیت در گفت و گو با خبرنگار آفتاب در مورد این سفرها گفت: «تمام وعده های رئیس جمهوری در تمام شهرهای استان آذربایجان شرقی یکسان بود... احمدی نژاد در سفر به تمام شهرستانها قول داد که یک سالن ورزش و یک منطقه ویژه گردشگری احداث کند» عضو فراکسیون اقلیت مجلس گفت: «ضمنا رئیس جمهوری فقط مدت 5 دقیقه به نماینده امام جمعه و فرماندار شهرستان فرصت صحبت می داد و هنوز شروع به صحبت نکردیم اطرافیان رئیس جمهوری گوشزد می کردند که فرصت تمام می شود زودتر حرف بزنید. خود رئیس جمهور هم معمولا در این وقت 10، 15 دقیقه ای مشغول کار دیگر مثل صحبت با کودکان می شد و حتی مردم هم تعجب می کردند که چرا رئیس جمهوری به صحبتهای نماینده یا امام جمعه گوش نمی کند.» (آفتاب-30تیر 85)

همچنین نباید میزان تحقق وعده های داده شده و اجرا بودجه های مصوب را از نظر دور داشت. هر چند نزدیکان به دولت اصرار به اجرائی شدن غالب این وعده ها دارند. علی سعیدلو (معاون اجرائی رئیس جمهور):... وى با بيان اين كه تاكنون بالغ بر ۷۲ درصد مصوبات استانى هيأت دولت در سفرهاى استانى رئيس جمهور اجرايى شده است، تصريح كرد: «تمامى مصوبات استانى هيأت دولت در حال پيگيرى و رسيدگى است و امور اجرايى و عملياتى مصوبات همچنان ادامه دارد... روند اجرايى مصوبات هيأت دولت در استانها از پيشرفت بالايى برخوردار است و در بعضى از استان ها صد درصد محقق شده است.»(روزنامه ایران-25 خرداد 86) اما در سوی دیگر در همین رابطه نماینده مردم بوئین زهرا با اعتراض به آغاز دور دوم سفرهای استانی احمدی‌نژاد گفت: بهتر است رئیس جمهور به جای آن که رنج سفرهای دوباره را به خود هموار کند دستور اجرایی شدن مصوباتی که در استان‌ها تصویب کرده را بدهد چرا که مردم از وعده‌های ایشان هنوز چیزی ندیده‌اند. قدرت‌الله علیخانی افزود: بهتر است آقای احمدی‌نژاد وعده‌های خود را که در سفرهای استانی به مردم داده، به نتیجه برساند و تا آن زمان دیگر نیازی به سفرهای جدید نیست و از این جالب تر اینکه وی ضمن بیان این که 80 درصد وعده‌های احمدی‌نژاد عملی نشده است افزود: نمایندگان مجلس از سفرهای ایشان انتقادات فراوانی دارند و معتقدند که اکثر وعده‌های رئیس جمهور تاکنون عملی نشده و حتی کوششی برای اجرایی کردن این وعده‌ها دیده نشده است.

هر چند همان گونه که در بالا بدان اشاره شد حضور شخص اول اجرائی کشور بین مردم و دیدار مردمی منجر به حس نزدیکی بین مردم و حکومت شده و مردم احساس قرابت بیشتری با مسئولان رده اول خود دارند اما همین مساله توهم این مطلب را که «تنها رئیس جمهور حلال مشکلات است» را بوجود می آورد. هنگامی که رئیس جمهور در مورد جزئی ترین مسائل و در بودجه بندی یک شهر دخالت کرده و یا حتی یک مقام رده پائین را راسا از کار برکنار می کند، خود به این احساس نه چندان خوشایند دامن می زند. ناامیدی از مسئولان محلی و استانی و عدم رعایت سلسله مراتب برای رتق و فتق امور از آفات این احساس در بین مردم است و از اینها مهمتر بالاخره رئیس جمهور نمی تواند جوابگوی خواسته تمامی 70 میلیون ایرانی باشدو دست به دامان رئیس جمهور شدن و عدم دریافت جواب و برخورد مورد انتظار موجب سرخوردگی و ناامیدی می گردد این حس که«تنها رئیس جمهور حلال مشکلات است» را می توان به وضوح در میلیونها نامه ای که به رئیس جمهور در طول سفرها نوشته می شود دید. هر چند این ادعا دلیل بر کشیده شدن دیوار بین مردم و مسئولان نیست اما از دید نویسنده در صورتی که رئیس جمهور وقت و توان خود را به امور کلان و کلی اختصاص داده و امور جزئی را به مدیران میانی اختصاص دهد برآیند کلی کار بهتر خواهد شد. «احمد توکلی» طی سخنانی در نشست استادان بسیجی دانشگاهها در مشهد،با انتقاد از سفرهای استانی دولت نهم گفت: «دولت هر 15 روز یک بار خارج از مسایل کلان کشور به امور فردی معطوف و وقت گران بهای هیأت دولت صرف مسایل جزئی می شود.... این سفرها به شدت انتظارات را بالا می برد و شکاف را بیشتر می کند و مردم همواره منتظر می مانند.»( (آفتاب نیوز-30تیر 85)

 

واقع الاتفاقیه فی السفر

      رئیس جمهور در دوران انتخابات ادعا کرد که مسافراتها را با هواپیمای مسافرتی و کنار مردم انجام خواهد داد اتفاقی که تنها در سفر اول روی داد.

    اولین سفر رئیس جمهور احمدی نژاد به استانی خراسان جنوبی و آخرین آن به استان زادگاه خود، سمنان، صورت گرفت. ضمن اینکه رئیس جمهور در پایان این سفر، مسافرت اعلام نشده و غیرمنتظره ای به شهر قم داشت و با آیت الله مصباح یزدی، روحانی مورد علاقه رئیس جمهور، داشت.

    با وجود اینکه در ابتدا سفرها روزهای آخر هفته انجام می شد و نزدیکان رئیس جمهور این را نشان دهنده کار بی وقفه حتی در روزهای تعطیل می داستند، اما در ادامه سفر بیشتر در میان هفته انجام شد و حتی سفر به استان فارس حدود یک هفته طول کشید.

    در یکی از سفرهای استانی به دستور مستقیم رئیس جمهور دهستان خسرو و شيرين از توابع اقليد جدا شد و به آباده الحاق گردید تا به دعوای چندین ساله مردم پایان دهد اما همین تصمیم منجر به بروز ناآمنی در منطقه گشت.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:4  توسط ستاریان  | 

چند خبر در مورد جنگ و دو خبر بی ربط


بيشتر عربها معتقدند به‌ زودي‌ جنگ‌ تازه‌ اي‌ در منطقه‌ خاروميانه‌ رخ‌ خواهد داد‌ .

به‌ گزارش‌ شبکه‌ تلويزيوني‌ الجزيره‌ بر اساس‌ نظرسنجي‌ پايگاه‌ اينترنتي‌ اين‌ شبکه‌ شصت‌ و هفت‌ و نيم‌ درصد از عرب‌ زبانها بر اين‌ باورند که‌ منطقه‌ به‌ زودي‌ شاهد جنگ‌ تازه‌ اي‌ خواهد بود‌ .

به گزارش واحد مركزي خبر، سي‌ و دو و نيم‌ درصد از شرکت‌ کنندگان‌ در اين‌ نظرسنجي‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ که‌ آيا پيش‌ بيني‌ مي‌کنيد به‌ زودي‌ جنگي‌ در منطقه‌ رخ‌ بدهد، پاسخ‌ منفي‌ داده‌ اند.

حدود يازده‌ هزار نفر در اين‌ نظرسنجي‌ شرکت‌ کرده‌ اند‌.
 
به نوشته قبلی این وبلاگ هم تحت عنوان اعلام خطر بی تفاوتی مردم در صورت بروز جنگ  مراجعه کنید
 
توجه به این خبر هم بد نیست 
 
 
دوتا خبر بی ربط وعجیب هم هست

دندان های وبلاگ نویس ارومیه ای را خرد کردند

وی پیش از این، بارها مورد تهدید قرار گرفته بود به گونه ای که چند روز پیش از حادثه، یک نامه تهدیدآمیز و یک قمه در داخل اتومبیل وی گذاشته شده بود.

مردي كه كاسه سرش را در عمل جراحي از دست داد

يخچال بيمارستان به دليل معيوب بودن نتوانست بخش فوقاني جمجمه اين فرد را به حد كافي سرد نگه دارد و از اين رو امكان پيوند مجدد آن به بدن فرد ميسر نشد.

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 4:53  توسط ستاریان 

تشابه دو نوشته وامانتداری سایت مهر

تشابه نوشته سایت مهر با نوشته من برای من که جالب بود به نظر شما جالب نیست مخصوصا که در آخرش نوشته

 امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد  " خبرگزاری مهر "

 

مقایسه کنید

اعلام خطر بی تفاوتی مردم در صورت بروز جنگ

 

برنامه مورد علاقه من دنبال کردن اخباراست وگاهی چند بار اخبار را گوش می کنم روزنامه ها را ورق می زنم تله تکست را می خوانم و همیشه باخودم فکر میکنم اخبار قطعات پازلی هستند که هر چند به تنهایی بدون مفهوم وگنگ  به نظر می رسند اما اگر به درستی کنار هم چیده شوند منظره ای شفاف وروشن در جلوی دید به نمایش می گذارند که بسیار گویاست ومی توان از آن پیش بینی حوادثی را کرد که اتفاق نیافتاده است به این خبرها نگاه کنید که همگی جز اخبار دیروز و دیشب بود

1-       فدراسیون روسیه سامانه فوق سری دفاع موشکی را تدارک دیده که می تواند همزمان به چندین هدف ....

تقویت اطلاع‌رسانی در گرو تعامل با رسانه‌ها / "توصیه منتقدانه" رهبر انقلاب به دولت نهم

اخبار مختلف می‌آیند و می‌روند، گرچه هرکدام از آنها به صورت جداگانه ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما بسیاری از آنها وقتی کنار هم قرار گیرند تصویری پیوسته و عبرت‌آموز را به دست خواهند داد. خبرگزاری مهر در ستون تازه خبری خود به نام "چند خبر و یک نگاه" در صدد نمایش تصاویری از این دست است. آنهم نه برای به محاکمه کشیدن این دستگاه و آن نهاد، بلکه برای تذکر که توصیه‌ای قرآنی و منفعت آمیز برای مومنان است.

چند خبر:

1-      رهبرمعظم انقلاب اسلامی  چهارم شهریور در دیدار اعضای هیات دولت بر لزوم "تقویت اطلاع رسانی از سوی دولت" و "تغذیه رسانه ها" تاکید.....

 کل خبر در ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:51  توسط ستاریان  | 

احمدی نژاد رکوردی در کتاب گینتس به ثبت رساند!

دو خبری که هیچ کس به آن بهایی نداد!

 

. نماينده زابل در مجلس شورای اسلامی گفت یک میلیون و پانصد هزار نفر در کشور زیر خط شدید و مطلق فقر هستند و ۱۲ میلیون نفر نیز زیر خط فقر زندگی می کنند

خدا روح امام را ناظرامروز ما نکند که امروز هیچکس از شنیدن این خبر ککش نگزید وبا این خبر تکانی نخورد!!

 

خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئوولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد واغنيا و ثروتمندان ازاعتبار وعنايت بيشتري برخوردار بشوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا واميرالمومنين وائمه معصومين -عليهم السلام - سازگار نيست، حرمت و دامن پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد. 

                                                                                                                امام خمینی (ره)

                .....................................................................................................

 

. محمود احمدى‌نژاد گفت: من تنها كسى هستم كه همه جاى ايران را ديده است!!!

روزنامه ابرار روز پنجشنبه اول شهریور 86

خوب معلوم شد تور سیاحتی دولت دراستانها برای ثبت رکورد درکتاب گینتس انجام می شده این حرف او مرایاد داستانی انداخت

گویند: امیری به تعدادی مغنی دستور دادندی که چاهی کندندی تا خلق از آب آن نوشیدندی اما از بد حادثه مغنیان هر چه کندندی به آب نرسیدندی

گفتندی : یا امیر شما بااین چاه به آب نمی رسیدندی ها!!

گفت : اگر ما به آب نمی رسیدمدی شما که به نان می رسیدندی

حال این حال وروز ماست گرچه ملت با این سفرها به هیچ نرسیدندی اما احمدی نژاد رکوردی در کتاب گینتس به ثبت رسانیدندی !

 

برای خواندن خبرهای مهم هر هفته به  آقای محصصی مراجعه کنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:50  توسط ستاریان  | 

چه شتابی دارد این زندگی

چه شتابی دارد این زندگی

 

باز نیمه شعبان آمد وبغض من در گلو گره خورده ! چرا باید جشن بگیرم

 

یادم هست یک وقتی روزها را شماره میکردم بعدها رفتن ماهها رابه خاطر آوردم وحالا حتی گذر سالها را یارای شمردنم نیست گویا قرنهاست که از پی هم می آیند و می روند مثل گذشتن ابرها از بالای سرم در یک روز بهاری

 

 

آرزوی گریستن آرزوی غریبی است , اما بهانه گمشده است گاهی فکر می کنم وقت خفتن است یا بیدار شدن ! وچون جوابی نمی یابم بهانه ام می شود برای رسیدن به آرزوی غریبم ! من حتی به خاطر فردا می گریم دیروز که جای خود دارد

دلم برای گفتن غصه تنگ است

به تو می گویم مولا(ع)

 تو خود می دانی چقدر دوست دارم به دنبالت بگردم گرچه می گویند تو همین گوشه کنارهایی ! ولی من باورم نیست ! کسی به این نزدیکی وبه این مهجوری ! ومن برای این هجران می سوزم آقا

مسلمانان پر مدعا یادشان نیست امام غائب خود را ! ومن می ترسم از ذکر این مطلب که به ریا متهم شوم , من محتاجم به تو محتاجتر از کودک به پستان مادر , می گریم از کتمان دردم , از اختفای رنجم , از شرم گفتن ازنیازم !

راستی آقا

چرا گفتن از تو چنین شرمسارم می کند . شرم از این شرمساری , روزگار غریبی است مولا , آیا آنانکه کنج عزلت گزیده اند به صوابند یاآنانکه با نام تو محشورند وبه ذکرت مشغول یا خون دل خورنده های سیال در زندگی !

می خواهم در بیراهه ای بروم که کسی از آن نرفته است , فقط در پی تو . من از راه نخواهم رفت به کوه خواهم زد ! در کویر زیر آسمان چسبیده به زمین شاید بتوان جست تو را . من کور , وقتی از دیدن انسان ها چنین خسته ام توی بینای درون چه می کشی آقا ! من از درد تو می گریم .

                           

چرا محکوم به ماندنم چرا پای رفتنم قفل است من نمی دانم کلید قفل آن غیرت رفتن یا همت خواستن است شاید اگر پایم آزاد بود آمدن به سوی تو ارزشی نداشت آیا چنین است یا فهم آنکه با ماندن باید به تو رسید از راه پریدن روح از جسم وطیران دیده از چاه تاریکی ؛ سالهاست می دانم که چقدر دنیا تاریک است ومن چقدر به نور محتاج .

                                  

من در میان انسانها گمشده ام , کسی دور وبرم نیست . در برهوت سرد وبی روحی در پی تو می گردم و هیچ نشانی از تو نمی یابم , چقدر خسته ام , تنم خسته از خلسه است , زیر پایم خالی است , من در خلا هیچ نمی بینم , من کور شده ام کور , من عصا نمی بینم , کجاست یاری که همسفر شود , کجاست پایی که هم قدم شود , کیست بلد راه , باید جست کاروان را , شاید باید کاروان ساخت , شاید باید مجتمع شد , باید رفت , نه !!! باید که آمد , من و امثال من که می دانم هستند می خواهیم بیاییم مولا ........ هدایتمان می کنی برای رسیدن به خودت , گوشم برای شنیدن جوابت کر است اگر فقط بدانم به حرفهایم گوش کرده ای سینه خیز می آیم , بی بلد راه  بی همسفر؛  از کجا بفهمم وظیفه ام چیست

چقدر از این سئوالات خسته ام . چقدر از گریستن خسته ام . ای مولای من نشانه ای بده نشانی را بجویم , می خواهم بدون زاد وتوشه راه , بدون غصه از قصه شیطان , فقط به اذن تو سفر آغاز کنم , فقط اگر مایلی بگو بسم الله ؛ من به قربان آن بسم الله نازنینت , من از آتش عبور خواهم کرد؛  فقط می دانم که خواهم کرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:22  توسط ستاریان  | 

اصلاحات انقلاب مخملین یا فروپاشی

 

اصلاحات انقلاب مخملین یا فروپاشی

بخش اول

 

ما امروز شاهد وجود نسلی هستیم که درزمان انقلاب نبود وپس از انقلاب ودر سایه آن به دنیا آمده وبزرگ شده واکنون خواهان صحنه گردانی عصرخویش است وچون دارای گرایشات یکسانی نیست هریک آمالی دارد ودرپی آمال خود

گروهی که تلاشهای گذشته انقلابیون ومتصدیان امور راناکافی دانسته وآنها رابرای اداره جامعه خودبی کفایت می خواندوبه آسمان وریسمان متشبث می شود تابه هر وسیله ممکن حتی با تهمت وافترا ودروغ باعث خالی شدن میدان از سوی ایشان شده تا خود به قدرت برسد وبزعمش پدرخوانده هارابه تاریخ بسپارد

گروه دیگری که در پی زندگی مادی است واز ایمان و معنویت به دلیل ساده انگاری مسئولین فرهنگی وضرب وشتم مسئولین انتظامی به بهانه امربه معروف ونهی از منکربویی نبرده است وخود رامحروم از لذایذ متداول هم نسلان خود درجای جای کشورهای دیگر می بینداز اساس منکر خدا ودین وپیامبرشده وبالاتر ازآن به فحاشی به مقدسات روی آورده که این نشان از فروپاشی اخلاق در بخشی از جامعه است که آرام آرام وبی سروصدا در حال به فساد کشیدن بخش بزرگتری از جامعه است تا بقیه را باخود همصدا کرده وزمینه رابرای منویات پست وپلید خود بیش از پیش مهیا کند

گروه سومی هم هستند که همیشه تاریخ بوده انداین گروه سوم در پی زندگی مسالمت آمیزودرپناه قانونی هستند که بتوانند با کاروتلاش وتحصیل وکوشش خودبه ساخت آینده ای مشغول شوند که درآن همه به اندازه بهره هوشی واستعداد وتلاششان به بهرمندی ازامکانات جامعه می رسند وچیزی فراتر ازآن رانه برای خود می خواهند ونه برای کس دیگری

حال هر یک ازدوگروه نخست بتواند گروه سوم راباخود همراه کند خواهد توانست آینده نه چندان دور را رقم زند که از دوحال خارج نیست

گروهی به قدرت می رسند که به اوضاع زمان خود اشراف بیشتری دارند وبا شناخت مشکلات هم عصران خود به راه حلهایی می رسند که جامع نظرات همه ایشان است که از قضا امروزی است پس شتاب پیشرفت کشوربا ابزارامروزی آن شتابی وسیع خواهد بود وچون همه سئوالات را مد نظرقرارداده ودر پی پاسخ گویی به همه آنهاست به ایجاد انگیزه ونشاط در جامعه کمک خواهد کردوجامعه با نشاط روزهای خوشی را برای کشورخود رقم خواهد زد

گروهی به قدرت می رسند که منزجر از همه مناسبات اجتماعی تعریف شده در دوره گذشته است وهمه آن را دروغ وتزویری برای سرکیسه کردن خود وجامعه خود می پندارد از این رو با شدت وحدت فراوان سعی در ریشه کن کردن همه آن مناسبات وهنجارها خواهد کرد وچون در هیچ اجتماعی نمی توان همه معتقدان به دین وفرهنگ  وهنجارهای اجتماعی رابه این پوچی معتقد کرد جامعه از درون دچار جنگ وتزاحمی خواهد شد که این مخاصمه راهی جز فروپاشی پیش رو ندارد وعوامل بیرونی که مترصد فرصت است تا ریشه این باورها را بخشکاند به آن دامن زده وحتی محتمل است سرنوشتی چون عراق را برای ایران رقم زند

 

پی نوشت در خصوص مطلب خانواده ای در پیاده رو!! و بلیط هواپیمای صلواتی !

وبلاگ فریاد سبز  طی کامنتی برایم چنین نوشت

و سرانجام پس از پنج روز از رسانه ای شدن این جریان، فرد خيّری با اجاره یک واحد مسکونی برای این خانواده به پانزده روز کابوس پیاده رونشینی این خانواده پایان داد.
سکوت و وعده و عیدهای توخالی برخی مقامات دولتی و نمایندگان مجلس که در روزهای اول قول مساعد داده بودند ره به جایی نبست. در این میان توجه به نام برخی از سایت ها که مطلب زیر را انعکاس داده بودند خالی از لطف نیست.
این مورد حل شد ولی بحران مسکن و فاصله طبقاتی ناشی از اقتصاد بیمار جامعه و آمارهای ده میلیونی از هموطنانی که در زیر خط فقر زندگی می کنند، هشدار بزرگی است برای همه ما که از این پس با صحنه های اینچنینی بیشتری مواجه خواهیم شد.
حقیر دست تک تک دوستانی را که در این گلریزان رسانه ای شرکت کردند و موجب انعکاس آن در سطح جامعه شدند می بوسد و از خداوند متعال برای تمامی این دوستان طلب برکت و رحمت می نماید. بی شک این حرکت را می توان به عنوان یک تمرین کوچک برای ادای دین قلم و رسانه به جامعه و وجدان جمعی تعبیر کرد. به امید روزهایی که در آن دست در دست یکدیگر کرامت انسان را به منزلت خدایی آن نزدیکتر سازیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14:10  توسط ستاریان  | 

نزن در کسی را به انگشت که می زنند درت رو با مشت

امروز می خوام با لهجه خودمونی دوستم حرف بزنم!

یکی از دوستانم امروز با لهجه لاتی خاص خودش می گفت هر چیزی توی این دنیا پاخوری خودش روداره و به آن دنیا نمیکشه!! ومثالهای زیادی زد یکی ازآن مثالها این بود که در دوره مدرسه (زمان پیش از انقلاب) شیربعنوان تغذیه در زنگ تفریح پخش می شد که عموما بچه ها به خاطردراوردن صدای قشنگ!! ترکیدن آن, شیر رو زیر پا گذاشته وبا یک لگد می ترکوندند وکلی بابت آن شنگول می شدند حالا همان بچه ها بزرگ شدند وبرای همون شیر توی صف وای می ایستند

دیدم عجب تحلیلی داره از اوضاع ! اگر اینطوری باشه که او معتقده باید حوادث سیاسی خودمون رو توی دوره دوره یک جور دیگه تعریف وتحلیل کنیم زمانی که تندروهای سیاسی توی زمان خاتمی به دنبال رفراندم وتغیییر قانون اساسی بودند وحتی به مقدسات هم رحم نمی کردند امروز اگر به روزی رسیدند که سایت بازتاب فیلتر می شه وبرای رفع فیلتر از ایلنا صدوبیست نماینده نامه به رئیس قوه قضاییه می نویسند و روزنامه انتخاب که با نوشته هاش کمک زیادی به رای آوردن اصولگراها کرده والان موردحمله کیهانیان قرارگرفته وبابت همان خدماتش به کیهان یادآوری میکنه که بابا من خودیه ام!! و روزنامه اعتماد ملی متهم به فالوده خوری با شیطان می شه وشخصیت های مسئولیت دار قبلی که برای انقلاب ونظام زحمت کشیدندطلحه وزبیر لقب می گیرند ومورد حمله هستند شاید پاخوری ندانستن قدرآزادی اول انقلاب باشه !! واز آن طرف تند روهای دینی روزی رو شاهدند که کسانی پیدا شده اند وبه همه مقدسات از قران گرفته تا خدا وپیامبر رو مورد اهانت وفحاشی قرار میدند وامثال ما برای به نمایش نگذاشتن این کلمات رکیک راه بستن کامنت رو با وجود نداشتن اعتقاد به سانسور اتخاذ کردیم

واگر امروزبا دشمن فرض کردن هم کیشان وهم وطنان خودمون خدای نکرده از وحدت فرارکرده باعث تفرقه ای شدیم که موجبات سواستفاده دشمنان شد پاخوری امروزمان بدانیم !! واگر به مناسبت اعیاد شعبانیه وگرفتن جشن برای ائمه به اهل سنت ومسلمانهای کشورهای دیگرتوهین کردیم در دام کسانی افتادیم که خواهان وحدت مسلمانها نیستند وبه دنبال دشمنی ما برای رسیدن به مقاصد شوم استعماریشون و آقایی و استیلای اسرائیل توی منطقه خاور میانه هستند

خلاصه اینکه فردا باید منتظر پاخوری عملکرد امروزمون باشیم

ما امروز چقدربه اعتقاد به این شعر که ملهم از احادیثه نیاز داریم

 

     شکرنعمت نعمتت افزون کند      کفرنعمت از کفت بیرون کند

 

این ضرب المثل یادمون باشه که

 

     نزن در کسی را به انگشت که می زنند درت رو با مشت

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 6:49  توسط ستاریان  | 

محبوبیت خاتمی و بی اثر بودن تخریبها

چند وقتی است به طور جدی به بازتاب نوشته های سایتها و وبلاگها در افکار عمومی مردم فکر میکنم وبه این نتیجه رسیده ام آنچه در فضای دنیای مجازی اتفاق می افتد با آنچه در دنیای واقعی جریان دارد دو چیز متفاوت است

اگر بطور ملموس مثال بزنم با وجود هجم وسیع مباحث تخریبی که در مورد کسانی مثل آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی و کروبی وامثال ایشان در فضای مجازی منتشر شده مردم عادی در مواجهه با آنها در موقعیت های پیش آمده بی توجه به فضای مجازی به ابراز احساسات خود مشغولند

مثلا همین چندی پیش خاتمی سفری به شیرازکاشان و یزد کرد که مورد استقبال اهالی این شهرها قرار گرفت که این استقبالها موجبات برآمدن جیغهای بسیار و دمیدن در بوق از سر آن در فضای مجازی گردید!! گرچه از رو نمی روند و ساز خود می زنند

 

کسانی که به واسطه صدای غالب در دور تسلسل حمایت ازهم عقیده های خود افتاده اند و با رد نظرات مخالفین بطور عجیبی مصر به عقاید خود هستند خارج از دنیای واقعی زندگی می کنندشاید برایتان جالب باشد در هشت ماه وبلاگ نویسی خود ندیدم کسی مجاب شود ونظر مخالف رابپذیرد!!

به تازگی با دوستی آشنا شدم که مطلب زیر را از وبلاگ ایشان درج کردم وتا هنگام درج مطلب متوجه مسئولیت وی در دولت قبل نبودم !

 

  استقبال مردم ازخاتمی در شیراز

آقای سید علی در وبلاگ چتر نوشت در پست خاتمی مظهر اتحاد ملی و سفر به شیراز نوشته بود

راستی خاتمی چه ویژگی دارد که همیشه مورد احترام همه است ! به نظرم خاتمی خلوص نیتی متمایز ازدیگران دارد که همیشه  موجب محبوبیتش بوده وهست ...

این نوشته به دلم نشست و اجازه درج خواستم وایشان محبت کردند .ولی چون پس ازخواندن لینکها به منبع اصلی  نوشته مورد بحث رسیدم مطلب را از آنجا نقل کردم که قسمتهایی از آن را می خوانید  

 

نا گفته های سفر خاتمی به شیراز از زبان مهندس قاسم مرادی معاون استانداران فارس و بوشهر در دولت اقای خاتمی

*آقای خاتمی اعلام کرده بودند که از گیت عمومی فرودگاه رفت و آمد خواهند کرد و به هیچ وجه از پاویون دولت استفاده نخواهند کرد. با توجه به تعداد زیاد دوستداران ایشان که قصد استقبال از ایشان در فرودگاه  داشتند، مجبور شدیم در سی آی پی از ایشان استقبال نماییم

* آیت اله توسلی یار دیرین حضرت امام(ره)، حجه الاسلام موسوی لاری، خانیکی، تابش، خانم شجاعی، ابطحی و صادق خرازی از همراهان آقای خاتمی در این سفر بودند

* آقایان انصاری لاری، صحرائیان، تبادار و شورانگیز که استاندار دولت اصلاحات بودند در مراسم حضور داشتند. هم چنین تعدادی از نمایندگان سابق از جمله آقایان سعدایی، زارعی، امینی و سازگارنژاد نیز حضور داشتند

* هیچ یک از مقامات استان در مراسم استقبال یا بدرقه شرکت نکردند.

* آیت اله حایری برای ناهار روز 5شنبه از آقای خاتمی دعوت کردند که ایشان هم پذیرفتند.

* قرار بود برنامه شب میلاد حدود دو ساعت باشد در این برنامه قرار بود دوتن از شاعران استان شعر خوانی داشته باشند، پدر بزرگوار یکی از شهدای استان و همچنین آقای دکتر انصاری لاری خیر مقدم و سخنرانی کوتاهی داشته باشند اما ازدحام جمعیت موجب شد تا حتی مجری هم نتواند اعلام بر نامه نماید و لذا آقای خاتمی برای آرام کردن مردم بدون مقدمه پشت تریبون رفتند و با زحمت مردم را تا حدودی ساکت نمودند

* شعارهایی که ناگاه داده شد همه را غافلگیر کرد، با ورود خاتمی به مسجد شعار: "خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده" سر داده شد که مو جب تعجب همه ی دست اندرکاران شد و این نشانه ی عمق علاقه ی مردم به ایشان بود

* جمعیت شرکت کننده در مراسم بین 15 تا 20 هزار نفر بر آورد شده است

گزارش تصویری۴ سفر خاتمی به شيراز

گزارش تصويری۳سفر خاتمی به شيراز 

گزارش تصويری۲سفر خاتمی به شيراز

گزارش تصويری۱سفر خاتمی به شيراز

پی نوشت :

 سفر متفاوت آقای خاتمی به شیراز مطلب ابطحی

نتایج سفر خاتمی به شیراز! سعید فراهانی

سيد محمد خاتمی: قدرتمندان مطمئن باشند که به سرنوشت انقلاب و مردم پشت نخواهم کرد را در اینجا ببینید

میبینید هرچه وبلاگها وسایتها در تخریب شخصیت خاتمی رشته اند پنبه است

عکسهایی از خاتمی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 5:0  توسط ستاریان  |