تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

چرا وضع ‌مردم بهتر نشد

چرا وضع ‌مردم بهتر نشد - سرمقاله اعتمادملي 31 تير 1386

قيمت نفت اوپك به سطح غيرقابل باوري رسيده است. نفت اوپك سد 73 دلا‌ري را شكسته است، افزايش قيمت نفت علي‌القاعده براي اقتصادي مانند ايران بايد شادماني بسياري را به همراه داشته باشد.

اما اينكه از بابت افزايش قيمت نفت كه بالا‌رفتن درآمدهاي كشور نفتي ايران را به دنبال دارد، مي‌توانيم لبخندي بر لب بنشانيم چندان اطمينان‌بخش نيست. ‌ اگر ملا‌ك عمل دولت برنامه چهارم توسعه و تجربه برنامه پيش از آن باشد، مي‌توان از بابت افزايش قيمت نفت خوشحال بود.

كنترل هزينه‌ها و مصارف ارزي دولت در جداول برنامه چهارم توسعه و واريزشدن مازاد درآمدهاي ارزي بيش از اين مصارف، مي‌تواند براي اقتصاد ايران حيات‌بخش باشد.

از محل انباشت درآمدهاي ارزي مي‌توان حركت‌هايي بزرگ را سامان داد يا حداقل در زمان تنگدستي نسبت به كنترل نوسان‌هاي نفتي خوشبين بود اما اين در شرايطي است كه دولت پايبند به احكام قانوني برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز 20 ساله توسعه كشور باشد.

‌ بر اساس رفتار دولت و آنچه منتقدان اقتصادي دولت آشكارا نسبت به آن انتقاد كرده و هشدار داده‌اند، مي‌توان ثابت كرد كه دولت نهم اشتهاي سيري‌ناپذيري براي هزينه‌كردن درآمدهاي نفتي دارد و اساسا خود را ملزم و پايبند به رعايت ملا‌حظات و الزامات قانوني برنامه‌چهارم توسعه نمي‌بيند. تزريق اعتبارات و درآمدهاي ارزي به اقتصاد كشور براي حل تمام مشكلا‌ت، گزينه‌اي است كه انتقادهاي بي‌شماري به همراه داشته‌ است.

اين رفتار چنان بي‌محابا شكل گرفته كه يك‌بار ديگر خاطره سال‌هاي دهه 50 و بازگشت پيامدهاي بيماري هلندي را زنده كرده‌ است، كمااينكه اقتصاد ايران در سال 86 نشانه‌هايي از بيماري هلندي را از خود بروز داده ‌است.حال سوال اساسي اين است، چرا حال كه قيمت نفت به بيش از 70 دلا‌ر رسيده ‌است، چرخه زندگي مردم بهتر از سال 76 نيست كه قيمت نفت بشكه‌‌اي 9 دلا‌ر بود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:2  توسط ستاریان  | 

كودتاي خزنده مطبوعات يا كودتاي خزنده عليه مطبوعات!

رسانه‌ها و مطبوعات در تاريخ ايران، همواره مهجور و در بيشتر اوقات، مورد بي‌مهري مسولان و دولتمرداني بوده‌اند كه به خاطر ضعف مديريتي، تاب هيچ گونه انتقادي را نداشته و انتقاد از عملكرد خود را به حساب دشمني و توطئه عليه خود دانسته و سعي در خاموش كردن صداي مخالفان داشته‌اند.

يكي از وظايف بزرگ مطبوعات و رسانه‌ها، انعكاس واقعيت‌هاي جامعه است؛ واقعيت‌هاي كه رنگ سفيد در آن ديده مي‌شود و حاكي از عملكرد مثبت و مفيدي است كه در جامعه رخ مي‌دهد و وظيفه رسانه‌ها، اطلاع‌رساني مناسب و خوب اين مباحث است كه در دولت كنوني هم از اين مباحث براي گفتن به مردم زياد است و بخش چشمگيري از آن در رسانه‌ها به آگاهي مردم رسانده شده است.
بحث مباحث و پيشرفت‌هاي انرژي هسته‌اي و پيشرفت‌هاي علمي دانشمندان و متخصصان در امور گوناگون، از آن جمله است و رنگ سياه و خاكستري ـ كه كاستي‌ها موجود را گوشزد مي‌كند، را تداعي مي‌كند، چرا كه رسانه‌ها به خاطر ويرژگي خود، بايد براي هموار شدن مشكلات با اطلاع‌رساني و نقد بموقع و درست در رفع مشكلات كمك كنند و اين جزو ويژگي ذاتي رسانه‌ها و مطبوعات است.

اما متأسفانه، در ده روز گذشته، مطبوعات و رسانه‌ها، شاهد آماج تند حملات و انتقادات از سوي دولتمردان بودند و بدون اشاره به روزنامه يا رسانه خاصي، برخي از رسانه‌ها را به طراحي كودتاي خزنده عليه دولت متهم نمودند. در اين زمينه، نخست مهدي كلهر، مشاور رئيس‌جمهور در امور رسانه‌ها، با انتقاد از عدم اطلاع‌رساني در دولت گفتند: امروز، مدتي است كودتاي خزنده‌اي عليه دولت در رسانه‌هاي داخلي و خارجي در جريان بوده و نشانه‌هايي هم هست كه به كودتاي آشكاري نيز تبديل شده است.
وي با تأكيد بر نقش مهم رسانه بيان داشت: امروز برخي رسانه‌ها سر و صدا مي‌كنند كه پيام‌ها شنيده نشود و بسياري از پيام‌هايي كه مي‌دهند نيز دروغ است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:6  توسط ستاریان  | 

بنرین از یک نگاه

پرداختن به مقولات اقتصادی بدون در نظر گرفتن تمام جوانب ممکن است به نتایجی منجر شودکه از پیش قابل اعتنا نبوده است و در محاسبه  سود وزیان با بی طرفی می توان اذعان کرد که تصمیم گرفته شده درست یا غلط بوده است به عنوان مثال سهمیه بندی بنزین با همه محاسن آن که از جانب تمامی اهالی اقتصاد به عنوان راه حلی  اضطراری جهت جلوگیری از هدر روی منابع کشورتوصیه وپیشنهاد شده بود وهم اکنون در حال اجراست ومنجر به صرفه جویی کلانی گشته تا چه حد به اقتصاد کشور کمک کرده ونتیجه آن در سبد خانوار چه بوده است گرچه برای رسیدن به آمار دقیق آثار وتبعات اجرای طرح سهمیه بندی مدتی وقت لازم است اما با اشاره به مواردی که در ذیل می آید شاید بتوان تصویری ازآینده نشان داد وشاید این مطلب راهی باشد برای روشن کردن قسمتی ازمشکلاتی که برای مردم پیش آمده وشاید درصورت وجود کسانی که ماموریت پی گیری نظرات مردمرا دارندو از گوشه وکنار وسایل ارتباط جمعی با سرچ کردن به این مطلب میرسند نکته ای داشته باشد که در جایی ذکر نشده از این رو متن حاضر در پی حلاجی اثر طرح اجراشده در میان آحاد مردم است

 

یکی  از دلایلی که اجرای طرح سهمیه بندی رابه انقلابی اقتصادی تشبیه میکنند ودولت فعلی رابه داشتن شجاعت اجرای آن متصف می دانند به علت بیماری اقتصاد ماست که ناخوداگاه تمامی فعالیت اقتصادی خرد وکلان کشورمان با موضوع بنزین گره خورده است به عنوان مثال:

 

1- اولین مشکل واساسی ترین آنها نبود سیستم حمل ونقل شهری در شهرهای بزرگ وکلان شهرها است که با سهمیه بندی تعداد مراجعین به وسایل حمل ونقل عمومی افزایش قابل توجهی یافته است واز سوی دیگربه امکانات قبلی به نسبت تقاضای اضافه شده امکانی افزوده نشده است نمی دانم مسئولین تا کنون به مترو سوار شده اند یا خیر حتم دارم جواب منفی است زیرا اگر چنین نبود مردم را برای استفاده ازآن ترغیب وتحریص نمی کردند چون ازدحام جمعیت وفشاربیش از اندازه به مترو عملا قهرمانان هنرهای رزمی وپهلوانان را از خطرله شدن در زیر دست وپا مصون میدارد واشخاص ضعیفی مانند اطفال وزنان وافراد مسن قابلیت رقابت باقشر یاد شده در بالا برای سوار وپیاده شدن از واگنهاراندارند واتفاقا این دسته به لحاظ مشکلات مالی توان پرداخت کرایه تاکسیها رانیز ندارند که فعلا با تفاخر کامل به گلچین کردن مشتری های بیشمارخود مشغولند تا دریافتی بیشتری کسب کنند واتوبوسها نیزازپیش دچار مشکلات خود بوده وهستند وگرچه گفته شده هزار دستگاه اتوبوس در تهران قرار است اضافه شوداما این قول وقرار ما را به یاد ضرب المثل سیلی نقد به از حلوای نسیه می اندازد لذا کماکان اقشار کم درآمد ناچار به تحمل سیلی ومشت ولگد برای سوار شدن به اتوبوس هستند تا بعد چه پیش آید

 

2- جمع کثیری از کارمندان دولتی وبخش خصوصی به علت نداشتن درآمد کافی وجهت کمک به هزینه های خود ناچار با استفاده از وام بانکی وبه صورت اقساطی اتومبیلی تهیه کرده اند که باآن به کار انتقال بار ومسافر به صورت پاره وقت مشغولند واکنون با سهمیه بندی بنزین نه تنها ازکار دوم خود بازمانده اند که بازپرداخت اقساط وام نیز به معضلی برایشان تبدیل شده که راه حلی برای آن نمی یابند

 

3-گروه های کاری که ارتباط مستقیم با حرکت خود روها دارند در کسادی حاصل از تردد نداشتن اتومبیلها به اضرار رسیده اند برای مثال تعمیرگاههای اتومبیل باطری سازرادیاتورساز صافکار نقاش لاستیک فروش وپنچرگیرولوازم یدکی فروش و.....صدها شغل دیگرکه در ارتباط مستقیم با خسارت منتج از سهمیه بندی به ناچار باید با مشکلات ناشی ازکمبود درآمد دست وپنجه نرم کنند وسرپا بمانند

 

4- در روزهای تعطیل جمع زیادی از مردم به قصد تفرج وگردش به پارکها وتفرج گاهها وشهرهای اطراف می رفتندوصنعت گردشگری از نوع داخلی رواجی نصفه نیمه یافته بودواز ناحیه هزینه های تفرج مردم کسانی در بین مسیر یا خود مقصد به انتفاع می رسیدند که اکنون با سهمیه بندی این مسافرتها به هر میزان کم شده باشد در درآمد اقشار یاد شده تاثیر مستقیم داشته استترافیک جاده ای گردشگران پیش از اعلام سهمیه بندی

 

5- از زمان اجرای طرح تمام کسانی که سالهای پیش از تنها امکان خرید خود از خودروی داخلی استفاده کرده و دارای پیکان واتومبیلهای پر مصرف دیگرشده اند ناچارند نیمی از مسیر طی شده توسط اتومبیل های به نسبت کم مصرف کنونی را طی کنند وهمان اندازه بنزین مصرف کنند واین عدالت نیست . همین جا این سئوال راکه همیشه ذهن مرابه خود مشغول داشته طرح میکنم : از قبل فروش محصولات خودرو سازی این شرکتهاکه ازحمایت  همه دولتها برخوردار بوده اند وخودروی داخلی را به مردم ما گرانتر از کشورهای دیگر عرضه کرده اند واکنون به شرکتهای رقیب خودرو سازی جهان تبدیل شده وبه صدور محصولات خود رسیده اند نباید به علت تولید خودروی پر مصرف قدری ازخسارات مردم را باپرداخت عوارض خودرو ومالیات به دارندگان این گونه خودروها پرداخته وکمکی کنند وآیا دولت نباید با بستن نوعی مالیات به صادرات این گونه شرکتها هزینه وارد شده به کشور راازجانب  این خودروسازان بازستاند

 

6- شبکه توزیع در ایران شبکه ای بسیار پیچیده است که گاهی محصولی برای رسیدن به بازار به دلایل مختلف ناچار به طی مسافت های طولانی است تابه دست مصرف کننده برسد اکنون با سهمیه بندی امکان رسیدن بعضی از محصولات به اقصی نقاط کشور نخواهد بود والبته این حدس وگمان است وصحت آن باید توسط عده ای که درگیراین کمبودها شده اند به تائید برسد

 

7- اکنون با نگاهی مجدد به موارد گفته شده می توان به این نتیجه رسید که سهم درآمدی مردم به هر میزان کم شده باشد ازهزینه کردنشان نیز کسر شده است ودر داد وستد کلی سهم قابل توجهی از اقتصاد بازار از گردونه خارج شده است ودر نگاهی دقیق تر سهم سبد خانواراز سهمیه بندی در حال حاضر فشار مضاعفی است که تنها به اقشار کم درآمد وارد می شود والاکسانی که دارای امکانات مالی خوبی هستند برای رفع کمبود بنزین خود قادرند یکی دواتومبیل خریده واز سهمیه بنزین آن استفاده کنند بدون آنکه تاثیری منفی از سهمیه بندی را حس کرده باشند وبعضی از ایشان هم اکنون نیزدارای چندین اتومبیل هستند وبا تمسخربه سهمیه بندی مینگرند ودرد موتور سوارانی را که درست یا غلط با روزی یک لیتر سهمیه ناچارند به کار پیک موتوری وحمل مسافر در محدوده مرکزی شهر برسندو امورات خانواده خود را رتق وفتق کنند به هیچ می انگارند پس به نظر من هر چه صرفه جویی ارزی از ناحیه سهمیه بندی حاصل شده باشد که به درآمد اقشار کم درآمد وبهبود زندگی ایشان کمکی نکند حتی ارزش گفتن ندارد زیرا کسانی از مردم که به سبب اجرای این طرح ناچار به تحمل مشکلات آن شده اند وبهبودی در زنگی خود حس نکرده اند به نوعی انزجار از نظام خواهند رسید که به سود کشور نیست زیرا شعار این نظام رسیدگی به محرومین است واکنون این محرومین بیش از هر زماندیگری به کمک نیازمندند                                        

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 18:19  توسط ستاریان  | 

طلحه وزبیر و حال فعلی افراد

سلام

خوب  حدود دو ماه دوری نسبی از فعالیت اینترنتی وغیر فعال بودن گذشت دراین دوماه به معدود دوستانی که ارتباط داشتم سر میزدم وهر از چند گاه با درج مطلبی که غالبا نقل از جاهای دیگر بود چراغ وبلاگ را روشن نگاه داشتم که این عدم فعالیت به علت خرابی کامپیوتر وقطع تلفن به علت بدهی (هزینه اینترنت)حاصل شده بود و فعلا اولین مشکل حل شده ودر اتیه با پرداخت قبض تلفن مشکل بعدی نیز حل خواهدشدوتمام وکمال در خدمت دوستان شفیقی که در این مدت مرا فراموش نکردند خواهم بود انشاالله

 

در این مدت حوادثی اتفاق افتاد وسوژه های زیادی بود که جای طرح وبررسی داشت که اکنون مجال پرداختن به آنها نیست و زمان طرح آن نیز گذشته است عمده مطلبی که فکر مرا به خود مشغول کرده  اعلام پیشرفتهای محیر العقولی است که اخیرا مسئولین اجرایی و وزرا وبه تبع آن طرفداران دولت در آن بسیارمبالغه میکنند وآمارهایی ارائه میدهند که درفلان چیز اینقدر پیشرفت داشته ایم ودر بهمان موضوع ازچشم انداز صد ساله نیز جلو افتاده ایم!!و قیچی به دست مشغول بریدن روبان وافتتاح طرحهای عمرانی ماحصل کاردولتهای گذشته هستند ودرعین حال باداد و فریادمیگویند که:

 دولت سازندگی که پس از اتمام جنگ به میدان آمد وبا هیچ وخزانه خالی وتحریمها شروع به ساختن خرابی ها کرد جز خوردن وچاپیدن هیچ کاری نکرده است و...

 

و دولت اصلاحات نیز که با نفت بشکه ای هفت تا ده دلار کشور را اداره مینمود وبا بحران های ساخته مخالفان خود هرروزه درگیر بود با این حال ضمن سیاست تنش زدایی که منجر به افزایش قیمت نفت شد و این افزایش درآمدرا بدون عوام فریبی از طریق تزریق نقدینگی به جامعه وپس انداز مناسب آن در صندوق ذخیره ارزی ؛ کشور را به دولت بعدی تحویل داد کاری جز بی دین کردن مردم انجام نداده است گرچه همه ابزارهای فرهنگی از کنترل آن دولت خارج بوده است!! و...

 

و دولت عدالت که با یکدستی همه ارکان حکومت و بدون هیچ مخالفی با فروش نفت بشکه ای شصت وپنج تا هفتاد دلاراگر مسکن رابه آرزوی دست نیافتنی اقشار کم درآمد تبدیل کرده هنر به خرج داده است! واگر زندگی برای مردم سخت تر ازدوره های پیشین شده علت مربوط می شود به دوره جنگ جهانی ما قبل اول و خواجه تاجدار آقا محمد خان قاجار وربطی به دولت کنونی ندارد! و اگربرای خریدپنج کیلو میوه باید ده هزار تومان پرداخت کرد اوضاع بهتر شده است وهمه جا گل وبلبلی است!!

..........

 

دوستی ساکن جاجرود میگفت هفته پیش وزیر راه به جاجرود آمده بود و پلی راکه بیش از سی چهل سال مورد استفاده عموم بوده است را افتتاح کرد و ماحصل این کار ترافیک چندین ساعته وسردرگمی مردمی بود که حیران مانده بودند که چه خبراست ووقتی موضوع رامی فهمیدند کلی باعث انبساط خاطرشان می شد بگذریم! بدینگونه آمار سازندگیها بالا میرود ورکوردی عظیم ثبت می شود یادتان هست افتتاح فاز یک عسلویه هنگام سفر هوگو چاورز ونصب دوعکس بسیاربزرگ از احمدی نژاد وهوگوی  بسیار بسیار مخلص و دوست داشتنی خودمان ، من دقت کردم حتی اشاره ای به زمان آغاز عملیات ساختمانی پروژه در هیچ یک از بخش های خبری نشد وبیچاره مردم ساده دل ما گمان کردند بزرگترین کارخانه نمیدانم چی چی !! جهان با این عظمت یک شبه از آسمان نازل شده واین به برکت وجود نازنین دولت احمدی نژاد بوده است!!

سعیدی کیا که جزو معدود وزرایی است که من دوستش می دارم آن زمانی که وزیر راه بود با شعار جاده سازی برای روستائیان مشغول ساخت جاده های روستایی شدوازساخت بزرگراه وتعریض جاده های اصلی  کشور غفلت کرد نتیجه این شد که در اثر سیل و زلزله و حوادث دیگربسیاری از آن راههای روستایی از بین رفت و آمار تصادفات جاده ای ؛ ما را رکورد دار مرگ و میر جاده ای در جهان نمود که البته اخیرا به گفته سردار رویانیان آن آمار به مدد سهمیه بندی بنزین واینکه کسی هوس مسافرت به سرش نمی زند به فلان درصد کاهش یافته !!!!

 کسی در اصالت فکر جناب وزیر که خدمت به محرومین وروستائیان بود شک ندارد اما نتیجه آن کار باعث خسارت بسیاربه کشور ومردم بود اهداف این دولت گرچه به سبب روحیه خدمت به آحاد مردم خوب است ولی چون به لوازم اجراو تبعات آن فکری نشده باعث به زحمت افتادن مردم وخساراتی می شود که جبران ناپذیر است مثل علت اصلی گرانی مسکن که هیچ کجا به آن اشاره نشد وآن به گمان من این است : چند روز پیش ازسفر استانی دولت به سواحل شمالی در استانه سال نو شایعه شد که قرار است زمین ملی اعلام شود واصل موضوع اعلام ملی شدن سواحل دریابرای استفاده عموم مردم بود. بدیهی است این کار فی نفسه خوب است اما در یک کلاغ صد کلاغ آنچه به گوش مردم رسید ملی کردن زمین بود!! نتیجه آن افزایش قیمت بی سابقه مسکن بود

اصل سهمیه بندی بنزین خوب است اما ضرب العجل سه ساعته برای اجرای آن به طوری که هیچ یک از مسئولین شهری از آن با خبر نباشند جز اعلام کننده نتیجه تخریب اماکن عمومی است وبیش از آن تخریب حیثیت نظام که در گوشه وکنار دنیا زیر سئوال رفت

 یا اعلام ساخت گوشی تلفن های همراه در ایران در ابتدای کار دولت کنونی وبستن عوارض شصت درصدی به آن توسط وزارت بازرگانی به بهانه هجم انبوه گوشی های وارد شده وهمچنین به بهانه به کار گماردن عده بیشماری از بیکاران در صورت ایجاد کارخانه تولید موبایل در ایران ؛ که البته پس از گذشت دو سال معلوم شد چنین کاری نه تنها شدنی نیست بلکه صرفه اقتصادی ندارد وانجام نخواهد شد وشما خود حساب کنیدکه سودحاصل ازافزایش قیمت صددرصدی این کالای مورد نیاز مردم آنهم در زمان اعلام واگذاری یک ونیم میلیون خط تلفن همراه چه میزان است وما هرگز نفهمیدیم این سود به جیب چه کسی رفت!! وچرا برخوردی نشد.

اینها که گفته شد به دلیل ذکر آمارهای ارائه شده از سوی تریبونهای رسمی دولت و صدا وسیما ونمازجمعه ها و ..... و درج مطلبی بود دریکی از وبلاگهای طرفدار دولت که برای نشریه متمول شما نیز مطلب مینویسد واوایل کارش روزی دویاسه پست درسه وبلاگش با اسامی مختلف ارسال میکردوگویی بیست وچهار ساعته پای کامپیوتر است وکاری جز نوشتن ندارد

اواخیرا ضمن استناد به حرف یک خبرنگار ایتالیایی که گفته است وجود گلفروشی ها ولوکس فروشی های پر مشتری در ایران نشانه ثروتمند بودن مردم این کشور است وخواسته است غرب در دید خود نسبت به ایران تجدید نظر کند !!

البته من بعد از خواندن آن بسیار خوشحال شدم که ثروتمند هستم گرچه خودم نمی دانم ولی به هر حال یکی ازایتالیایی ها می داند!! و لابد چون پس از دوماه توانستم هزینه تعمیر کامپیوترم را بپردازم نشانه پیشرفت کشورم است و باید درآمار خدمات دولت کنونی ثبت شود!! و اگر در چین (که در بسیاری از موارد با آن کشور مقایسه می شویم ) نه تنها اینترنت مجانی است بلکه از طریق خطوط تلفن مردم به چهل کانال تلویزیونی دسترسی دارندما به جهت استفاده از اینترنت گران قیمت از تلفن نیز محروم شده ایم ؛ اما چه باک لااقل سالی یکی دوبار سری به گلفروشی می زنیم و اگر جنس لوکس نمی توانیم بخریم حداقل می توانیم برای آن خبرنگار ایتالیایی قیافه بگیریم که بعععععععععله ما اینیم!!!!

اما افق آینده اصلا هم تیره نیست چون احمدی نژاد دیروز بعد از پاره شدن حنجره های بیشمار اعلام کرد تصمیم گرفته است یک اطاق فکری هم درست کند تا از این پس کسانی در آن اطاق مشغول فکر کردن باشند و گرچه معلوم نیست از فکر آنان استفاده شود ولی کمترین حسنش این است که میتوان از این پس تمام خرابی های احتمالی پیش آمده را به گردن اطاق فکر انداخت وخود رابی تقصیر جلوه دادزیرا آخرالامر نمی توان پس از طی چهار سال بازهم گفت مشکل این دولت دولتهای پیشین بوده است که اگر چنین چیزی گفته شود مجوزی میشودبه همه دولتها که ضمن استناد به آن خود را بی تقصیر قلمداد کنند تا معلوم شود بیچاره اجداد غار نشین مقصر اصلی هستند!! زیرا در هیچ دوره ای از دوران دوهزار وپانصد ساله این کشور جز ستم و دزدی وچپاول اثری نمی توان یافت !! و پس از انقلاب نیز چون احمدی نژاد حضور نداشته هیچ خیری نصیب این ملت نشده است وهمه اصحاب خدمت در دوره های گذشته کاری جز خیانت نکرده اند * واگر مختصر!! آزار و شکنجه و صدمه هاو زحمتهایی هم برای استقرار نظام کشیده اند می توانند مانند طلحه وزبیر باشند هرچند در مثال همه صحابی ویاران راشامل شوند!! اصلا کارکرد تاریخ درهمین جاهاست !! (دقت کنیدهیچ کس جزطرفداران دولت استثنا نمی شوند) وهر چند معلوم نباشدامام علی (ع) ماجرا کیست!  آقادولتهای پیشین را نیز درجای خود حمایت کرده است آیا علی ماجرا احمدی نژاد است!!.

موضوع میزان بودن حال فعلی افراد به نقل از امام راحل هم به مستمسکی بدل شده است تابه کمک تبلیغات  منفی رسانه ای علیه اصحاب خدمت دوره های پیشین آنان را چنان تخریب نمود تا دیگر مجالی برای عرض اندام مجدد نیابند غافل از آنکه با زیر سئوال بردن گذشته این نظام حرف معاندین را تایید کرده اند مگر آنها چیزی غیر از این میگویندکه جمهوری اسلامی هیچ برای این ملت نداشته است!! خوب است حدی برای تخریب حریفان انتخاباتی قائل شد که از نظام هزینه نشود زیرا گاهی تخریب دیگران سودی نصیب کسی نمی کند که هیچ ، به زیان کل نظام نیزخواهد بود واین نیزیادمان باشدمسندها می مانند ومسندنشینان رفتنی هستند ویک روز باید به فحش وناسزاگفتن به مسند نشین سابق خاتمه داد زیرا زمانی خواهد رسید که کسی برای مسئولیت به دلیل از میان رفتن حرمت آن میان مردم پشیزی ارزش قائل نشودوقدرت طلبان به آن به دیده اریکه فرمانروایی بنگرندوخادمان میدان تهی کنند .

 

*. حرفی که هیچ ملت عاقلی نسبت به گذشته خود نمی گوید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 11:58  توسط ستاریان  | 

از تخريب ياران امام احساس شرم مي‌كنم

از تخريب ياران امام احساس شرم مي‌كنم

 


گفت‌وگو با وزير سابق اطلاعات


 

«هرنوع اعتراض دانشجويي را نبايد حركت ضد انقلابي تلقي كنيم و پاسخ هر اعتراضي الزاما برخورد خشن نيست»،‌«بسياري از اعتراضات، صنفي و عادي است و نبايد آن را ضد امنيتي و سياسي تلقي كنيم و چنانچه در مواردي هم اعتراض سياسي و امنيتي بود بايد تلاش كنيم آن را به يك حركت عادي و صنفي تبديل كرده و از امنيتي كردن فضا پرهيز نماييم»

اين جملات مردي است كه سال‌ها در امنيتي‌ترين نهاد كشور مسووليت داشته است. او امروز از برخي دغدغه‌هايش مي‌گويد و ابراز تاسف مي‌كند از اين‌كه گاهي اوقات به دست بعضي از خودي‌ها در جهت منافع مخالفان و دشمنان كشور اقدام و با برخي تنگ‌نظري‌ها و افراط‌ گري‌ها امنيت ملي مخدوش مي‌شود.

علي يونسي فردي بود كه سيدمحمد خاتمي پس از ماجراي معروف به قتل‌هاي زنجيره‌يي به اقدامات اصلاحي وي در وزارت اطلاعات دل بست و شايد حساس‌ترين جايگاه كابينه‌اش را به او سپرد.

او كه هم اكنون در سمت مشاور قوه قضاييه و معاون بررسي‌هاي فقهي و حقوقي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به كار خود ادامه مي‌دهد، نسبت به برخي طرز تلقي‌ها كه سعي در امنيتي جلوه دادن فضاي جامعه دارد گله‌مند است. وي در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مي‌گويد: وجود عده‌اي دانشجويان معترض و استادان صاحب‌نظر مخالف و نويسندگان منتقد را بايد تحمل كنيم و با راهكارهاي مناسب در جذبشان تلاش كنيم و سعي كنيم آنان را به عناصري طرفدار و موافق تبديل نماييم.

يونسي، تبديل معاند به موافق را يك اصل امنيتي مي‌داند و از اينكه غالبا در اين زمينه برعكس عمل مي‌شود ابراز تاسف مي‌كند و مي‌گويد اگر قصد جذب مخالفان را نداريم حداقل نبايد سبب طرد موافقان شويم.

وي با بيان اين‌كه در مواجهه با اتهام اقدام عليه امنيت ملي قانون جامع امنيت ملي نداريم تاكيد مي‌كند كه در تهيه استراتژي قانون امنيت ملي بايد همه ملاحظات حرفه‌يي و منافع دراز مدت كشور را در نظر گرفت.

يونسي همچنين با اعتقاد به اين‌كه با تبديل موضوعات عادي به موضوعات امنيتي هزينه‌ها افزايش مي‌يابد و سياسي شدن موارد ساده اجتماعي آن را به بحران امنيتي تبديل مي‌كند يادآور مي‌شود كه در بسياري موارد اگر ساده‌سازي مي‌شد متحمل هزينه‌هاي سنگين نمي‌شديم. او در اين زمينه حادثه كوي دانشگاه را مثال مي‌زند و با تاكيد بر اين‌كه هر اتهامي را نبايد به نام اتهام امنيتي عنوان كرد، مي‌گويد: قاضي امنيتي بايد نتيجه‌گرا باشد و از اينكه بگويد صرفا قانون را اجرا مي‌كند دوري كند.

يونسي همچنين از تخريب برخي چهره‌هاي كشور و ياران امام(ره) سخت گله‌مند است و با ابراز احساس شرم از انتشار برخي نامه‌ها و كتاب‌هايي كه در جهت تخريب ياران امام(ره) منتشر مي‌شود تصريح مي‌كند: آنان كه روششان تخريب و لجن پراكني مديران كشور است آب به آسياب دشمن مي‌ريزند.

متن كامل گفت‌وگوي تفصيلي وزير سابق اطلاعات و مشاور رييس قوه قضاييه در ادامه مطلب
                                                            منبع: ايسنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:28  توسط ستاریان  |